خبرگزاری فارس در یادداشتی به قلم فاطمه‌زهرا نصراللهی، به بررسی تاریخی وابستگی خاندان پهلوی به قدرت‌های خارجی پرداخته است. روایتی که از رضاشاه آغاز می‌شود، در محمدرضا پهلوی ادامه می‌یابد و به رضا پهلوی، نسل سوم این خاندان می‌رسد.

آغاز راه؛ رضاشاه و پایان تلخ

رضاشاه که با کودتای ۱۲۹۹ توانست به قدرت برسد و آرمان‌های مشروطه را به حاشیه براند، در شهریور ۱۳۲۰ با حمله متفقین چنان فرو ریخت که حامیان انگلیسی‌اش حتی اجازه خروج از کشتی در هوای شرجی بمبئی را به او ندادند. این سرنوشت تلخ، نخستین نشانه از عمق وابستگی دودمان پهلوی بود که هرگاه پشتوانه داخلی خود را از دست می‌داد، دست به دامان بیگانه می‌شد.

محمدرضا؛ شاهِ مستشاران آمریکایی

پس از رضاشاه، محمدرضا پهلوی بر مسند قدرت نشست. دکتر محمد مصدق در محاکمات خود تأکید کرده است که «اعلیحضرت فقید را خارجی‌ها و انگلیسی‌ها آوردند.» تحقیر وابستگی چنان عمیق بود که وینستون چرچیل در کنفرانس تهران، شرط دیدارش با شاه را «ایستادن روی پله‌ها» گذاشت. محمدرضا خود در کتاب «پاسخ به تاریخ» اعتراف می‌کند که یک بار ژنرال هایزر آمریکایی را دید و او با نگاه به ساعتش پرسید «کی از ایران می‌روی؟»

اسناد و خاطرات اسدالله علم، وزیر دربار، نشان می‌دهد که زبان اول خانواده پهلوی فرانسه بود و یادداشت‌های خانوادگی آن‌ها نه به فارسی، بلکه به فرانسوی نوشته می‌شد. حتی عباس میلانی در کتاب «معمای هویدا» اشاره می‌کند که شاه و نخست‌وزیرش برای گفت‌وگوهای صمیمانه به زبان فرانسه صحبت می‌کردند. این بیگانگی با فرهنگ و زبان ایرانی، در ساختار اداره کشور نیز بازتاب یافته بود؛ فهرست اسامی نامزدهای انتخاباتی پیش از هر دوره، ابتدا باید به تأیید ساواک می‌رسید تا انتصاب به جای انتخاب بنشیند.

نسل سوم؛ رضا پهلوی و نقاب موساد

امروز رضا پهلوی به عنوان نسل سوم این خاندان، دقیقاً همان مسیر وابستگی را طی می‌کند. اسدالله علم درباره او به شاه هشدار داده بود: «این پسر نه تربیت ایرانی دارد، نه با فرهنگ ایرانی آشناست و نه حتی به زبان فارسی آشنایی کامل دارد؛ تربیتی زنانه و فرانسوی دارد.»

مجله «گواه» در شماره اخیر خود درباره رضا پهلوی نوشته است: «به نظر می‌رسد مسئله ایران اهمیت چندانی در زیست سیاسی رضا پهلوی ندارد؛ به گونه‌ای که برای مصاحبه‌ای مطبوعاتی در دی‌ماه سال ۱۴۰۴ در واشنگتن، با چهره برنزه از تعطیلات پایان سال در یونان رسید.» این مجله تأکید می‌کند که او بیش از دو نسل قبل دچار توهم است و غربی‌ها و اسرائیلی‌ها او را جدی نمی‌گیرند.

ابزاری برای اهداف امنیتی

تحلیل‌ها حاکی از آن است که رضا پهلوی امروز به نقابی برای اهداف موساد و گروهک‌های تروریستی تجزیه‌طلب تبدیل شده است. حتی همسرش یاسمین پهلوی و برخی تحلیلگران غربی او را ناکارآمد خوانده‌اند و چهره‌های حامی مطرحی نیز ندارد. مجله گواه در ارزیابی خود می‌نویسد: «او بیشتر به عنوان یک ابزار و نقاب برای اهداف امنیتی به کار گرفته شده است. او تنها یک اسم است؛ یک واژه گول و گیج در جهان سیاست وابستگی.»

به نظر می‌رسد آنچه اسدالله علم دهه‌ها پیش درباره «بی‌تربیتی» و بیگانگی این فرزند از فرهنگ ایرانی هشدار داده بود، امروز در ابعاد گسترده‌تری خود را نشان داده است. سه نسل از یک خاندان که هرگاه مشروعیت داخلی‌شان رو به افول گذاشت، برای بقا به بیگانه پناه بردند؛ روایتی که همچنان ادامه دارد.