بررسی‌های تازه از وضعیت نظامی ایالات متحده نشان می‌دهد که یکی از مجهزترین ارتش‌های جهان با چالش‌های جدی در حوزه ذخایر تسلیحاتی و نگهداری تجهیزات خود روبرو شده است. این وضعیت که نتیجه سال‌ها سیاست‌گذاری نادرست و فرسایش تدریجی زیرساخت‌هاست، اکنون به یک بحران تمام‌عیار تبدیل شده است.

تأثیر جنگ‌های نیابتی بر ذخایر راهبردی

تحلیلگران مسائل نظامی معتقدند که ایالات متحده در دو سال اخیر حجم عظیمی از تسلیحات و مهمات خود را به اوکراین و دیگر مناطق بحرانی ارسال کرده است. این انتقال گسترده که بدون برنامه‌ریزی کافی برای بازسازی ذخایر صورت گرفته، منجر به کاهش بی‌سابقه موجودی مهمات در انبارهای ارتش آمریکا شده است.

بر اساس آمار منتشر شده، ذخایر برخی از موشک‌های تاکتیکی و مهمات توپخانه‌ای به کمتر از ۳۰ درصد سطح مجاز رسیده است. سامانه‌های پدافند هوایی پیشرفته نیز با کمبود مواجه شده‌اند.

زیرساخت‌های فرسوده؛ چالش دیرینه

یکی از دیرپاترین مشکلات زرادخانه آمریکا، فرسودگی تأسیسات تولید و نگهداری تسلیحات است. بسیاری از کارخانه‌های مهمات‌سازی و تأسیسات ذخیره‌سازی این کشور متعلق به دوران جنگ سرد هستند و دهه‌ها از عمر مفید آنها می‌گذرد.

گزارش‌های متعدد نهادهای نظارتی کنگره آمریکا نشان می‌دهد که روند نوسازی این تأسیسات با کندی غیرقابل قبولی پیش می‌رود و بودجه تخصیص یافته برای این منظور بسیار ناکافی بوده است.

ناترازی بودجه دفاعی

با وجود افزایش ظاهری بودجه نظامی آمریکا در سال‌های اخیر، بخش قابل توجهی از این بودجه صرف هزینه‌های جاری، حقوق پرسنل و توسعه سامانه‌های جدید می‌شود و سهم نگهداری و بازسازی تجهیزات موجود ناچیز است. کارشناسان بودجه‌ای هشدار داده‌اند که ادامه این روند می‌تواند ضربه جبران‌ناپذیری به توان نظامی آمریکا وارد کند.

رقابت تسلیحاتی در حال تغییر

این بحران در شرایطی رخ می‌دهد که رقبای راهبردی واشنگتن یعنی چین و روسیه با سرعت بالایی در حال مدرنیزه کردن توان نظامی خود هستند. پکن و مسکو سرمایه‌گذاری سنگینی در توسعه تسلیحات فراصوت، سامانه‌های جنگ الکترونیک و تسلیحات فضایی انجام داده‌اند که می‌تواند برتری نظامی سنتی آمریکا را به چالش بکشد.

به باور کارشناسان، اگر واشنگتن نتواند این چالش‌ها را مدیریت کند، ممکن است موقعیت آن به عنوان قدرت برتر نظامی جهان در دهه‌های آینده با تردید مواجه شود. بحران کنونی در زرادخانه آمریکا فراتر از یک مشکل لجستیکی ساده، نشانه‌ای از یک تغییر ساختاری در معادلات قدرت جهانی است.