زندگی ائمه اطهار(ع) تنها روایتگر فضیلتهای اخلاقی، عبادت و کرامات نیست؛ بخش مهمی از تاریخ امامت به مبارزه مستمر با انحراف، استبداد و تلاش برای پاسداشت مسیر اصیل اسلام اختصاص دارد. پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)، جامعه اسلامی با تحولات سیاسی گستردهای روبهرو شد و به تدریج میان حکومتهای وقت و آموزههای اصیل اسلام فاصله افتاد. در چنین فضایی، ائمه اهل بیت(ع) بنا به اقتضائات هر دوره، شیوههای متفاوتی را برای مقابله با انحراف برگزیدند؛ گاه مبارزه آشکار بود و گاه به دلیل فشار سیاسی و امنیتی در قالب فعالیت پنهان، تربیت نیرو، تبیین معارف و ارتباط با شبکه شیعیان پیگیری میشد.
چرا مبارزه سیاسی در سیره ائمه(ع) کمتر بازتاب یافته است؟
حجتالاسلام رضا دیلمی، معاون فرهنگی ادارهکل تبلیغات اسلامی گلستان در گفتوگو با خبرگزاری مهر، یکی از مهمترین مؤلفههایی که در بررسی زندگی ائمه اطهار(ع) کمتر مورد توجه قرار گرفته را عنصر راهبردی جهاد و مبارزه سیاسی دانست. به گفته او، از آنجا که خلافت اسلامی به تدریج از مسیر اسلام ناب محمدی(ص) فاصله گرفت، ائمه(ع) متناسب با شرایط هر دوره مبارزه سیاسی و فرهنگی خود را برنامهریزی کردند؛ مبارزهای با هدف جلوگیری از انحراف جامعه اسلامی، حفظ مسیر رسالت و امامت و فراهم کردن زمینه تحقق حاکمیت الهی.
وی تأکید کرد: ائمه(ع) در کنار تربیت اخلاقی و معنوی مردم، نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی جامعه نیز مسئولیت داشتند و اگر زندگی آنان را به صورت منظومهای به هم پیوسته ببینیم، مبارزه با ظلم و انحراف در اشکال مختلف، هدفی واحد یعنی حفظ حقیقت اسلام و جلوگیری از حاکمیت طاغوت را دنبال میکرده است.
ولایتعهدی؛ طرحی برای مهار جریان امامت
به گفته دیلمی، دوران امامت حضرت علی بن موسی الرضا(ع) از مقاطع بسیار مهم تاریخ تشیع است. مأمون عباسی که پس از کشمکشهای داخلی به قدرت رسیده بود، برای تثبیت حکومت خود سیاستی متفاوت در برابر امام در پیش گرفت؛ سیاستی که در ظاهر با تکریم همراه بود اما در واقع هدف آن کنترل و مهار جایگاه اجتماعی و معنوی امام بود. پیشنهاد ولایتعهدی را میتوان مهمترین نقطه این رویارویی دانست.
معاون فرهنگی تبلیغات اسلامی گلستان با اشاره به دو ویژگی «قداست» و «مظلومیت» جریان پیروان اهل بیت(ع) که اعتماد و محبت مردم را برمیانگیخت، گفت: مأمون تلاش کرد این دو ویژگی را از جریان امامت بگیرد و آن را در چارچوب رسمی حکومت قرار دهد. اهداف او چند لایه بود؛ نخست تبدیل مبارزات ریشهدار اسلام ناب از یک جریان اعتقادی و اجتماعی به مسئلهای سیاسی کنترلشده، دوم مشروعیت بخشیدن به خلافت خود، سوم کنترل مستقیم امام از طریق محاصره حکومتی و امنیتی، چهارم فاصله انداختن میان امام و مردم و پنجم به دست آوردن وجهه اجتماعی و معنوی برای دستگاه خلافت.
به اعتقاد او، شاید مهمترین هدف مأمون تبدیل امام به توجیهگر اقدامات خلافت بود؛ چرا که اگر شخصیتی با جایگاه علمی، تقوایی و اجتماعی امام رضا(ع) اقدامات حکومت را تأیید میکرد، مخالفت با حکومت بسیار دشوار میشد.
نخستین ضربه؛ افشای غیرآزادانه بودن سفر به خراسان
امام رضا(ع) از نخستین گامها نقشه مأمون را بیاثر کرد. دیلمی یادآور شد: امام هنگام فراخوانده شدن از مدینه به خراسان، نارضایتی خود را به صورت آشکار اعلام کرد؛ در وداع با حرم پیامبر(ص)، خداحافظی با خانواده و در مناسبتهای گوناگون نشان داد این سفر انتخاب آزادانه نیست. این رفتار اجازه نداد مأمون القا کند امام با رضایت وارد ساختار حکومت شده است.
امام رضا(ع) پیشنهاد ولایتعهدی را به شدت رد کرد و تا زمانی که مأمون او را به قتل تهدید نکرد، نپذیرفت. همین موضوع در جامعه منتشر شد که امام نه تنها حکومت مأمون را تأیید نکرده، بلکه ولایتعهدی پیشنهادی او را نیز نپذیرفته است؛ شکستی سیاسی برای مأمون که در پی آن بود پذیرش امام را تأیید ضمنی حکومتش جلوه دهد.
در نهایت امام ولایتعهدی را با شرطی مهم پذیرفت: دخالت نکردن در هیچیک از امور حکومتی؛ نه در عزل و نصبها، نه در جنگ و صلح و نه در تصمیمهای اجرایی. این شرط عملاً طرح مأمون را با مشکل مواجه کرد و مرز امام با حکومت را به روشنی مشخص کرد.
تبدیل تهدید به فرصت؛ از مناظرهها تا حدیث سلسلةالذهب
دیلمی مهمترین دستاورد امام رضا(ع) را تبدیل تهدید ولایتعهدی به فرصتی تاریخی برای تبیین دانست. به گفته او، تریبونی که دستگاه خلافت برای مشروعیت خود ایجاد کرده بود، در اختیار امام قرار گرفت و امام از همان تریبون برای معرفی حقیقت امامت، توحید و معارف اسلام استفاده کرد. امام در این دوره فرصتهایی یافت که در دورههای پیشین به دلیل فشارهای سیاسی و امنیتی کمتر امکان بروز داشت.
مأمون هرچند مسیر حرکت امام را طوری انتخاب کرده بود که برخی از مهمترین مراکز شیعه همچون کوفه و قم در آن قرار نگیرند، اما امام از همان مسیر تعیینشده نیز برای ارتباط با مردم بهره برد؛ در اهواز درباره مسئله امامت سخن گفت، در بصره با مردم ارتباط برقرار کرد و در نیشابور حدیث معروف سلسلةالذهب را بیان کرد که از ماندگارترین جلوههای علمی و اعتقادی این سفر است.
معاون فرهنگی ادارهکل تبلیغات اسلامی گلستان درباره مناظرهها نیز گفت: مأمون با برگزاری جلسات مناظره میان امام و پیروان ادیان و مذاهب مختلف تلاش کرد جایگاه علمی امام را به چالش بکشد، اما نتیجه برعکس شد؛ هرچه مناظرهها ادامه یافت، ابعاد علمی و استدلالی شخصیت امام بیشتر آشکار شد و مأمون از این ابزار نیز ناامید شد. به این ترتیب هر اقدامی که برای محدود کردن امام طراحی شده بود، به فرصتی برای معرفی شخصیت علمی و معنوی او تبدیل شد.
نظرات (0)