تحولات ماه‌های اخیر در خاورمیانه، معادلات سنتی امنیتی و سیاسی منطقه را به شکل چشمگیری دگرگون کرده است. با استمرار درگیری‌های فرامنطقه‌ای که اکنون هفتمین ماه خود را پشت سر می‌گذارد، بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که موازنه قدرت به سود تهران و محور مقاومت در حال بازتعریف است؛ موضوعی که حتی در اظهارات مقام‌های پیشین آمریکایی نیز بازتاب یافته است.

اعتراف بلینکن؛ اعراب دیگر به حمایت واشنگتن دل نبسته‌اند

آنتونی بلینکن، وزیر خارجه پیشین ایالات متحده، در اظهاراتی کم‌سابقه گفته است که کشورهای حوزه خلیج فارس همگی تمایل به گفت‌وگوی مستقیم با تهران دارند. به گفته این دیپلمات دموکرات، دلیل این تمایل روشن است: «آن‌ها دریافته‌اند که ما لزوماً نمی‌توانیم از آن‌ها محافظت کنیم.»

بلینکن در ادامه با طرح پرسشی معنادار می‌افزاید: «کشورهای عرب منطقه نمی‌توانند در مواقعی که به ما نیاز دارند، روی ما حساب کنند. پس نتیجه چه می‌شود؟» پاسخ را خود او می‌دهد: «اعراب در نهایت به دنبال توافق با ایران می‌روند، چرا که به خوبی دریافته‌اند ما توان دفاع از آن‌ها را نداریم.»

این اعتراف در حالی مطرح می‌شود که نتایج یک نظرسنجی جهانی به سفارش بنیاد راکفلر در میان مردم ۳۴ کشور نیز از افت محسوس اعتماد جهانی به رهبری آمریکا خبر می‌دهد؛ افتی که به گفته ناظران، در خاورمیانه شدیدتر از سایر مناطق جهان است.

از تنگه هرمز تا باب‌المندب؛ نشانه‌های تغییر موازنه

به گفته ناظران، سه عامل میدانی در تثبیت جایگاه منطقه‌ای ایران نقش کلیدی داشته است: تثبیت حضور و قدرت ایران در تنگه هرمز، آشکار شدن ابعاد ضربات وارد شده به پایگاه‌های آمریکا در پی حملات تلافی‌جویانه تهران، و پیروزی‌های اخیر نیروهای انصارالله یمن در برابر عربستان سعودی.

روزنامه نیویورک‌تایمز در گزارشی با اشاره به ناکامی‌های ریاض در مصاف با رزمندگان یمنی و عدم حمایت عملی دونالد ترامپ از محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، از «شوک راهبردی» سعودی‌ها سخن گفته است. به نوشته این روزنامه، ریاض پس از پیروزی‌های انصارالله در باب‌المندب، از واشنگتن درخواست کمک کرد اما پاسخی حمایتی دریافت نکرد؛ رخدادی که ترک برداشتن اعتماد ریاض به کاخ سفید را عمیق‌تر کرده است.

همین الگو در خصوص پایگاه‌های آمریکا نیز تکرار شده است. به اذعان بسیاری از کارشناسان غربی و آمریکایی، جنگ اخیر نشان داد که ایالات متحده حتی در محافظت از پایگاه‌های خود در حاشیه خلیج فارس و اردن نیز با ناکامی مواجه شده است؛ واقعیتی که تردید متحدان منطقه‌ای واشنگتن را نسبت به کارآمدی چتر امنیتی آمریکا دوچندان کرده است.

روایت رسانه‌های غربی از چرخش ریاض

ژورژ مالبورونو، کارشناس ارشد روزنامه فرانسوی فیگارو، در تحلیلی درباره رفتار عربستان می‌گوید: «بن سلمان اعتمادی به ایران ندارد، اما می‌داند که ایران فردا هم در منطقه خواهد بود و در عین حال دیگر اعتماد چندانی هم به ایالات متحده ندارد؛ بنابراین ناچار است با تهران وارد مذاکره شود.»

کنجی مینه‌مورا، روزنامه‌نگار ارشد ژاپنی نیز با اشاره به چشم‌انداز پس از جنگ، تأکید کرده است که «با پایان این جنگ، عربستان ناگزیر است به نوعی با واقعیت حضور و قدرت ایران کنار بیاید و تعامل کند.»

این ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که حتی در میان متحدان سنتی واشنگتن، این درک فراگیر شده که تهران بازیگری ماندگار و غیرقابل حذف در معادلات امنیتی خلیج فارس است و نادیده گرفتن آن هزینه‌های بیشتری به همراه خواهد داشت.

هزینه قراردادهای نجومی و سرخوردگی فراگیر در خلیج فارس

یکی دیگر از محورهای نارضایتی کشورهای عربی، تجربه قراردادهای ده‌ها میلیارد دلاری با واشنگتن است. از دو قرارداد نجومی عربستان با آمریکا در دور اول و دوم ریاست‌جمهوری ترامپ گرفته تا توافق‌های مشابه سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس پس از جنگ تحمیلی اخیر، بسیاری از پایتخت‌های عربی احساس می‌کنند در ازای پرداخت‌های کلان، تضمین امنیتی ملموسی دریافت نکرده‌اند.

به گفته حسن الحسن، مشاور پیشین نخست‌وزیر بحرین، این سرخوردگی اکنون به یک گزاره مشترک در میان کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس تبدیل شده است. او می‌گوید: «شاید کشورهای خلیج فارس به ایران اعتماد نداشته باشند، اما به آمریکا هم دیگر اعتماد ندارند؛ کاملاً روشن است که کشورهای خلیج فارس می‌خواهند یک کانال مستقل برای مذاکره و دیپلماسی با ایران ایجاد کنند.»

این اظهارنظر از زبان یک مقام نزدیک به ساختار سیاسی بحرین که به طور سنتی از نزدیک‌ترین متحدان واشنگتن محسوب می‌شود، از عمق بی‌اعتمادی جدید حکایت دارد. از عربستان و امارات گرفته تا کویت، قطر و بحرین، همگی به نوعی به بازنگری در سیاست تکیه مطلق بر حمایت آمریکا روی آورده‌اند.

بازگشت به همسایگی؛ دیپلماسی مستقل در دستور کار

برآیند این تحولات، گرایش فزاینده به دیپلماسی مستقل و احیای مناسبات همسایگی با ایران است. به تعبیر ناظران، کشورهای عربی در حال اقناع خود برای بازگشت به تعاملات تاریخی و جغرافیایی با همسایه‌ای هستند که نشان داده قادر است حتی پایگاه‌های فرامنطقه‌ای را در حاشیه خلیج فارس به چالش بکشد و در عین حال در معادلات تنگه هرمز و باب‌المندب نقش تعیین‌کننده ایفا کند.

در چنین شرایطی، چشم‌انداز آینده خاورمیانه بیش از آنکه بر محور اتحادهای برون‌منطقه‌ای تعریف شود، بر پایه توافقات درون‌منطقه‌ای و گفت‌وگوی مستقیم میان تهران و پایتخت‌های عربی شکل خواهد گرفت؛ روندی که اگرچه با تردید و احتیاط همراه است، اما به نظر می‌رسد به نقطه بازگشت‌ناپذیری نزدیک شده باشد.