علی قمصری، نوازنده و آهنگساز ایرانی، پس از اجرای جنجالی ۱۸ فروردین ماه مقابل نیروگاه برق دماوند، بار دیگر روی صحنه رفت. این بار اما صحنهاش نه یک مکان نمادین در فضای باز، بلکه تالار وحدت تهران بود؛ جایی که مردم برای شنیدن موسیقی او صف کشیده بودند، درست در روزهایی که رسانههای بینالمللی از تشدید تنشها در تنگه هرمز و فشارهای اقتصادی بر ایران گزارش میدادند.
از دماوند تا وحدت
حدود پنج ماه پیش، قمصری با اجرای تکنوازی تار در مقابل نیروگاه تولید برق دماوند، تصویری را خلق کرد که خیلی زود در تمام خبرگزاریهای جهان بازتاب یافت. الجزیره همان ویدئو را بازنشر کرد و نام او به نمادی از مقاومت فرهنگی در شرایط بحرانی تبدیل شد. اکنون و در اولین روزهای شهریور ماه، قمصری با گروه خود در تالار وحدت به روی صحنه رفت؛ این بار نه برای اعتراض نمادین، بلکه برای اجرای برنامهای که به گفته خودش، هدفش فراتر از شادی یا غمافزایی است.
گفتاری از چرایی زیستن
قمصری پیش از آغاز قطعات، میکروفون را برداشت و با مخاطبانش به گفتوگو نشست. او گفت: «کنسرت امسال برای ما یک تفاوت با سالهای گذشته دارد. بدون شک و تردید در دوران تلخی حضور داریم. سوگواریها یکی پس از دیگری برای ما اتفاق افتاده و ماههای سختی را پشت سر گذاشتهایم. این اجرا به این معنا نیست که ما فراموشکاریم و اتفاقات تلخ را فراموش میکنیم؛ اما در این چند ماه متوجه شدهام که قدرت موسیقی خیلی بیشتر از آن چیزی است که در نظر میگیریم.»
قمصری در ادامه تأکید کرد که موسیقی رسالتی فراتر از سرگرمی دارد: «رسالت موسیقی روشنگری است. رسالت موسیقی ایجاد حالهای دگرگون است. ما در کشوری هستیم که عقبه درخشانی در هنر و فرهنگ دارد و به همین دلیل است که افتخار میکنیم در سختترین شرایط مردم ایران هنر را فراموش نکردهاند و اهمیت هنر در زندگیشان را حفظ کردهاند.»
تلفیقی از جنس هویت ایرانی
یکی از نکات قابل توجه در اجرای قمصری، شیوه تلفیق سازهای ایرانی و غربی بود. در قطعات مختلف، نخست سازهای ایرانی نواخته شد و سپس دفها و ویولنها به گروه پیوستند. آنچه این تلفیق را متمایز میکرد، حفظ هویت مستقل هر ساز بود: موج موسیقایی همچنان ایرانی بود و ویولنها نیز صدای خود را حفظ کردند، بدون آنکه یکی بر دیگری بچربد.
这套 approach با بسیاری از آثار تلفیقی سالهای اخیر تفاوت داشت؛ آثاری که در آنها موسیقی غربی بهصورت انضمامی ساز ایرانی را در خود حل میکرد و تنها ظاهری شرقی به اثر میبخشید.
قرائت شمس و حضور نسل جدید
قمصری در بخشهایی از برنامه، اشعاری از دیوان شمس تبریزی را با همراهی تار و ویولن خواند. قطعات او در عین حال که هر کدام بهتنهایی شنیدنی بودند، در یک کل منسجم بازتعریف میشدند و همین ویژگی، فضای سالن را به شکل خاصی تحت تأثیر قرار داد.
در میان تماشاگران، نسل جدیدی از علاقهمندان موسیقی به چشم میآمد؛ نوجوانانی که با سازهای خود به سالن آمده بودند و هنرمندانی مانند قمصری را الگوی خود میدانستند. حضور این نسل در شبهایی که سایه تهدید بر فضای عمومی سنگینی میکند، خود پیامی روشن از اهمیت فرهنگ و هنر در جامعه ایرانی دارد.
هنر در سایه جنگ: روایتی تاریخی
نکته جالب آن است که ادامه فعالیت هنری در شرایط جنگ و بحران، پیشینهای تاریخی دارد. در جنگ بوسنی (۱۹۹۲-۱۹۹۵)، تئاتر ملی شهر موستار پس از مدتی از شروع درگیریها و در پی حملات مستقیم ارتش صرب بهطور کامل تعطیل شد. برخی تحلیلگران بر این باورند که اگر هنرمندان مسلمان بوسنیایی از همان آغاز درگیریها، صدای خود را از طریق اجراهای عمومی به جهان میرساندند، میتوانستند فشار بینالمللی بیشتری برای پایان دادن به جنگ ایجاد کنند.
تجربه قمصری و گروهش نشان میدهد که موسیقی در ایران امروز نقشی فراتر از سرگرمی ایفا میکند. وقتی مخاطبی با خود فکر میکند «آخه الان؟ کنسرت؟»، پاسخ قمصری روشن است: زنده بودن و زندگی کردن خود نوعی مقاومت است و موسیقی ابزاری برای بیان این زیستن.
نظرات (0)