نمایش «ستاره‌شناس» به نویسندگی دیدیه ون‌کولارت و کارگردانی میثم کیان، این روزها در اصفهان روی صحنه است؛ اثری که در ظاهر با موقعیتی آشنا یعنی حضور شخصیت‌ها در اتاق مشاوره و روان‌کاوی آغاز می‌شود، اما خیلی زود از قالب یک روایت خطی بیرون می‌زند و در یکی از لایه‌های فکری خود به رواج مفاهیم روان‌شناختی در زبان روزمره می‌پردازد؛ مفاهیمی که گاه جای فهم مسئله را با نام‌گذاری آن عوض می‌کنند.

نهمین تجربه رسمی میثم کیان در اصفهان

این نمایش نهمین تجربه رسمی و عمومی کیان در اصفهان به شمار می‌رود؛ کارگردانی که در آثار پیشین خود نیز همواره به دنبال مضامینی مرتبط با نسبت انسان با خویشتن و جهان پیرامون بوده است. به گفته او، تلاش اصلی در این اجرا پرهیز از تحمیل یک عنوان سبکی از پیش تعیین‌شده بوده و فرم اجرایی اثر از دل مواجهه با متن شکل گرفته است.

کیان درباره مضمون مرکزی نمایش می‌گوید: «در سه کار پیشین من یعنی مالی سوینی، شاید نجات یابیم و باران‌ساز، ارتباط انسان با طبیعت، هم طبیعت درونی و هم طبیعت پیرامونی، محور مشترک بود. در ستاره‌شناس طیف دیگری از دغدغه‌ها برایم باز شده است؛ رابطه و عدم رابطه، خودشناسی در جریان رابطه و خودکاوی از جمله مسائلی هستند که در این اثر مورد توجه قرار گرفته‌اند.»

او تأکید می‌کند که با وجود شکل‌گیری فضای نمایش در اتاق مشاور یا روان‌کاو، نمی‌توان اثر را صرفاً به روان‌کاوی یا خودشناسی محدود کرد و ستاره‌شناس مضمونی چندوجهی دارد.

روایت، نه درمان؛ مرز تئاتر و روان‌کاوی

این کارگردان درباره مرز میان روایت یک رابطه انسانی و ورود به لایه‌های روان‌شناختی شخصیت‌ها توضیح می‌دهد: «مسئله ما در وهله نخست روایت کردن است. انسان از ابتدا برای شنیدن قصه دور هم جمع شده و امروز هم در هر شکلی، چه سینما، چه تئاتر و چه ادبیات، همچنان نیاز داریم روایت بشنویم. قرار نیست تئاتر لزوماً مخاطب را درمان کند؛ مخاطب باید قصه‌ای بشنود که در ذهنش بماند و درباره آن فکر کند، نه اینکه نمایش به یک درام آموزشی یا تئاتر درمانی تبدیل شود.»

سیالیت خاطره و زبان اجرایی اثر

یکی از مؤلفه‌هایی که کیان درباره ستاره‌شناس بارها به آن اشاره کرده، سیالیت خاطره است؛ ویژگی‌ای که در زبان اجرایی و میزانسن نمایش تجلی یافته است. او در این باره می‌گوید: «رسانه تئاتر محدودیت‌هایی دارد و این محدودیت‌ها معمولاً همراه با خلاقیت هستند. ما نمی‌توانیم هر نوع بازی زمانی پیچیده‌ای را مانند برخی رسانه‌های دیگر ایجاد کنیم، بنابراین باید از امکانات خود تئاتر استفاده کنیم.»

به گفته او، سیالیت خاطره در این نمایش نمودی اتمسفریک دارد؛ بازی بازیگر، حرکات پیش‌بینی‌ناپذیر و غیرواقعی، موسیقی، نور و حتی زبان غیرمتعارف به تدریج به مخاطب نشان می‌دهد که با یک روایت خطی صرف مواجه نیست. روایت دائماً در نقاطی شکسته می‌شود تا این حس منتقل شود؛ هرچند کارگردان معتقد است قضاوت درباره میزان موفقیت این شیوه اجرایی باید پس از تماشای نمایش و حتی تماشای چندباره آن انجام شود.

برای جلوگیری از ایستایی گفت‌وگوهای طولانی در فضای اتاق مشاوره نیز طراحی صحنه نقشی کلیدی داشته است. کیان از ماه‌ها تحلیل و جلسات متعدد با طراحان پیش از آغاز تمرین‌ها سخن می‌گوید: «در نهایت به ترکیبی از گفتار و اتمسفر رسیدیم. در بخش‌هایی از نمایش، گفتار کاملاً بر اساس بداهه‌پردازی بازیگر پیش می‌رود و در بخش‌هایی دیگر میزانسن دقیق و طراحی‌شده است؛ این ترکیب اجازه نمی‌دهد فضای نمایش صرفاً به گفت‌وگویی ایستا محدود شود.»

پرهیز از برچسب‌های سبکی؛ آغاز از متن ادبی

کیان در پاسخ به این پرسش که چرا نمی‌خواهد ستاره‌شناس را در عنوانی مانند رئالیسم یا سوررئالیسم محدود کند، بر این باور است که همه چیز از خود متن ادبی آغاز می‌شود: «فارغ از اینکه یک اثر در چه ژانر یا سبکی تعریف شود، ابتدا باید با متن درگیر شد. من معتقدم این کشتی گرفتن با متن است که سبک اثر را می‌سازد. یک متن و یک اجرا جهان خودشان را می‌سازند و زیبایی‌شناسی خودشان را دارند؛ بنابراین نمی‌توانیم کلماتی را از بیرون برداریم و به یک اثر تحمیل کنیم.»

نقد تراپی عامه‌پسند؛ وقتی نام‌گذاری جای فهم را می‌گیرد

یکی از وجوه قابل توجه نمایش، نگاه انتقادی آن به برخی مفاهیم رایج روان‌شناختی است. به گفته کیان، در ستاره‌شناس با نوعی پرسش نسبت به تراپی مواجهیم؛ نه اینکه بخواهد آن را به صورت کامل نفی کند، اما در جاهایی ماهیت تراپی زیر سؤال می‌رود. او به دیالوگی در نمایش اشاره می‌کند که می‌گوید ما دائماً برای مشکلات مردم اسم طراحی می‌کنیم تا خیالشان راحت شود.

این کارگردان درباره رواج مفاهیم روان‌شناسی در گفتار روزمره می‌گوید: «ما در زبان روزمره از مفاهیمی مانند والد، بالغ، کودک درون، ایگو، سوپرایگو، ناخودآگاه فردی و ناخودآگاه جمعی استفاده می‌کنیم. من مطالعات طولانی در این زمینه داشته‌ام و خواهم داشت، اما مسئله نمایش این است که آیا انسان می‌تواند در کنار کمک گرفتن از مشاور یا روان‌کاو، مسیر خودکاوی را نیز تجربه کند؟»

انسان مدرن و سردرگمی در مسئله رابطه

کیان درباره اهمیت مسئله رابطه در این مقطع از کار خود توضیح می‌دهد: «رابطه بخش بزرگی از ذهن انسان امروز را اشغال کرده است؛ انسان متأهل، مجرد، فردی که تازه وارد رابطه شده یا کسی که در یک رابطه متناقض قرار دارد، دائماً با این مسئله مواجه است. رسانه‌ها نیز دائماً گزاره‌هایی درباره رابطه به ما می‌دهند؛ از تلویزیون و ماهواره گرفته تا گوشی موبایل، اینستاگرام، یوتیوب و شبکه ایکس.»

به باور او، با وجود انبوه داده‌ها و اطلاعات درباره روابط، مسئله ارتباط انسانی همچنان پابرجاست و حتی مسئله تنهایی نیز هنوز حل نشده است. همین نکته نشان می‌دهد که صرف دریافت گزاره‌های فراوان، گره‌گشای روابط انسان مدرن نیست؛ موضوعی که ستاره‌شناس تلاش می‌کند آن را در قالبی نمایشی و با تکیه بر پرسش‌گری به جای ارائه پاسخ‌های آماده به تماشاگر عرضه کند.