نگاه اسلام به پیوند انسان با زادگاه و سرزمین، نه انکار عواطف طبیعی است و نه تأیید تعصب کور؛ بلکه جهت‌دهی این احساس ریشه‌دار به سوی تقوا، عدالت و مسئولیت اجتماعی است. در شرایطی که جامعه با تهدیدهای چندلایه و تلاش برای گسست پیوندهای هویتی روبه‌روست، بازخوانی نسبت آموزه‌های وحیانی با مفاهیم ملی و سرزمینی اهمیتی دوچندان یافته است.

حجت‌الاسلام عبدالحسین یداللهی، پژوهشگر بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، در گفت‌وگویی به تبیین چهار محور اصلی در این زمینه پرداخته است؛ از مرز میان وطن‌دوستی و عصبیت تا جایگاه دفاع از سرزمین، نسبت هویت ایرانی و اسلامی و حاکمیت عدالت بر منافع ملی.

وطن‌دوستی؛ گرایشی فطری و مورد تأیید دین

به گفته این پژوهشگر، علاقه به زادگاه، محل رشد و خانه و کاشانه، گرایشی عمیق و فطری در وجود انسان است که متون دینی آن را سرکوب نکرده بلکه ستوده‌اند. قرآن کریم دوری اجباری از دیار و اخراج از خانه را در ردیف تکالیفی بسیار دشوار و هم‌سنگ گذشتن از جان معرفی می‌کند؛ آنجا که می‌فرماید: «وَلَوْ أَنَّا کَتَبْنَا عَلَیْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِیَارِکُمْ مَا فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِیلٌ مِنْهُمْ».

سیره نبوی نیز این دلبستگی را به روشنی نشان می‌دهد. پیامبر اکرم (ص) هنگام خروج ناخواسته از مکه، خطاب به این سرزمین فرمودند: «وَاللهِ إِنَّکِ لَخَیْرُ أَرْضِ اللهِ وَأَحَبُّ أَرْضِ اللهِ إِلَیَّ وَلَوْلَا أَنِّی أُخْرِجْتُ مِنْکِ مَا خَرَجْتُ»؛ سوگند به خدا تو بهترین سرزمین خدا و محبوب‌ترین سرزمین نزد منی و اگر از تو بیرون رانده نمی‌شدم، هرگز خارج نمی‌شدم.

این روایت‌ها نشان می‌دهد که محبت به وطن، امری طبیعی و انسانی است و اسلام آن را به رسمیت می‌شناسد، نه آنکه آن را نفی کند.

مرز فضیلت و عصبیت جاهلی کجاست؟

نکته کلیدی در نگاه اسلامی، تفکیک دقیق میان «وطن‌دوستی مسئولانه» و «عصبیت جاهلی» است. تا زمانی که این علاقه در مسیر آبادانی، امنیت و خیر عمومی قرار دارد، فضیلت اخلاقی به شمار می‌رود؛ اما اگر به خودبرتربینی، نفی حقوق دیگران یا حمایت کورکورانه از خطا و ظلم هم‌وطنان بینجامد، از دایره فضیلت خارج شده و به تعصب مذموم تبدیل می‌شود.

امام زین‌العابدین (ع) معیار این تفکیک را چنین بیان فرموده‌اند: «العَصَبِیَّةُ الَّتِی یَأْثَمُ عَلَیْهَا صَاحِبُهَا أَنْ یَرَى الرَّجُلُ شِرَارَ قَوْمِهِ خَیْرًا مِنْ خِیَارِ قَوْمٍ آخَرِینَ وَلَیْسَ مِنَ العَصَبِیَّةِ أَنْ یُحِبَّ الرَّجُلُ قَوْمَهُ وَلَکِنْ مِنَ العَصَبِیَّةِ أَنْ یُعِینَ قَوْمَهُ عَلَى الظُّلْمِ». به این معنا که گناه عصبیت آن است که کسی بدان قومش را از نیکان قوم دیگر برتر بداند؛ دوست داشتن قوم و وطن عصبیت نیست، بلکه یاری رساندن به قوم خود در ستمگری، عصبیت است.

پیامبر اسلام (ص) نیز به صراحت از چنین تعصبی اعلام برائت کرده‌اند: «لَیْسَ مِنَّا مَنْ دَعَا إِلَى عَصَبِیَّةٍ وَلَیْسَ مِنَّا مَنْ قَاتَلَ عَلَى عَصَبِیَّةٍ وَلَیْسَ مِنَّا مَنْ مَاتَ عَلَى عَصَبِیَّةٍ». از این رهگذر، وطن‌دوستی اسلامی، احساس تعهدی سازنده برای ارتقای جامعه است، در حالی که ناسیونالیسم افراطی بر پایه حمایت بی‌قید و شرط از خودی استوار است.

دفاع از سرزمین؛ فراتر از مصلحت سیاسی

در منظومه فکری اسلام، دفاع از آب و خاک هرگز تصمیمی مقطعی، حاکمیتی یا مبتنی بر مصلحت‌سنجی زودگذر سیاسی نیست؛ بلکه وظیفه‌ای چندلایه با پشتوانه اخلاقی، فطری و فقهی است.

نخستین آیاتی که اجازه جهاد را صادر کرد، علت آن را مقابله با ستم و بازپس‌گیری حق طبیعی سکونت دانست: «أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ، الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیَارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللهُ». قرآن همچنین فلسفه دفع و دفاع را حفظ مراکز عبادت و کرامت انسانی می‌داند: «وَلَوْلَا دَفْعُ اللهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللهِ کَثِیرًا».

قاعده نفی سلطه بیگانگان «وَلَنْ یَجْعَلَ اللهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا» و مسئولیت حمایت از مستضعفان «وَمَا لَکُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ» نیز از دیگر مبانی قرآنی دفاع مشروع به شمار می‌روند.

در روایات نیز جان‌باختن در راه پاسداری از مال، خانواده، جان و دین، شهادت محسوب شده است: «مَنْ قُتِلَ دُونَ مَالِهِ فَهُوَ شَهِیدٌ وَمَنْ قُتِلَ دُونَ أَهْلِهِ أَوْ دُونَ دَمِهِ أَوْ دُونَ دِینِهِ فَهُوَ شَهِیدٌ». همچنین مرزبانی و پاسداری از امنیت جامعه به عنوان عملی برتر از دنیا و آنچه در آن است توصیف شده: «رِبَاطُ یَوْمٍ فِی سَبِیلِ اللهِ خَیْرٌ مِنَ الدُّنْیَا وَمَا عَلَیْهَا». با این حال، اسلام حتی در میدان نبرد نیز تجاوز را نمی‌پذیرد و می‌فرماید: «وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ».

ایرانیت و اسلامیت؛ هم‌افزایی نه تقابل

به باور پژوهشگر بنیاد پژوهش‌های اسلامی، تلاش برای ایجاد دوگانه کاذب میان هویت ایرانی و هویت اسلامی، برداشتی نادرست از هر دو است. قرآن گوناگونی اقوام، زبان‌ها و ملت‌ها را بر اساس حکمت الهی و برای شناخت متقابل و همکاری تمدنی معرفی می‌کند: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللهِ أَتْقَاکُمْ» و «وَمِنْ آیَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِکُمْ وَأَلْوَانِکُمْ».

آموزه‌های اسلامی ویژگی‌های فرهنگی و تمدنی ملت‌ها را از میان نمی‌برد، بلکه بستری برای تعالی آن فراهم می‌کند. تجربه تاریخی ایرانیان در این زمینه گویاست؛ آنان با تقدیم خدمات بزرگ به اندیشه اسلامی، تمدن، نظام دیوانی و زبان فارسی را ظرفی شایسته برای جاری شدن روح توحید، اخلاق و معارف اهل‌بیت (ع) ساختند.

از این منظر، نسبت هویت ایرانی و اسلامی، نسبت پیکر و جان است؛ هویت ایرانی بستر زبانی، تاریخی و فرهنگی را شکل می‌دهد و هویت اسلامی جهت‌گیری ارزشی، معنوی و غایت انسانی آن را تأمین می‌کند. تعارض تنها زمانی پدید می‌آید که ملی‌گرایی به باستان‌گرایی کور و بیگانه‌ستیز فروکاسته شود یا اسلام به صورتی قشری و جدا از بستر زنده فرهنگ و تاریخ فهمیده شود.

عدالت؛ حاکم بر وطن‌دوستی

محور پایانی این تبیین، تقدم عدالت و حق بر هر تعلق ملی و جغرافیایی است. در تفکر سیاسی و حقوقی اسلام، هیچ مصلحت جمعی یا پیوند سرزمینی نمی‌تواند بر اصول بنیادین عدالت و قسط غلبه کند.

قرآن به صراحت می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَیْنِ وَالْأَقْرَبِینَ»؛ ای مؤمنان، برپادارندگان عدالت و گواهان برای خدا باشید، هرچند به زیان خودتان یا پدر و مادر و نزدیکانتان باشد. همچنین دشمنی با قومی دیگر نباید موجب بی‌عدالتی شود: «وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى».

بر این اساس، تمام تکالیف اجتماعی و ملی از جمله محبت به وطن، پاسداری از مرزها و صیانت از هویت سرزمینی، تنها تا آنجا مشروع و دارای ارزش معنوی است که در مدار عدالت، تقوا و احترام به کرامت انسانی تعریف شود. به تعبیر گویای این پژوهشگر، «وطن عزیز و محترم است، اما حق و عدالت بر وطن حاکم است» و همین تراز است که وطن‌دوستی را از تعصب جدا می‌کند و به آن قداستی دینی می‌بخشد.