انتشار مستند «ایرانی به نام لبنان» که به تازگی در فضای مجازی بازتاب گسترده‌ای داشته، بحث‌های فراوانی را درباره نحوه مواجهه با مسئله حجاب در جامعه ایران برانگیخته است. این مستند با بررسی میدانی از وضعیت حجاب در لبنان، به این نتیجه رسیده که الگوی لبانی می‌تواند برای ایران نیز کارگشا باشد؛ نتیجه‌ای که با انتقادهای جدی مواجه شده است.

تفاوت بافت فرهنگی؛ مهمترین نادیده گرفته شده

نخستین و مهمترین انتقاد وارد شده به این مستند، نادیده گرفتن تفاوت‌های عمیق بافت فرهنگی و اجتماعی دو کشور است. لبنان کشوری با تنوع قومی و مذهبی بالا است که دهه‌هاست فرهنگ‌های گوناگون در آن در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند. در چنین جامعه‌ای، بی‌حجابی به عنوان یک پدیده عادی پذیرفته شده و حتی شخصیت‌های مذهبی نیز با توجه به شرایط بومی، رویکردی متفاوت در تعامل با شهروندان دارند.

این در حالی است که ایران سابقه تاریخی متفاوتی در زمینه حجاب دارد. حجاب در ایران نه تنها پیشینه چندین هزار ساله دارد، بلکه در قرن‌های اخیر به عنوان یکی از هنجارهای جامعه اسلامی تثبیت شده است. تلاش‌های چند دهه اخیر برای تشکیل جامعه‌ای مبتنی بر ارزش‌های اسلامی، سبک زندگی و تمدن اسلامی، شرایطی کاملاً متفاوت با لبنان پدید آورده است.

هنجارهای اجتماعی و تفاوت آنها در جوامع مختلف

منتقدان این مستند بر این باورند که درک نادرست از مفهوم هنجارهای اجتماعی، یکی دیگر از کاستی‌های این اثر است. هر جامعه‌ای با توجه به پیشینه و زمینه‌های خود، هنجارهای ویژه‌ای دارد. عملی که در یک جامعه کاملاً عادی تلقی می‌شود، ممکن است در جامعه دیگر یک ناهنجاری به شمار آید.

به گفته کارشناسان، اگرچه برخوردهای سلبی و اجباری جز در موارد حاد، نه تنها کارآمد نیست بلکه آسیب‌زا نیز هست، اما این به معنای ضرورت کنار گذاشتن حجاب به عنوان یک هنجار اجتماعی در جامعه اسلامی نیست. سازوکارهای هنجاری برای برخورد با ناهنجاری‌ها باید متناسب با هنجارهای هر جامعه تعریف شود.

نقد محتوایی و ساختاری مستند

علاوه بر نقدهای محتوایی، منتقدان به جنبه‌های دیگری از این مستند نیز اشاره کرده‌اند. از جمله اینکه در این مستند گفتگوهای عاطفی با بانوان نامحرم نشان داده شده و همچنین موسیقی با صدای بانوان پخش شده است که خود در چارچوب هنجارهای جامعه ایرانی، محل پرسش است. به گفته منتقدان، بازنمایی این گفتگوها در جامعه مذهبی ایران می‌تواند به هنجارسازی رفتاری منجر شود که حتی در میان خانواده‌های کم‌حجاب نیز رایج نیست.

بخشی دیگر از نقدها به نحوه تصویرسازی مستند از نهادهای تصمیم‌گیرنده در نظام اسلامی مربوط می‌شود. این مستند با نمایش ناتوانی شوراهای عالی و ساختارهای موجود در یافتن راه‌حل مناسب، عملاً به تضعیف اعتبار نهادهای تصمیم‌گیر پرداخته است. منتقدان معتقدند بزرگنمایی ناکارآمدی این ساختارها، مخاطب را به سمت پذیرش هرگونه راه‌حل جایگزین، حتی اگر با مبانی اسلامی در تضاد باشد، سوق می‌دهد.

هشدار درباره پیامدهای هنجارشکنانه

برخی تحلیلگران نسبت به پیامدهای انتشار این مستند هشدار داده و تأکید کرده‌اند که هرچند نیت سازندگان آن ممکن است دلسوزانه باشد، اما اثر عملی آن می‌تواند هنجارشکنانه باشد. این نگرانی وجود دارد که مستند مذکور به عنوان محملی برای عادی‌سازی رفتارهای خلاف هنجارهای پذیرفته شده جامعه اسلامی عمل کند.

از نگاه منتقدان، اگرچه دغدغه‌های مطرح شده در مستند درباره ناکارآمدی برخی روش‌های موجود قابل تأمل است، اما راه‌حل ارائه شده یعنی الگوبرداری از تجربه لبنان، به دلیل نادیده گرفتن تفاوت‌های بنیادین دو جامعه، راه‌حلی نادرست و حتی خطرناک ارزیابی می‌شود. آنچه مورد نیاز است، نه کنار گذاشتن اصل حجاب به عنوان یک هنجار، بلکه بازنگری در روش‌ها و سازوکارهای ترویج آن با توجه به شرایط روز و بدون خدشه به مبانی است.