امروز پس از چند روز فرصت کردم مناظره دو نماینده مجلس را تماشا کنم. آنچه بیش از هر چیز مرا متأثر کرد نه اختلاف نظرهای سیاسی آنها، بلکه سطح پایین ادبیات یکی از نمایندگان بود؛ ادبیاتی که بیش از آنکه شایسته یک کرسی قانونگذاری باشد، مایه تأسف و شرمساری است.
برای من بهعنوان یک شهروند پذیرفتنی نیست که فردی با سابقه سالها مسئولیت در دستگاه دیپلماسی کشور، که زمانی سرکنسول ایران در یک کشور اروپایی و استاندار بوده و امروز بر کرسی نمایندگی مردم تکیه زده است، در برابر چشم میلیونها بیننده چنین سخن بگوید.
دیپلماسی فراتر از یک عنوان
وقتی کسی در برابر افکار عمومی از ابتداییترین اصول گفتوگوی منطقی و احترام متقابل فاصله میگیرد، این پرسش بهوجود میآید که در جلسات غیرعلنی، مذاکرات حساس و موقعیتهای تصمیمگیری چگونه رفتار میکند. شاید بخش مهمی از پاسخ ناکامیهای مزمن در حوزه دیپلماسی را باید دقیقاً در همین نقطه جستوجو کرد: در نوع نگاه، شیوه گفتار و کیفیت افرادی که سالها سکان مذاکرات و تعاملات خارجی را در دست داشتهاند.
دیپلماسی صرفاً دانستن زبان خارجی یا داشتن سابقه مدیریتی نیست. دیپلماسی پیش از هر چیز نیازمند عقلانیت، متانت، قدرت استدلال و حفظ شأن نمایندگی یک ملت است. متأسفانه سالهاست این تصور غلط در جامعه نهادینه شده که صرف داشتن سابقه مدیریتی یا دیپلماتیک به معنای شایستگی دائمی برای حضور در مسئولیتهای بالاتر است. در حالی که رفتار امروز هر فرد بهترین معیار برای قضاوت درباره صلاحیت امروز اوست، نه رزومه دیروزش.
هزینه رفتار غیرحرفهای
یکی از بزرگترین سرمایههای هر مسئول، عنوان و سابقه او نیست، بلکه شأن کلام و قدرت کنترل رفتار اوست. کسی که در اوج توجه افکار عمومی و در برابر دوربینها نمیتواند بر لحن و واژگان خود مسلط باشد، چگونه میتوان انتظار داشت در مذاکرات حساس، تصمیمگیریهای کلان یا مواجهه با بحرانها، منافع ملی را با آرامش و اقتدار نمایندگی کند؟
اگر خروجی سالها تجربه دیپلماتیک چنین ادبیاتی باشد، بدون تردید باید در تعریف «تجربه» و معیارهای انتخاب مسئولان تجدیدنظر اساسی کرد. آنچه بیش از خود این مناظره نگرانکننده است، عادیشدن تدریجی چنین رفتارهایی در فضای سیاسی کشور است. وقتی بیاخلاقی، تحقیر رقیب، عصبانیت و ادبیات غیرمتین هیچ هزینهای برای صاحبان قدرت ندارد، طبیعی است که این فرهنگ از تریبونهای رسمی به سراسر بدنه مدیریت کشور سرایت کند. هیچ جامعهای با تنزل اخلاق سیاسی به حکمرانی مطلوب نخواهد رسید.
پرسش از فرآیندهای احراز صلاحیت
از همه مهمتر، این پرسش جدی مطرح میشود که معیارهای احراز صلاحیت چگونه اعمال شده است که فردی با چنین سطحی از رفتار و گفتار، صلاحیت حضور در مجلس شورای اسلامی را یافته است. اگر نماینده ملت در تریبون رسمی کشور چنین تصویری از فرهنگ گفتوگو به نمایش بگذارد، طبیعی است که افکار عمومی نسبت به دقت و کیفیت فرآیندهای بررسی صلاحیت نیز پرسشهای جدی داشته باشد.
مردم از نمایندگان خود انتظار دارند اختلافنظر داشته باشند، اما انتظار ندارند که شأن مجلس را قربانی هیجانهای شخصی و رقابتهای سیاسی کنند. مجلس خانه ملت است، محل استدلال است نه میدان فریاد، جای اقناع است نه تحقیر. هر نمایندهای که این مرز را نادیده بگیرد، پیش از آنکه به رقیب سیاسی خود آسیب بزند، اعتبار نهاد مجلس و اعتماد مردم را خدشهدار میکند.
اگر امروز درباره این رفتارها سکوت کنیم، فردا نباید از کاهش اعتماد عمومی به نهادهای رسمی گلایه داشته باشیم. اعتماد مردم با شعار ساخته نمیشود، با رفتار مسئولان شکل میگیرد. هر جمله، هر لحن و هر رفتار یک مسئول یا سرمایه اجتماعی نظام را تقویت میکند یا از آن میکاهد. مسئولانی که این حقیقت ساده را درک نمیکنند، خود به بخشی از مسئله تبدیل میشوند، نه بخشی از راهحل.
نظرات (0)