در تازه‌ترین گفتگوی پرونده اقتباس در خبرگزاری مهر، محمدرضا مقدسیان منتقد و مدرس سینما به بررسی وضعیت اقتباس در سینمای ایران پرداخت. او با اشاره به پیشینه کارگردانانی مانند زنده‌یاد داریوش مهرجویی که از فعالان سینمای اقتباسی بودند، چالش‌های اصلی این حوزه را تشریح کرد.

چرا اقتباس در سینمای ایران کم‌رنگ است؟

مقدسیان در پاسخ به این پرسش که با وجود کتاب‌های خوب فراوان در ایران، چرا فیلم‌ها و سریال‌های اقتباسی معمولاً به عمق آثار اصلی نمی‌رسند، گفت: «ما داشته‌های ارزشمند بسیاری داریم که به خوبی از آنها بهره نمی‌بریم؛ از جمله کتاب‌ها.»

او با تأکید بر شخصیت و منش داریوش مهرجویی به عنوان مصداقی موفق در اقتباس، توضیح داد: «مهرجویی با توجه به تحصیلات و کتاب‌هایی که خوانده، توانسته ارتباطی خوب با ادبیات برقرار کند. گفتگویی عمیق میان مهرجویی و اثر ادبی شکل گرفته است. صرفاً خواندن یک اثر ادبی مفید نیست؛ باید آن را درک کرد.»

اقتباس حاصل جوشش است، نه تلاش

این منتقد سینما خلق اثر هنری را نه حاصل کوشش و تلاش، بلکه حاصل جوشش درونی دانست و گفت: «مهرجویی تلاش نمی‌کند که اقتباس کند یا فیلم خوبی بسازد. فیلم خوب به این دلیل ساخته می‌شود که پتانسیل آن در وجود مهرجویی هست. ظرف وجودی او آن‌قدر بزرگ است که ادبیات با حجم انبوه خود در درونش جا می‌گیرد.»

مقدسیان همچنین از آثار پرتکلف و درگیر ساختارهای ظاهری انتقاد کرد و آنها را مانند انسان‌هایی دانست که بیش از حد تلاش می‌کنند آدم‌های شیکی به نظر برسند اما قلابی بودنشان نمایان می‌شود.

توهم همه‌چیزدانی مانع اقتباس

مقدسیان با انتقاد از فرهنگ کتاب‌خوانی در میان سینماگران ایرانی، گفت: «غالباً دچار توهم همه‌چیزدانی هستیم و فکر می‌کنیم همه چیز را خودمان بلدیم. چیزی از مؤلف بودن شنیده‌ایم، اما تا انتها به آن گوش نکرده‌ایم. فکر می‌کنیم هم می‌توانیم فیلمنامه خوب بنویسیم و هم حرف‌های زیبا بزنیم.»

او به مقایسه جالبی میان سینماگران بزرگ و متوهم پرداخت و گفت: «عباس کیارستمی زمانی پس از تماشای فیلم پالپ‌فیکشن در جشنواره کن گفت حیرت‌زده‌ام که چرا چنین فیلمی جایزه می‌گیرد. اما این جمله کارگردانی است که خود حرفی برای گفتن دارد. وقتی سینماگری بدون کارنامه درخشان، آثار دیگران را تخطئه می‌کند، اولین پرسش باید این باشد که کارنامه خودش چه بوده است.»

گنجینه ادبی ایران ناشناخته مانده

مقدسیان در پایان با تأکید مجدد بر ضرورت اقتباس گفت: «همچنان بر این باورم که درمان درد سینمای ایران، فیلمنامه است و بهترین راه حل، مراجعه به اقتباس است؛ زیرا گنجینه ادبی فوق‌العاده‌ای در ایران داریم که بسیاری از آنها را حتی خودمان نمی‌شناسیم. ما غالباً به خواندن رمان‌های خارجی علاقه داریم که البته لازم است، اما تعادل را رعایت نمی‌کنیم.»

به گفته این منتقد، بسیاری از سینماگران به جای مراجعه به ادبیات ایران، در توهمی فرو رفته‌اند که مانع پیشرفت سینمای اقتباسی در کشور می‌شود. تا زمانی که این توهم شکسته نشود و سینماگران با فروتنی به سراغ گنجینه ادبی بروند، اقتباس موفق در سینمای ایران همچنان با چالش مواجه خواهد بود.