مرضیه جعفری، سرمربی تیم ملی فوتبال بانوان ایران، در نخستین شب فرهنگی فوتبال استان کرمان که با حضور اهالی فوتبال و مسئولان استانی برگزار شد، ناگفته‌هایی از دو ماموریت سخت و پرماجرای اخیر تیم ملی را بازگو کرد؛ از اعزام پرتردید به اردن در روزهای جنگ تا حضوری پرالتهاب در استرالیا که به گفته او، وفاداری و تعصب ملی‌پوشان را بیش از هر نتیجه‌ای به نمایش گذاشت.

از ۲۰ روز بی‌تمرینی تا تصمیم برای اعزام به اردن

جعفری با اشاره به شرایط ویژه کشور در جریان جنگ ۱۲ روزه گفت: تیم ملی بانوان درست در همان مقطع باید راهی اردن می‌شد؛ کشوری که هم‌مرز با اسرائیل است و فضای اعزام به شدت ملتهب بود. بازیکنان نزدیک به ۲۰ روز هیچ تمرینی نداشتند و تنها سه روز پیش از اعزام فرصت حضور در کمپ تیم ملی و انجام تمرینات فشرده را پیدا کردند.

به گفته سرمربی تیم ملی، در آن روزها تردیدهای جدی درباره اعزام وجود داشت. او یادآور شد که در جلسه‌ای با مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال، این موضوع به صراحت مطرح شد. تاج تاکید کرده بود که هیچ فشاری برای اعزام وجود ندارد و تصمیم نهایی بر عهده کادر فنی است: «اگر تشخیص می‌دهید اعزام به صلاح نیست، هیچ ایرادی ندارد و ما اصراری نداریم.»

جعفری اما با وجود تمام نگرانی‌ها، اعزام را به سود تیم دانست و مسئولیت آن را پذیرفت. تصمیمی که به گفته او، با پذیرش ریسک و با تکیه بر انگیزه بالای بازیکنان گرفته شد.

درخشش در اردن و صعود به استرالیا

سرمربی تیم ملی فوتبال بانوان، عملکرد شاگردانش در تورنمنت اردن را «افتخارآفرین» توصیف کرد. او گفت ملی‌پوشان ایران در حالی به میدان رفتند که رقبا سال‌ها برای این مسابقات برنامه‌ریزی و آماده‌سازی کرده بودند، اما دختران ایران با وجود بی‌تمرینی طولانی، نمایشی فراتر از انتظار ارائه دادند.

جعفری از نقش حمایتی رئیس فدراسیون در آستانه دیدار سرنوشت‌ساز برابر اردن نیز قدردانی کرد و گفت: «آقای تاج پیش از بازی آخر به من آرامش دادند و گفتند چه ببرید و چه ببازید، همین که پرچم جمهوری اسلامی را بالا برده‌اید برای ما کافی است.» جمله‌ای که به گفته او، حال و هوای تیم را دگرگون کرد.

تیم ملی بانوان در نهایت با پیروزی ۲ بر یک مقابل اردن، جواز حضور در رقابت‌های استرالیا را به دست آورد؛ پیروزی که در آن شرایط، معنایی فراتر از یک صعود ورزشی داشت.

استرالیا؛ سخت‌ترین روزهای مادرانه و مربیگری

بخش تلخ‌تر روایت جعفری اما به روزهای حضور در استرالیا مربوط می‌شود. او گفت تنها دو روز پس از رسیدن تیم به استرالیا، جنگ آغاز شد و دوری از خانواده، فشار روانی سنگینی را بر کادر و بازیکنان تحمیل کرد.

جعفری که خود را علاوه بر سرمربی، مادری نگران توصیف کرد، افزود: «فرزندم، خانواده‌ام و هم‌میهنانم در ایران بودند و من در آن فاصله طولانی، مسئولیت مدیریت این دختران را بر عهده داشتم. هنوز وقتی درباره آن تورنمنت حرف می‌زنم، حالم بد می‌شود. واقعاً روزهای سختی بود.»

او تاکید کرد که بازگشت تیم به کشور شاید در یک جمله احساسی خلاصه شود، اما آنچه او در تمرینات و در کنار بازیکنان تجربه کرده، عمق فشار و استقامتی را نشان می‌دهد که کمتر دیده شده است.

پیشنهادهای وسوسه‌انگیز در لابی هتل و پاسخ ملی‌پوشان

سرمربی تیم ملی خاطره‌ای تکان‌دهنده از اقامت در استرالیا را نیز بازگو کرد. به گفته او، یک روز در لابی هتل نشسته بود که دو نفر از بازیکنان نزد او آمدند و گفتند دو زن به طور مداوم به سراغشان می‌آیند و پیشنهاد می‌دهند در ازای ماندن، امکانات و حمایت‌های ویژه‌ای برایشان فراهم کنند.

جعفری تصریح کرد: «شرایط سخت بود و پیشنهادهای وسوسه‌انگیزی به بچه‌ها داده می‌شد. الان با تمام وجودم درک می‌کنم که این دختران چه کار بزرگی کردند. آنها به خاطر کشورشان ایستادند و برگشتند.»

او این تصمیم را نشانه تعصب و عِرق ملی دانست و گفت: «این بازیکنان نشان دادند به کشورشان و به پیراهنی که بر تن دارند، عِرق دارند. ماندن و برنگشتن شاید برایشان آسان‌تر بود، اما آنها وفاداری را انتخاب کردند.»

استقبال در مرز و نجات تیم از انحلال

جعفری در پایان از استقبال پرشور مردم و مسئولان هنگام بازگشت تیم به کشور قدردانی کرد و گفت حضور افرادی که تا نقاط مرزی آمدند و کنار ملی‌پوشان ایستادند، نشان داد که زحمات این نسل دیده و قدردانی می‌شود.

او به طور ویژه از محمدعلی طالبی، استاندار کرمان، و هیئت فوتبال این استان تشکر کرد و نقش آنان را در حفظ و حمایت از تیم ملی بانوان مهم خواند.

سرمربی تیم ملی یادآور شد که این تیم تا آستانه انحلال پیش رفته بود و کمتر کسی تصور می‌کرد دوباره سرپا بماند: «این تیم داشت منحل می‌شد و حتی خود من هم فکر نمی‌کردم دیگر تیمی داشته باشیم. اما امروز با حمایت‌ها و با ایستادگی همین دختران، تیم ملی بانوان زنده مانده و برای آینده می‌جنگد.»

روایت جعفری، تصویری فراتر از یک گزارش فنی از دو تورنمنت بود؛ روایتی از مسئولیت‌پذیری، مادرانگی و میهن‌دوستی نسلی از فوتبالیست‌های زن که در سخت‌ترین روزها، ماندن و بازگشتن را به هر پیشنهاد دیگری ترجیح دادند.