در روزگاری که تغییر عقیده و دگرگونی هویتی در میان چهره‌های شاخص فرهنگی به پدیده‌ای رایج تبدیل شده، مرگ اکبر عبدی، بازیگر پیشکسوت ایرانی، تأملی دوباره بر معنای «خوشبختی» و «ثبات شخصیت» را برانگیخته است.

هنرمندی از جنس مردم

اکبر عبدی که با نقش‌های ماندگارش در سینما و تلویزیون ایران، در دل نسل‌های مختلف جا باز کرده بود، همواره به عنوان چهره‌ای مردمی و بی‌آلایش شناخته می‌شد. «عمو اکبر» نه فقط یک بازیگر، که نمادی از صداقت و سادگی در فرهنگ عامه ایران بود.

محمدابراهیم محمدی، مشاور خانواده قوه قضاییه، در یادداشتی با نگاهی جامعه‌شناختی به زندگی این هنرمند فقید، راز ماندگاری او را در «سادگی هوشمندانه» و «صداقت ساختاری» عبدی جست‌وجو کرده است. به باور او، عبدی توانست هسته مرکزی هویت خویش را در برابر گردبادهای سیاسی و جناحی مصون نگاه دارد.

دو راهی هنرمندان در گذار تاریخی

در جوامع دست‌خوش گذار سیاسی و فرهنگی، کنشگران عرصه عمومی به‌ویژه هنرمندان و سیاستمداران، همواره بر لبه تیغ دوگانه «ماندگاری در برابر زوال» و «ثبات در برابر تحول» حرکت می‌کنند. انقلاب اسلامی ایران به مثابه یک آزمایشگاه بزرگ تاریخی در نیم‌قرن اخیر، بسیاری از چهره‌ها را در بوته آزمونی سخت نهاده است.

از منظر جامعه‌شناسی شناختی، پدیده استحاله فکری در میان هنرمندان، صرفاً یک تغییر سطحی عقیدتی نیست، بلکه غالباً به گسست ساختاری از پیشینه زیسته و بریدگی از خویشتن پیشین منجر می‌شود. در این میان، سینماگران و هنرمندان تلویزیون به دلیل دامنه گسترده تأثیرگذاری بر افکار عمومی، بیش از سایر گروه‌ها در معرض این تغییرات و فشارها قرار داشته‌اند.

تقسیم‌بندی جامعه هنری

به گفته محمدی، جامعه هنری ایران در این میانه به دو دسته متمایز تقسیم شد: گروهی با اتکا به مرزهای شناختی مستحکم، بر مدار باور خویش پای فشردند و گروهی دیگر با کنار نهادن آنچه روزی برای تبیین و تفهیم آن می‌کوشیدند، راه تقابل با گذشته خویش را در پیش گرفتند.

او در این یادداشت به تضاد میان عبدی و برخی دیگر از هنرمندان اشاره می‌کند که دچار جهش ۱۸۰ درجه‌ای در اندیشه و منش شده‌اند؛ جهشی که هم‌زمانی آن با فقدان عبدی، این پرسش اساسی را قوت می‌بخشد که خوشبختی حقیقی در کدامین سو قرار دارد.

راز ماندگاری عمو اکبر

عبدی به‌درستی خوشبخت بود؛ زیرا او از آن دسته افرادی بود که توانست هسته مرکزی هویت خویش را در برابر گردبادهای سیاسی و جناحی مصون نگاه دارد. راز ماندگاری او در همین نکته نهفته است: او در عین برخورداری از محبوبیتی کم‌نظیر و نقشی پررنگ در فرهنگ عامه، هرگز دامان هنر خویش را به تعصب‌های جناحی و هیجانات زودگذر سیاسی نیالود.

او خود را از آسیب‌های مزمن زیست روشنفکری در ایران معاصر — اعم از تندروی افراطی، رکود انفعالی، سرگشتگی هویتی و بازیچه جریان‌ها شدن — رهانید و بر همان مدار اصیل «مروت، مردمی و اخلاق انسانی» باقی ماند. عبدی به‌راستی خودش بود: عمواکبر مردمی که زیر هیچ پرچم جناحی سینه نزد، اما در برابر پرچم مروت و انسانیت سر تعظیم فرود آورد.

یاد و خاطره این هنرمند محبوب که سال‌ها لبخند را بر لب‌های ایرانیان نشاند، همواره در تاریخ فرهنگ عمومی این سرزمین زنده خواهد ماند.