قرارگاه جهادی انقلابیون داراب که فعالیت خود را از سال ۱۳۹۵ آغاز کرده، در نزدیک به یک دهه گذشته با اتکا به جوانان داوطلب، چهره متفاوتی از خدمت اجتماعی را در روستاهای کم‌برخوردار این شهرستان رقم زده است؛ جایی که پزشک، مهندس، معلم و دانشجو در کنار هم و بی‌چشم‌داشت پای کار می‌آیند.

صبح یک روز جهادی در روستاهای داراب

هنوز آفتاب کامل بالا نیامده که روستاهای هدف میزبان گروه‌هایی از جوانان می‌شوند که هر کدام ابزار تخصص خود را همراه دارند. عده‌ای داربست می‌بندند تا سقف خانه‌ای فرسوده را بازسازی کنند، پزشکی فشار خون سالمندی را اندازه می‌گیرد و دندانپزشکی کودک دردمندی را ویزیت می‌کند. در همان حال، مربیان فرهنگی برای کودکان از آینده و امید می‌گویند و دامپزشکان هم به معاینه احشام روستاییان می‌پردازند؛ احشامی که برای بسیاری از خانواده‌ها تنها سرمایه زندگی‌شان به شمار می‌رود.

آنچه این صحنه‌ها را متمایز می‌کند، تداوم آن‌هاست. این فعالیت‌ها یک پروژه چندروزه نیست؛ برای اعضای قرارگاه، خدمت به مردم به بخشی از سبک زندگی تبدیل شده است.

از یک تصمیم در ۱۷ سالگی تا یک قرارگاه مردمی

محمدرضا غلامی، مسئول قرارگاه جهادی انقلابیون داراب و دانشجوی دکتری نرم‌افزار، از روزهایی می‌گوید که تنها ۱۷ سال داشت و همراه دوستانش تصمیم گرفت به‌جای گلایه از مشکلات، وارد میدان عمل شود. به گفته او، تأکید رهبر معظم انقلاب درباره گروه‌های جهادی برای آن‌ها یک توصیه ساده نبود؛ احساس کردند باید برای مردم کاری انجام دهند.

نخستین اردوها با حداقل امکانات برگزار شد، اما همان تجربه‌های ساده، مسیر رشد این مجموعه را تعیین کرد. غلامی می‌گوید آن روزها امکانات زیادی نداشتند، اما سرمایه بزرگی به نام انگیزه، ایمان و چند جوان داوطلب در اختیار داشتند که می‌خواستند برای مردم کاری کنند.

فلسفه کار؛ توانمندسازی مردم به‌جای کمک موقت

غلامی بر این باور است که اگر جهاد تنها به ساخت یک خانه یا توزیع بسته‌های معیشتی محدود شود، اثر آن ماندگار نخواهد بود. به همین دلیل، این گروه از ابتدا کوشیده است در کنار خدمات عمرانی و درمانی، آموزش، مهارت‌آموزی و فرهنگ‌سازی را نیز دنبال کند تا مردم خود توان حل مشکلاتشان را پیدا کنند.

امروز دامنه فعالیت‌های قرارگاه گسترده است:

  • خدمات پزشکی، دندانپزشکی و دامپزشکی رایگان
  • مشاوره‌های تخصصی و آموزش‌های مهارتی
  • فعالیت‌های عمرانی مانند مرمت و ساخت مسکن
  • برنامه‌های فرهنگی، آموزشی و تربیتی
  • امداد و مدیریت بحران در شرایط ویژه

در هر اردو، ده‌ها پزشک، مهندس، معلم، طلبه و دانشجو بدون هیچ چشم‌داشتی تخصص خود را در اختیار مردم می‌گذارند.

دستاورد بزرگ‌تر از ساختمان‌ها

به اعتقاد مسئول قرارگاه، مهم‌ترین دستاورد این مجموعه نه پروژه‌های عمرانی، بلکه نسل جوانی است که در این میدان‌ها ساخته می‌شود. او می‌گوید افراد در این اردوها تنها خدمت کردن را یاد نمی‌گیرند؛ مسئولیت‌پذیری، کار گروهی، صبر، ایثار و مردم‌داری را هم تجربه می‌کنند. بسیاری از اعضای قدیمی این قرارگاه امروز خودشان مسئولیت گروه‌های جهادی دیگری را بر عهده گرفته‌اند و فرهنگ خدمت را به نسل بعد منتقل می‌کنند.

حضور در روزهای بحرانی

کار جهادگران به روزهای عادی محدود نیست. غلامی با اشاره به شرایط خاص سال‌های اخیر و آنچه جنگ تحمیلی دوم و سوم خوانده می‌شود، می‌گوید اعضای قرارگاه در آن روزها نیز بیکار ننشستند؛ از پشتیبانی رزمندگان و آموزش‌های امدادی تا تهیه و ارسال اقلام مورد نیاز، تلاش کردند در هر جایی که نیاز بود حضور داشته باشند. به اعتقاد او، جهادگر واقعی کسی است که شرایط سخت و آسان برایش تفاوتی نداشته باشد.

بازوی فرهنگی و پویش‌های مردمی

در کنار اردوهای جهادی، موکب «اصحاب صاحب (عج)» به‌عنوان بازوی فرهنگی و تربیتی قرارگاه در مناسبت‌های مذهبی و ملی فعالیت می‌کند و برنامه‌هایی با هدف ترویج فرهنگ ایثار، مسئولیت‌پذیری و انتظار برگزار می‌کند.

پویش‌های مردمی این مجموعه نیز هر سال بخشی از مشکلات خانواده‌های کم‌برخوردار را کاهش می‌دهد؛ از تهیه جهیزیه و سیسمونی برای زوج‌های نیازمند و توزیع لوازم‌التحریر تا پرداخت کمک‌هزینه درمان، تعمیر لوازم خانگی، مرمت خانه‌های فرسوده و حمایت از خانواده‌هایی که در تنگنای معیشتی قرار دارند.

آرزوی یک نسل مسئولیت‌پذیر

غلامی مقصد این مسیر را تنها رفع محرومیت نمی‌داند. او می‌گوید ساخت چند خانه یا توزیع چند بسته معیشتی مأموریت این گروه را تمام نمی‌کند؛ آرزو دارند نسلی تربیت شود که خدمت به مردم را وظیفه خود بداند و هر جا مشکلی دید، منتظر دیگران نماند.

شاید بتوان حاصل یک روز اردوی جهادی را با شمار خانه‌های مرمت‌شده یا بیماران ویزیت‌شده سنجید، اما حقیقت ماجرا فراتر از این عددهاست؛ در این میدان‌ها امید ساخته می‌شود، اعتماد شکل می‌گیرد و نسلی پرورش می‌یابد که باور دارد جهاد تنها در میدان‌های سخت معنا پیدا نمی‌کند؛ هر جا گرهی از کار مردم باز شود، همان‌جا آغاز مشق جهاد است.