در دامنههای حیدربابا و در دل روستای خشکناب، خانهای ساده و روستایی هنوز عطر کودکی محمدحسین بهجت تبریزی، متخلص به شهریار را در خود دارد؛ خانهای که شاعر، سالها پس از دوری از آن، خاطراتش را در ماندگارترین منظومههای فارسی و ترکی جاودانه کرد و حالا پس از مرمتی گسترده، آماده میشود تا به عنوان موزه فرهنگ و ادب میزبان علاقهمندان به فرهنگ و ادبیات باشد.
از خانهای متروک تا موزهای فرهنگی
خانه پدری شهریار در خشکناب، روستایی از توابع بخش تیکمهداش شهرستان بستانآباد در آذربایجانشرقی، سالها نیازمند رسیدگی و بازسازی بود. این بنا که با دیوارهای کاهگلی، تیرهای چوبی، درهای ساده و ایوانی رو به طبیعت شناخته میشود، بخشی از حافظه کودکی شهریار را در خود جای داده است؛ همان فضایی که بعدها دستمایه سرایش اشعار ناب او شد.
به گفته احمد حمزهزاده، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی آذربایجانشرقی، این خانه توسط این ادارهکل تملک و مرمت شده است. به گفته او، مجموعه یادشده هزار و ۲۳۴ مترمربع عرصه و ۳۵۰ مترمربع اعیان دارد و برای تملک، مرمت و احیای آن در مجموع ۳۰ میلیارد تومان هزینه شده است.
پروژه بازسازی با حفظ ویژگیهای معماری بومی منطقه پیش رفته است. پس از رفع مسائل مربوط به تملک و تامین اعتبار، عملیات اصلی مرمت از سال ۱۴۰۰ آغاز شد و در روزهای اخیر با انجام لکهگیریهای نهایی، نصب شناسنامه بنا، اجرای سکوها و محوطهسازی به پایان رسیده و خانه برای بهرهبرداری رسمی آماده شده است.
معماری روستایی در دامنه حیدربابا
نخستین تصویری که در مواجهه با خانه پدری شهریار به چشم میآید، سادگی و هماهنگی آن با بافت روستایی خشکناب است؛ دیوارهایی به رنگ خاک، درهای چوبی، ستونها و تیرهای چوبی که ایوانی در دو طبقه را شکل دادهاند. گلدانهای کوچک در کنار نردههای چوبی و درختانی که بخشی از نما را در برگرفتهاند، فضایی صمیمی و روستایی به بنا بخشیدهاند.
در داخل خانه، اتاقهایی با فرشهای طرحدار، دستبافتههای رنگارنگ، پارچهها و لباسهای محلی محلی آذربایجان خودنمایی میکند. در گوشهای از یکی از اتاقها لباسهای سنتی آویخته شده و در اتاقی دیگر، دو صندلی چوبی کنار پنجرهای قرار گرفته که نور طبیعی از آن به درون میتابد. بافتهها و نخهای رنگی، در کنار جزئیات تزئینی ساده، تلاش کردهاند حس زندگی سنتی منطقه را برای بازدیدکننده ملموس کنند.
یکی از جذابترین قابهای این خانه، پنجرهای چوبی است که چشمانداز روستا، درختان و طبیعت حیدربابا را در خود جای داده است؛ منظرهای که بهخوبی نشان میدهد چرا طبیعت خشکناب تا این اندازه در ذهن و شعر کودکی شهریار نقش بسته است. ایوان چوبی خانه نیز با سقف تیرپوش، ستونهای چوبی و نردههای ساده، بیش از هر بخش دیگری روح معماری روستایی را به نمایش میگذارد؛ جایی برای نشستن، تماشای طبیعت و گذران زندگی روزمره که حالا قرار است روایتگر داستان شاعری بزرگ برای بازدیدکنندگان باشد.
ردپای خشکناب در شعر شهریار
فاصله میان آن کودک روستایی که در خشکناب میدوید و شهریارِ شاعر، چندان زیاد نیست. کافی است در این خانه قدم بزنی و از کنار پنجرههای رو به طبیعت عبور کنی تا دریابی منظرههای ساده روستا چگونه در حافظه شاعر ماندگار شدهاند.
بیتردید روشنترین پیوند میان شهریار و زادگاه کودکیاش را باید در منظومه «حیدربابایه سلام» جستوجو کرد؛ اثری جاودانه که شاعر در آن با خطاب قرار دادن کوه حیدربابا، به سراغ خاطرات کودکی، طبیعت، مردم، آیینها، بازیهای کودکانه و قصههایی میرود که از زبان مادربزرگ شنیده بود. در این منظومه، تصاویری از رعد و برق و باران، کوه و روستا، و دلتنگی برای روزگار کودکی در کنار هم قرار گرفتهاند و همان حس نوستالژیک عمیق، جوهر اصلی شعر را میسازد.
شهریار اگرچه سالها از خشکناب دور ماند، اما خشکناب هرگز از شعر او دور نشد. حیدربابا از برابر چشمانش رفت، اما در واژههایش ماند و خاطرات آن سالها به بخشی از میراث ادبی ایران تبدیل شد. خانه پدری او اکنون قرار است همین پیوند را به شکل ملموستری بازنمایی کند؛ بازسازی بخشی از زیستجهان کودکی که بعدها در اشعار ترکی و فارسی او بازتاب یافت.
افتتاح همزمان با روز ملی شعر و ادب فارسی
زمان افتتاح این مجموعه نیز با مناسبتی ویژه همزمان شده است. در آستانه روز ملی شعر و ادب فارسی و سالروز درگذشت استاد شهریار، خانه پدری او به طور رسمی به بهرهبرداری میرسد. مرتضی محمدزاده، معاون سیاسی و اجتماعی استاندار آذربایجانشرقی، با اشاره به برنامههای این ایام اعلام کرده است که مجموعهای از برنامههای فرهنگی و ادبی طی حدود چهار روز در استان برگزار میشود و افتتاح خانه پدری شهریار در خشکناب یکی از محورهای اصلی آن خواهد بود.
به گفته او، مراسم افتتاح روز پنجشنبه ۲۶ شهریور با حضور مردم منطقه و مقامات کشوری برگزار میشود و پس از آن، این خانه به عنوان موزه فرهنگ و ادب فعالیت خود را آغاز خواهد کرد تا ظرفیت آن برای معرفی فرهنگ و ادبیات منطقه و شناساندن بیشتر شخصیت و آثار شهریار به کار گرفته شود.
نکته مهم آن است که کار این خانه با پایان مرمت تمام نمیشود. بنای احیا شده قرار است فراتر از یک اثر تاریخی، به پایگاهی برای روایت فرهنگ بومی، برگزاری رویدادهای ادبی و پیوند نسل جدید با میراث شهریار تبدیل شود. همانطور که در یکی از قابهای ثبتشده از این خانه، کودکی از پلهها بالا میآید، این تصویر ساده بهخوبی نشان میدهد که این مکان دیگر خانهای متروک نیست، بلکه قرار است میزبان کودکانی باشد که شاید پیش از این تنها نام خشکناب را در شعر شهریار شنیده بودند و اکنون میتوانند قصه آن را از زبان دیوارها، پنجرهها و ایوان چوبی همین خانه بشنوند.
از پشت پنجرههای چوبی هنوز میتوان درختان خشکناب را دید، از ایوان صدای زندگی امروز روستا به گوش میرسد و در اتاقها نشانههایی از زندگی سنتی آذربایجان به نمایش درآمده است. شهریار سالها پیش از این خانه رفت، اما خانهاش ماند تا امروز بار دیگر داستان او را در همان جغرافیایی روایت کند که کودکیاش در آن ورق خورد.
نظرات (0)