حملات موشکی اخیر تهران را به کانون اصلی جنگ تحمیلی سوم تبدیل کرد، اما در کنار نیروهای رسمی امدادی، مردم نیز از نخستین لحظات وقوع حملات به میدان آمدند. گروههای جهادی از نقاط مختلف کشور خود را به پایتخت رساندند تا در پاکسازی، آواربرداری و بازسازی منازل آسیبدیده مشارکت کنند.
حضور جهادگران از ۱۴ استان کشور
قاسم نادری، رابط جهادی شهرداری منطقه ۴ تهران، با تشریح ابعاد این فعالیتها گفت نیروهایی از خراسان رضوی، کاشان، قم، اصفهان، کرمان، خوزستان، رشت، ساری، تبریز، زنجان، قزوین، کرج، سمنان و دیگر مناطق کشور در کنار گروههای جهادی محلی حضور یافتند. این نیروها گاهی در کوتاهترین زمان ممکن پس از اصابت موشک در محل حاضر میشدند و بلافاصله کار پاکسازی و جمعآوری شیشههای شکسته را آغاز میکردند.
نادری تاکید کرد حضور جهادگران بدون خطر نبود و برای حفظ جان آنها، نیروها در گروههای کوچک و در نقاط مختلف اسکان داده میشدند. تعدادی از جهادگران در جریان امدادرسانی مجروح شدند اما بسیاری از آنها با وجود آسیبدیدگی به فعالیت خود ادامه دادند.
داستانهای ماندگار از ایثار مردمی
در میان صحنههای بهیادماندنی این دوره، نادری به داستان یک کشاورز کرمانی اشاره کرد که پسرش با او تماس گرفته بود تا برای آبیاری زمینهای کشاورزی به خانه بازگردد. پدر اما گفته بود باید چند روز دیگر در تهران بماند و به مردم کمک کند. یک طلبه ۱۹ ساله از قم نیز با موتورسیکلت خود از قم به تهران آمده بود و از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب پایتخت در هر نقطهای که نیاز بود امدادرسانی میکرد.
نادری همچنین از ماجرای یک پیرمرد ساکن تهران یاد کرد که سالها در آمریکا و اروپا زندگی کرده بود و پس از حمله، گروههای جهادی قبل از آنکه فرصت کند لباس بپوشد وارد خانهاش شدند و آماده کمک بودند. این پیرمرد گفته بود در تمام سالهای زندگی خارج از کشور، چیزی شبیه این حضور مردمی مشاهده نکرده است.
راهاندازی ۳۷ کارگاه شیشه برای بازسازی منازل
یکی از مهمترین اقدامات جهادی، راهاندازی کارگاههای تخصصی برش و نصب شیشه بود. در مجموع ۳۷ کارگاه شیشه در سطح تهران ایجاد شد که ۱۲ مورد آن در منطقه ۴ مستقر بود. روند کار به این صورت بود که نیروهای جهادی ابتدا به منازل آسیبدیده مراجعه میکردند، شیشههای شکسته را خارج و محل را پاکسازی و اندازهگیری میکردند. سپس اطلاعات هر واحد به شیشهبرهای جهادی منتقل میشد و شیشهها بر اساس اندازه دقیق هر منزل برش داده میشد.
کار به شیشه محدود نبود؛ اگر چارچوب پنجره آسیب دیده بود، نیروهای فنی包括 بنّا، گچکار، سیمانکار و دیوارچین وارد عمل میشدند و تعمیرات لازم را انجام میدادند. در مواردی حتی آسانسور، درهای چوبی، کمد، صندلی و مبلمان آسیبدیده نیز تعمیر شد.
گروههای دانشجویی و تداوم فعالیت پس از جنگ
گروههای دانشجویی از دانشگاههای امام حسین(ع)، علم و صنعت، تهران، شهید شمسیپور، صداوسیما و شهید عباسپور نیز در کنار نیروهای مردمی فعالیت کردند. برخی گروهها هر هفت روز جای خود را به نیروهای تازهنفس میدادند و گروههای تهرانی نیز مدت طولانی در منطقه باقی ماندند.
پس از پایان جنگ نیز فعالیتهای جهادی ادامه یافت. قرارگاه مردمی خدمات شهری در منطقه ۴ شکل گرفت و حدود هزار نفر از شهروندان برای عضویت در گروههای واکنش سریع اعلام آمادگی کردند. این نیروها آموزشهای تخصصی امداد و نجات، آواربرداری و مدیریت بحران دریافت کردهاند و آماده حضور در شرایط اضطراری احتمالی آینده هستند.
همکاری شهرداری در مدیریت بحران
شهرداری تهران در جریان جنگ تلاش کرد خدمات شهری را متوقف نکند و همزمان با مدیریت شرایط اضطراری، امور روزمره شهر نیز ادامه داشته باشد. در مواردی محل حادثه در کمتر از پنج ساعت پاکسازی، آواربرداری و تخلیه میشد و شرایط تا حد امکان به وضعیت عادی بازمیگشت. به گفته نادری، مردم اصلیترین سرمایه کشور در شرایط بحران هستند و حضور بیمنت آنها در کنار یکدیگر میتواند امید و اعتماد ایجاد کند.
نظرات (0)