حجتالاسلام غلامی، قائممقام بنیاد هدایت، در گفتوگویی با خبرگزاری مهر به واکاوی ابعاد تمدنی و اجتماعی پدیده اربعین پرداخته است. او این اجتماع عظیم را نه صرفاً یک آیین مذهبی، بلکه پدیدهای میداند که به کمک نیروی عشق و ایثار، دیوارهای جغرافیایی و سیاسی را فرو ریخته و الگویی تازه از همزیستی را پیش روی جهان قرار داده است.
اربعین؛ دیپلماسی عمومی بیپیشینه میان ایران و عراق
به گفته قائممقام بنیاد هدایت، اربعین فراتر از یک مراسم آیینی، یک «دیپلماسی عمومی» بیسابقه است که در سالهای اخیر مرزهای میان ملتها، بهویژه ایران و عراق، را کمرنگ کرده است. او تأکید میکند که در حالی که برخی رسانههای مغرض تلاش کردهاند شکافهای قومیتی میان دو ملت را پررنگ کنند، پیادهروی اربعین همچون پادزهری این دیوارههای مصنوعی را از میان برداشته است.
در این مسیر، زائر ایرانی و میزبان عراقی در خانهای مشترک به نام «حبالحسین» گرد هم میآیند؛ پیوندی که نه بر معادلات سیاسی، که بر اشتراکات اعتقادی استوار است. حجتالاسلام غلامی با اشاره به اعتماد متقابل زائر و میزبان، میگوید سطحی از این اعتماد در هیچ پیماننامه بینالمللی یافت نمیشود. وقتی میزبان عراقی با تواضع به خدمت زائر میشتابد، عملاً غرور ملیگرایانه افراطی را کنار میگذارد و نگاه کلیشهای گذشته جای خود را به نگاهی برادرانه میدهد.
تجربه همسرنوشتی؛ پیوندی فراتر از قراردادهای رسمی
از نگاه این کارشناس دینی، اربعین یک «تجربه همسرنوشتی» پدید آورده است. مواجهه مشترک با سختیهای راه، گرما و سرما و همسفره شدن، اشتراکی در رنج و لذت ایجاد میکند که پیوندهای عاطفی را بسیار عمیقتر از توافقهای رسمی میسازد. همین حس یگانگی سبب شده تا دو ملت در بحرانهای طبیعی و سیاسی نیز سریعتر به یاری یکدیگر بشتابند.
تأثیر این وحدت به جغرافیای دو کشور محدود نمیماند. اربعین الگویی از «امتسازی» را نمایش میدهد که در آن ملیتها به زیرمجموعههایی از یک هویت بزرگتر تبدیل میشوند؛ هستهای مرکزی برای تمدنسازی نوین که میتواند در آینده الگوی صلح و همزیستی در سراسر خاورمیانه باشد. با این حال، او هشدار میدهد که این وحدت نیازمند مراقبت است و نخبگان و رسانهها باید بر نقاط اشتراک تأکید کنند و از دامن زدن به اختلافات قومیتی بپرهیزند. تقویت ارتباطات فرهنگی و زبانی میان زائران دو کشور در طول سال میتواند این وحدت فصلی را به اتحادی پایدار و همیشگی در بستر تمدنی اسلام بدل کند.
از «من» به «ما»؛ درسهای اربعین برای سبک زندگی
قائممقام بنیاد هدایت با تأکید بر اینکه سبک زندگی حسینی در «اخلاق عملی» تعریف میشود نه صرفاً در شعائر، اربعین را آزمایشگاهی بزرگ برای تمرین گذر از «من» به «ما» میداند. زائر در این مسیر میآموزد با کمترین امکانات بیشترین ایثار را داشته باشد و نیاز دیگران را بر نیاز خویش مقدم بشمارد. انتقال این «اخلاق خدماتی» به محیط کار، مدرسه و خانواده، مهمترین راه برای جاری شدن این روحیه در طول سال است.
در این میان، «سادهزیستی» جایگاه ویژهای دارد؛ آنجا که در صف غذا و چادرهای ساده، تجملگرایی معنای خود را از دست میدهد. همچنین «صبر و استقامت» آموختهشده در راهپیمایی، میتواند الگویی برای عبور آرام و تدبیرمند از مشکلات اقتصادی و اجتماعی باشد. از سوی دیگر، پیوند زیارت اربعین با اهداف قیام امام حسین (ع) ضروری است تا زائر، سوخت لازم برای عدالتخواهی، مبارزه با فساد و دفاع از مظلوم را از این فضا بگیرد. به باور او، شکلگیری «هستههای کوچک» خدمترسانی از دل گروههای همسفر، اربعین را از یک حادثه تقویمی به جریانی مستمر در متن جامعه تبدیل میکند.
راز جهانی شدن اربعین
حجتالاسلام غلامی در پاسخ به اینکه چرا اربعین به چنین اجتماع عظیمی بدل شده، به چند عامل اشاره میکند. نخست، پیشراندن این جریان بر پایه «نیاز قلبی» در حالی که سایر اجتماعات جهانی با بودجههای کلان شکل میگیرند؛ در اربعین هر زائر خود مبلغ و هر خادم رسانهای است. دوم، سنت مردممحور بودن موکبهای خانوادگی و عشایری که این پدیده را در برابر فشارهای سیاسی مقاوم کرده است. سوم، «اقتصاد ایثار» و پارادایم «بده و نپرس» که هماهنگیهای دولتی را به حداقل میرساند. چهارم، هویتبخشی زیارت که سختیهای راه را به بخشی از لذت معنوی بدل میکند. پنجم، شبکهسازی غیرمتمرکز و انتقال تجربه از طریق گفتار و رفتار زائران، و ششم، شخصیت امام حسین (ع) به عنوان کهنالگویی از مظلومیت و شجاعت که مخاطبانش را به فراتر از مرزهای مذهبی گسترش داده است.
او در پایان نتیجه میگیرد که اربعین اثبات میکند «قدرت حقیقت» بالاتر از قدرت رسانه است؛ رویدادی که بر پایه فداکاری واقعی و عشق بیادعا بنا شود، مرزها را درمینوردد و به شکلی خودجوش جهانی میشود.
نظرات (0)