در میان آمارها و گزارش‌ها، گاهی انسان‌هایی هستند که صدایشان شنیده نمی‌شود؛ کسانی که نیاز دارند اما حرفی نمی‌زنند. زوجی که سال‌ها زندگی مشترکشان به تعویق افتاده، بیماری که توان پرداخت هزینه درمان را ندارد و خانواده‌ای که حتی حمام خانه‌اش نیمه‌کاره مانده است. روایت پیشِ رو، قصه آدم‌هایی است که کسی بالاخره درِ خانه‌شان را زد.

جهیزیه‌ای که زندگی را آغاز می‌کند

حجت‌الاسلام عبدالحسین قندهاری، استاد حوزه علمیه، روایت خود را با عدد و رقم شروع نمی‌کند؛ از آدم‌ها می‌گوید. او از زوجی یاد می‌کند که سال‌ها از دوران عقدشان گذشته بود؛ خانواده‌ای آبرومند که آرزوی شروع زندگی مشترک را داشتند اما توان تهیه چند وسیله ضروری را نداشتند.

به گفته قندهاری، بیشتر این زوج‌ها جهیزیه سنگین نمی‌خواهند؛ چند وسیله ساده کافی است تا زندگی‌شان آغاز شود. گروه جهادی با جلب کمک خیران، ارتباط با فروشندگان و حتی خرید نسیه، تلاش می‌کند جهیزیه را حداکثر ظرف یک هفته تا ۱۰ روز آماده کند تا زوج جوان دوباره ماه‌ها معطل نماند. برای او، تحویل این وسایل فقط پایان یک انتظار نیست؛ گرهی باز می‌شود و زندگی تازه‌ای شروع می‌شود.

آب‌بندان خانه‌ها، نه فقط کمک مالی

این مجموعه از سال‌های ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ فعالیت گسترده‌تری را آغاز کرد و اکنون حدود ۲۷۰ تا ۳۰۰ نفر و خانواده به‌صورت مستمر با آن در ارتباط هستند. اما همه نیازها مالی نیست؛ گاهی خانه‌ای حمام ندارد، گاهی سرویس بهداشتی نامناسب است و گاهی خانواده توان تعمیر خانه‌اش را ندارد.

در گرگان، بندرگز و برخی مناطق دیگر، ساخت حمام و سرویس بهداشتی و تعمیر خانه‌ها انجام شده و این فعالیت‌ها به بخش‌هایی از مناطق جنوبی کشور و مدارس روستایی نیز رسیده است. پشت این اقدامات حدود ۲۰۰ نیروی جهادی در قالب هشت گروه قرار دارند؛ از بنا و برق‌کار تا لوله‌کش و افرادی که امکانات یا توان مالی خود را در اختیار گروه می‌گذارند. هرکس بخشی از توانش را می‌آورد تا یک مشکل واقعی از زندگی یک خانواده کم شود.

بیمارانی که هزینه درمان ندارند

وقتی صحبت از بیماران می‌شود، روایت قندهاری رنگ دیگری می‌گیرد. او از بیماران صعب‌العلاجی می‌گوید که هزینه دارو و درمان را ندارند؛ گاهی هزینه دارو تأمین می‌شود و گاهی بیمار به پزشکی معرفی می‌شود که حاضر است خدماتش را با هزینه کمتری ارائه دهد. بخشی از این مسیر با همراهی خیران حوزه درمان پیش می‌رود.

نکته دردناک اما وقتی است که فقر و بیماری همزمان به سراغ یک خانواده می‌آیند؛ در آن صورت فشار زندگی چند برابر می‌شود. به باور قندهاری، همین خانواده‌ها بیش از دیگران نیازمند توجه‌اند؛ کسانی که هم با هزینه‌های روزمره دست‌وپنجه نرم می‌کنند و هم با درد بیماری.

آغاز سال تحصیلی و سفره‌های گرم

شروع سال تحصیلی برای بعضی خانواده‌ها همراه با نگرانی است. خرید لباس فرم، کتاب و لوازم‌التحریر شاید برای بسیاری عادی باشد، اما برای خانواده کم‌برخوردار هزینه‌ای سنگین است. گروه جهادی در تهیه لوازم‌التحریر، کتاب، لباس فرم و هزینه ثبت‌نام دانش‌آموزان کمک می‌کند.

در مناسبت‌های مختلف نیز غذای گرم میان خانواده‌ها توزیع می‌شود و گاهی با ذبح مرغ و گوسفند، گوشت تازه به دست نیازمندان می‌رسد. عید غدیر از جمله مناسبت‌هایی است که این کمک‌ها در آن پررنگ‌تر دنبال می‌شود. در جریان جنگ رمضان نیز کمک‌هایی شامل غذا و کالاهای اساسی مانند ماکارونی، سویا و روغن ارسال شده است.

شناخت نیاز واقعی، پیش از هر کمک

اما پیش از کمک، باید نیاز را شناخت. قندهاری توضیح می‌دهد که هر معرفی به معنای قرار گرفتن در فهرست حمایت نیست. ممکن است فردی از سوی مرکز نیکوکاری، خیر یا فردی معتمد معرفی شود؛ اما پس از آن، تحقیقات آغاز می‌شود. وضعیت اقتصادی، درآمد، تعداد اعضای خانواده و حمایت‌هایی که از نهادهای دیگر دریافت می‌کنند، بررسی می‌شود.

حتی اگر خانواده‌ای تحت پوشش کمیته امداد یا بهزیستی باشد، باز هم ممکن است نیازهای دیگری داشته باشد؛ بیماری، ازکارافتادگی یکی از اعضا یا خانه‌ای که به تعمیر نیاز دارد. به همین دلیل، «تحت پوشش بودن» همیشه به معنای بی‌نیازی نیست.

آبروداری؛ مهم‌تر از همه آمارها

شاید مهم‌ترین بخش این روایت، اشاره به آدم‌هایی باشد که خودشان مراجعه نمی‌کنند. بعضی نیازمندان آبروداری می‌کنند و نمی‌خواهند دیگران از مشکلاتشان باخبر شوند؛ برای همین، بخشی از کار، پیدا کردن همین افراد است. کمک باید به شکلی باشد که کرامت خانواده حفظ شود؛ نه اینکه فرد احساس کند به خاطر فقر، مجبور شده عزتش را کنار بگذارد.

قندهاری همین مسئله را یکی از انگیزه‌های اصلی ورودش به فعالیت‌های اجتماعی می‌داند؛ اینکه اگر کسی مشکلی دارد، حتی اگر نتواند آن را بیان کند، بتوان بخشی از بارش را سبک کرد.

فرهنگ در مسجد و محله

فعالیت‌های این مجموعه به کمک معیشتی محدود نیست. بخشی از کار در مسجد و محله انجام می‌شود؛ به‌ویژه در مناطقی که فعالیت فرهنگی کمتری دارند. برگزاری مراسم مذهبی، برنامه‌های ملی و مذهبی و نشست‌های روشنگری بخشی از این فعالیت‌هاست. تمرکز اصلی در حوزه فرهنگی روی نوجوانان و جوانان است، اما در حوزه حمایت، سن ملاک نیست؛ هرکس نیازش احراز شود، می‌تواند از خدمات استفاده کند.

تلاش برای جذب خیران و گروه‌های جهادی بیشتر همچنان ادامه دارد؛ یک بنا می‌تواند خانه‌ای را تعمیر کند، یک لوله‌کش حمامی را راه بیندازد، یک پزشک هزینه درمان را کاهش دهد و یک خیر، جهیزیه یک زوج را کامل کند. حتی برنامه‌هایی مانند تهیه قلک‌های نذری برای مناسبت‌های مختلف با همین هدف دنبال می‌شود.

پاداشی به نام باز شدن گره‌ها

وقتی از مهم‌ترین خاطره‌اش می‌پرسیم، دوباره به همان آدم‌ها برمی‌گردد؛ زوجی که بعد از سال‌ها انتظار راهی خانه شدند، بیماری که توانست درمانش را ادامه دهد و خانواده‌ای که بخشی از مشکل خانه‌اش برطرف شد. برای او، جهاد همین است؛ دیدن آدمی که نیاز دارد، حفظ آبرویش و باز کردن گرهی که زندگی‌اش را متوقف کرده است.

گاهی یک جهیزیه ساده، شروع یک زندگی است؛ گاهی یک دارو، ادامه زندگی یک بیمار و گاهی ساخت یک حمام، بازگشت آرامش به خانه‌ای که سال‌ها با کمبود ساخته است. و بزرگ‌ترین پاداش، شاید همان لحظه‌ای باشد که درِ خانه‌ای باز می‌شود و خانواده‌ای می‌فهمد هنوز کسی هست که صدای نیازش را شنیده است.