مرتضی عبدی، رئیس اداره امور بینالملل و رئیس اندیشکده مطالعات راهبردی حقوق بینالملل مرکز وکلا، کارشناسان رسمی و مشاوران خانواده قوه قضاییه، در گفتوگو با خبرنگار مهر ابعاد دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران را تشریح کرد. او از حرکت این دکترین از الگوی «دفاعی-پدافندی» به سوی ساختار «بازدارندگی فعال و تهاجمی» سخن گفت و تأکید کرد که در این رویکرد، توان نظامی، هوشمندی اطلاعاتی و ظرفیتهای مردمی به شکلی ارگانیک برای مقابله با تهدیدات و صیانت از حق حاکمیت در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
چرخش راهبردی از دفاع ایستا به بازدارندگی تهاجمی
عبدی با اشاره به شرایط ژئوپلیتیک معاصر که از آشوبهای ساختاری و تهدیدات فراملی خبر میدهد، تبیین دکترین دفاعی را تنها یک ضرورت نظامی ندانست و آن را بازتابی از اراده سیاسی و حقوقی حاکمیت برای پاسداشت «حق حاکمیت» (Sovereignty) توصیف کرد.
به گفته وی، بررسی تطبیقی احکام ارکان فرماندهی و نقاط ثقل استراتژیک در دستورالعملهای رهبری نشان میدهد که ایران در حال گذار از یک پارادایم «دفاعی-پدافندی» به سوی «بازدارندگی فعال و تهاجمی» است؛ ساختاری که در آن توان نظامی، هوشمندی اطلاعاتی و ظرفیتهای مردمی در پیوندی ارگانیک برای مقابله با استکبار صهیونی-آمریکایی به کار گرفته شدهاند.
رئیس اداره امور بینالملل مرکز وکلا با استناد به احکام ریاست ستاد کل نیروهای مسلح و فرماندهی کل سپاه پاسداران، از این تغییر به عنوان یک «چرخش راهبردی» یاد کرد و گفت: تأکید بر «آمادگی برای اجرای عملیات تهاجمی پرقدرت» و «پاسخگویی انقلابی»، در تحلیل حقوق بینالملل نه یک اقدام تجاوزجویانه، بلکه تجلی عینی «حق دفاع مشروع پیشدستانه» (Anticipatory Self-Defense) است.
بازتعریف مرز میان پدافند و تهاجم
وی تصریح کرد: این رویکرد در واقع طراحی یک معادله دفاعی جدید است که در آن، مرز میان پدافند و تهاجم با هدف «از میان برداشتن تهدید پیش از وقوع آن» بازتعریف میشود. به بیان دیگر، بازدارندگی دیگر تنها با «ایستادگی» محقق نمیشود، بلکه با «توانایی اعمال قدرت در عمق تهدید» معنا مییابد.
عبدی این گذار را پاسخی به رفتارهای غیرقانونی و نقض مداوم معاهدات بینالمللی توسط محور استکبار ارزیابی کرد و گفت که در این چارچوب، تهران به دنبال تبدیل شدن از یک بازیگر صرفاً پدافندی به قدرتی بازدارنده و تأثیرگذار در منطقه و جهان است.
بسیج مردمی؛ از نهاد حمایتی تا سپر حاکمیتی
در لایه دوم این استراتژی، نقش بسیج مستضعفین از یک نهاد حمایتی به «ستون فقرات اجتماعی-امنیتی» ارتقا یافته است. عبدی هدفگذاری برای تحقق شعار «هر ایرانی، یک بسیجی» را فرآیند «ملیسازی دفاع» خواند.
به گفته وی، تأکید بر تقویت شبکههای اطلاعاتی مردمی و بهرهگیری از فناوریهای نوین، نشاندهنده درک عمیق از ماهیت «جنگهای نسل جدید» (Next-Generation Warfare) است. در این نگاه، امنیت دیگر صرفاً در قلمرو سختافزاری و نظامی تعریف نمیشود، بلکه در حوزه نرمافزاری و از طریق «بصیرتافزایی» برای مقابله با نفوذ و جنگهای شناختی طراحی شده است.
عبدی افزود: این استراتژی با هویتبخشی به ظرفیتهای مغفولمانده مردمی، جامعه را از یک کنشگر منفعل به «جبهه واحد دفاعی» تبدیل میکند و از منظر حقوقی، تضمینکننده پایداری حاکمیت ملی در برابر هرگونه تلاش برای بیثباتسازی داخلی از طریق ابزارهای فشار خارجی است.
مسجد؛ مرکز ثقل انسجام اجتماعی
یکی از ابعاد این تحلیل به تعامل سازنده با نهادهای حاکمیتی و گسترش گروههای جهادی با محوریت مسجد بازمیگردد. عبدی این رویکرد را بازگشت به اصل «خدمات اجتماعی اثربخش» از طریق ساختارهای سنتی و مذهبی دانست.
وی گفت: در تحلیل استراتژیک، مسجد نه تنها یک کانون عبادی، بلکه به عنوان «مرکز ثقل انسجام اجتماعی» (Social Cohesion Hub) عمل میکند. این پیوند میان «مسجد، محله و دولت»، شبکه حفاظتیای میسازد که از طریق تقویت پیوند میان مردم و حاکمیت، از ریزش هویت ملی و مذهبی در برابر تهاجمات فرهنگی و نرم میکاهد.
دکترین دفاعی چندلایه
عبدی در جمعبندی این تحلیل، از تدوین یک «دکترین دفاعی چندلایه» خبر داد و لایههای آن را چنین برشمرد:
- لایه نظامی: گذار به بازدارندگی تهاجمی برای تضمین امنیت و صیانت از حاکمیت.
- لایه اطلاعاتی-فنی: هوشمندسازی ظرفیتهای مردمی در برابر تهدیدات نوین.
- لایه اجتماعی-مذهبی: تقویت پیوند میان مردم و حاکمیت از طریق ساختارهای سنتی و جهادی.
رئیس اداره امور بینالملل مرکز وکلا در پایان خاطرنشان کرد: این رویکرد یکپارچه، ایران را از یک بازیگر پدافندی به «قدرت بازدارنده و تأثیرگذار» در منطقه و جهان تبدیل میکند؛ قدرتی که در آن، توان نظامی و بصیرت مردمی در جهت صیانت از حقوق مشروع ملت و حاکمیت ملی در هم تنیده شدهاند.
نظرات (0)