تنشهای اخیر میان ایران و آمریکا وارد مرحله تازهای شده است که میتواند پیامدهای عمیقی برای اقتصاد منطقه و جهان به همراه داشته باشد. در جدیدترین تحلیل مطرحشده، کارشناسان بر این باورند که راهبرد سنتی «چشم در برابر چشم» دیگر پاسخگوی تهدیدهای موجود نیست و باید به سطحی فراتر از انتقام ساده اندیشید.
شکست استراتژی آمریکا در مراحل مختلف تنش
معادله جدیدی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مبنی بر پاسخ به زیرساختهای ایران در مقابل هر اصابت به کشتیها در تنگه هرمز اعلام کرده، نشاندهنده ناکامی واشنگتن در مراحل پیشین این بحران است. به نوشته یک تحلیل مطرح، ترامپ در سه مرحله «جنگ چهلروزه»، «دوره آتشبس و اجرای تفاهمنامه» و «تشدید تنش دوازدهروزه اخیر» نتوانسته به اهداف خود دست یابد و پیدرپی مجبور به عقبنشینی شده است.
در دو هفته اخیر، آمریکا امیدوار بود با اعمال فشار بتواند ایران را در موضوع تنگه هرمز به عقبنشینی وادارد و متن تفاهم امضا شده را به نفع خود تغییر دهد، اما نتیجه کاملاً برعکس شد. آنچه در میدان رخ داد برای آمریکا یک شکست راهبردی محسوب میشود.
ناتوانی در ضربه به اهداف راهبردی
بر اساس این تحلیل، تقریباً هیچ هدف مهم و راهبردی توسط آمریکا در ایران مورد اصابت قرار نگرفت و حتی برخی اهداف بیارزش نیز هدف حمله قرار گرفتند. در مقابل، آفند ایران فراتر از انتظار همه طرفها عمل کرد و ضرباتی به دشمن وارد ساخت که در مراحل قبلی تنش به این حد از دقت و قدرت مشاهده نشده بود.
نتیجه این شد که تیغ آفندی و توان پدافندی آمریکا نسبت به دوره قبل اهمیت راهبردی بسیار کمتری داشت و این کشور نتوانست برتری هوایی خود را به پیروزی میدانی تبدیل کند.
معادله جدید: هدف قرار دادن ظرفیت تولید نفت منطقه
تحلیلگران اکنون پیشنهاد میکنند که ایران باید تهدید دشمن را با تهدید زیرساخت نفتی منطقه پاسخ دهد. تنها چیزی که مستقیماً برای آمریکا دردآور خواهد بود و بازار والاستریت را تحت تأثیر قرار میدهد، ضربه به ظرفیت تولید نفت منطقه است. این اقدام چشمانداز کاهش قیمت نفت را از بین خواهد برد، حتی اگر تنگه هرمز فردا بازگشایی شود. دلیل این امر ساده است: اگر نفت کافی تولید نشود، چیزی برای عبور از تنگه وجود نخواهد داشت.
از بین رفتن چشمانداز کاهش قیمت نفت به معنای عدم کاهش تورم و حتی افزایش پلهبهپله آن در اقتصاد آمریکا خواهد بود. تا زمانی که تورم کاهش نیابد، نرخ بازدهی اوراق بهادار آمریکا نیز کاهش نخواهد یافت و مشکلات متعددی از جمله فشار بر بودجه فدرال و کاهش شاخصهای بورس رخ خواهد داد.
دلایل ناتوانی ترامپ در ضربه به نفت ایران
ترامپ به همین دلایل نمیتواند به نفت ایران ضربه بزند، زیرا چنین اقدامی مشکلات یادشده را تشدید کرده و عرضه بیشتری را از بازار جهانی حذف خواهد کرد. به عبارت دیگر، هرگونه ضربه به زیرساخت نفتی ایران، پیامدهای معکوسی برای اقتصاد آمریکا به همراه خواهد داشت.
بر این اساس، پیشنهاد میشود که ایران از قاعده سنتی «چشم در برابر چشم» فراتر رود و اعلام کند هر ضربه زیرساختی از سوی دشمن با ضربه به تولید نفت منطقه پاسخ داده خواهد شد. این استراتژی جدید میتواند معادله بازدارندگی را در منطقه خلیج فارس به نفع ایران تغییر دهد.
نظرات (0)