بحث درباره مذاکره با آمریکا بار دیگر به یکی از داغترین موضوعات روز کشور تبدیل شده است؛ موضوعی که هر گروهی برداشت خود را از آن ارائه میدهد. برخی سخن از مذاکره را عقبنشینی از اصول انقلاب میدانند و برخی آن را راهی برای گشایش در مشکلات کشور معرفی میکنند. اما بررسی دقیقتر نشان میدهد که مسئله نه «خیانت محض» است و نه کنار گذاشتن کامل مقاومت؛ بلکه آنچه در جریان است، یک خطای تحلیلی و محاسباتی تاریخی است که ریشه در نادیده گرفتن تجربههای تلخ گذشته دارد.
درسهای تاریخی؛ از الجزایر تا جنگ رمضان
کارنامه مذاکرات ایران و آمریکا در پنج دهه گذشته، روایت روشنی از این واقعیت ارائه میدهد که طرف مقابل در پایبندی به تعهدات خود اعتباری ندارد. در ماجرای الجزایر، پس از آزادی گروگانها، اموال و داراییهای ایران بلوکه شد. در برجام نیز خروج یکجانبه آمریکا از توافق و تشدید تحریمها، اعتماد به وعدههای این کشور را بیمعنا کرد.
تازهترین نمونه این رفتار در مذاکرات پیش از جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان دیده میشود؛ جایی که به گفته کارشناسان، آمریکا با نقض عهد، زمینه بروز درگیریهای تازه را فراهم آورد. این تجربهها نشان میدهد که ورود به میز مذاکره با چنین طرفی، عملاً کشور را در لوپ بیپایان «جنگ–مذاکره–آتشبس» گرفتار میکند و سالها انرژی و فرصت ملی را هدر میدهد.
آموزههای دینی؛ هشدار درباره پیمانشکنان
منابع دینی نیز با صراحت درباره برخورد با عهدشکنان هشدار دادهاند. در آیه ۱۳ سوره توبه، خداوند مؤمنان را به مقابله با کسانی فرامیخواند که سوگندهای خود را شکستهاند و بر اخراج پیامبر(ص) همت گماشتهاند و خود آغازگر جنگ بودهاند. این سه نشانه — پیمانشکنی، تلاش برای اخراج پیامبر و آغازگری تجاوز — در نگاه مفسران، صلاحیت طرف مقابل را برای مذاکره زیر سؤال میبرد.
در آیه ۱۲ همین سوره نیز دستور صریحی برای رویارویی با پیشوایان کفر آمده است که عهد خود را پس از توافق میشکنند و به دین مؤمنان طعنه میزنند. علامه طباطبائی در تفسیر المیزان این رویارویی را به «مقابله همهجانبه با سران استکبار» تفسیر کرده است. به این ترتیب، مذاکره با دشمن پیمانشکن نه تنها منطبق بر نص قرآن نیست، بلکه میتواند مصداق همان ترسی باشد که قرآن آن را سرزنش کرده است.
در نهجالبلاغه نیز امام علی(ع) در نامه ۵۳ به مالک اشتر درباره دشمنانی هشدار میدهند که هنگام نزدیک شدن و اظهار صلح، در کمین فریب هستند. همچنین در خطبه ۲۷ (شقشقیه) از کسانی سخن به میان آمده که «عهدها را میشکنند و پیمانها را نقض میکنند»؛ رفتاری که به باور نگارنده، در ۴۷ سال گذشته از سوی آمریکا در برابر ملت ایران تکرار شده است.
سیره رهبران انقلاب؛ مذاکره در سایه اقتدار
امام خمینی(ره) در پیامهای خود به ملت ایران، با اشاره به «ظلم و بیداد آمریکا و صهیونیستها» تأکید کردند که راهی جز جهاد و مقاومت پیش رو نیست. نگاه بنیانگذار انقلاب به مذاکره، نگاه یک راهبردپرداز بود؛ مذاکره تنها در صورتی سودمند است که در مسیر تقویت مقاومت باشد و دشمن را به پذیرش شرایط ایران وادارد، نه اینکه کشور را درگیر بازیای بینتیجه کند.
در همین چارچوب، امام مجتبی خامنهای در پاسخ به نامه رزمندگان حزبالله، با استناد به آیه «وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً» (توبه/۱۲۳) بر ضرورت شدت و قاطعیت در برابر دشمن تأکید و جمهوری اسلامی را متعهد به «رفع کامل و بدون قید و شرط تجاوز» معرفی کردند. این رویکرد بیانگر آن است که مذاکره زمانی معنا دارد که دشمن در میدان نبرد به زانو درآمده و ناچار به پذیرش شرایط ایران شده باشد.
آنچه نظریههای علوم سیاسی میگویند
در علوم سیاسی غرب نیز گفتوگو با دولتی که سابقه پیمانشکنی دارد، بازیای با حاصل صفر تلقی میشود. در نظریه رئالیسم تهاجمی که جان مرشایمر از برجستهترین نظریهپردازان آن است، نظام بینالملل عرصهای آنارشیک توصیف میشود که در آن تنها قدرت و بازدارندگی کارآمد است. به باور مرشایمر، مذاکره با طرفی که به تعهداتش پایبند نیست نه فقط بیفایده، بلکه خطرناک است؛ چراکه طرف مقابل از فرصت مذاکره برای خریدن زمان و آمادهسازی حملات بعدی استفاده میکند.
نظریه بازیهای تکراری نیز بر این نکته تأکید دارد که اعتماد تنها زمانی شکل میگیرد که طرفین به تعهدات خود وفادار بمانند. آمریکا با نقض مکرر عهدهای خود، عملاً خود را به عنوان بازیگری غیرقابلاعتماد معرفی کرده است؛ از همین رو مذاکره با آن نه یک انتخاب عقلانی، بلکه یک خطای راهبردی محض ارزیابی میشود.
راه برونرفت؛ مقاومت هوشمندانه
جمعبندی استدلالهای تاریخی، دینی و علمی نشان میدهد که حافظه تاریخی ایران از الجزایر تا برجام و جنگ رمضان، اعتبار مسیر مذاکره با آمریکا را تأیید نمیکند. به جای ورود دوباره به این بازی بینتیجه، راه برونرفت از چرخه تکراری «جنگ–مذاکره–آتشبس»، بازگشت به استراتژی مقاومت هوشمندانه است؛ نسخهای که قرآن، امام خمینی(ره) و رهبر شهید انقلاب آن را تجویز کردهاند. به بیان این تحلیل، ایستادگی و مبارزه، تنها راه بازپسگیری شرف و استقلال است و هرگونه عقبنشینی در برابر دشمن پیمانشکن، تنها اتلاف فرصتهای تاریخی را به همراه دارد.
نظرات (0)