دومین سیمرغ بلورین زنده‌یاد اکبر عبدی با فاصله ۲۲ سال از اولین سیمرغش، در سی‌امین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم فجر در سال ۱۳۹۰ به او رسید. این جایزه برای نقش آفرینی او در فیلم «خوابم می‌آد» به کارگردانی رضا عطاران به این هنرمند پیشکسوت اهدا شد.

جایزه‌ای که دیر رسید

عبدی پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد، در سخنانی که هم تلخ بود و هم طنزآمیز، از دیر رسیدن این جایزه گلایه کرد و گفت: «به نظر من خیلی دیر شده؛ جایزه در جوانی به درد می‌خورد، الان مثل وقتی که یک نفر در ۶۰ سالگی بچه‌دار می‌شود می‌گویند زنگوله پای تابوت آوردی، مصداق من است. الان دیگر جایزه به درد من نمی‌خورد.»

او با اشاره به نقش‌های ماندگاری که در کارنامه هنری خود داشت و هرگز برای آنها جایزه نگرفت، افزود: «من این جایزه را باید سر فیلم "ای ایران" به خاطر فهیم‌ترین کارگردان سینمای ایران یعنی ناصر تقوایی دریافت می‌کردم. تولید این فیلم دو سال زمان برد و من ۱۹۵ هزار تومان دستمزد گرفتم، اما آن زمان دلم به جایزه خوش بود اما اصلا این فیلم به مرحله مسابقه راه پیدا نکرد.»

او همچنین به فیلم «آدم برفی» اشاره کرد که «اصلا به بخش مسابقه راه پیدا نکرد» و فیلم «هنر پیشه» که در آن سال جایزه را به استاد قریبیان برای «بندر مه‌آلود» دادند. عبدی با لحن صریح خود گفت: «اگر برای آثار استاد کیمیایی بود، آدم دلش نمی‌سوخت.»

خاطره اولین سیمرغ و پدری که طلا می‌خواست

عبدی در ادامه سخنان خود به خاطره جالبی از نخستین سیمرغش برای فیلم «مادر» به کارگردانی علی حاتمی اشاره کرد. او تعریف کرد: «آن موقع تلویزیون تصاویر را زنده پخش می‌کرد و پدرم زیر کرسی نشسته بود و برنامه را می‌دید. بعد از مراسم من به همراه لیلا حاتمی و همسر عزیزش به خانه ما رفتیم چون او دوست داشت کرسی ببیند.»

او خاطره پدرش را این‌گونه روایت کرد: «پدرم گفت اکبر آقا از تلویزیون شما را پخش می‌کرد دیدم آن شیشه را گرفتی. این شیشه زیرش طلا بود؟ گفتم نمی‌دانم. گفت به من بده تا ببینم، فکر کنم یک یا دو کیلو طلا داشت. بعد پدرم گفت اون سیمرغ شیشه‌ای را ول کن اون شکستنی به‌درد هم نمی‌خوره، اون طلاش خوبه.»

او ادامه داد: «مهم‌ترین اکسسوار خانه ما یک تلویزیون رنگی پیام بود. پدرم سیمرغ را از من گرفت، گذاشت روی تلویزیون. بعد از چند بار چرخاندن و جابه‌جا کردن، ناگهان از زیر سیمرغ گچ ریخت. پدرم گفت اکبر آقا این گچ؛ طلا نیست. بعد چوب تهش را باز کرد و دید یکسری آهن زنگ زده داخلش هست. آن موقع گفت این شیشه که به درد ما نمی‌خوره، آهن هم ببر بزار زیر زمین.»

قدردانی از مادر و هنرمندان همکار

اکبر عبدی در بخش دیگری از سخنانش از مادرش یاد کرد و گفت: «مادرم سه تا النگو داشت فروخت و یک مقدار هم پول قرض کرد و به من داد تا خانه بخرم و من هم حالا خانه شهرک غرب را به نامش کردم تا از او تشکر کنم.»

او از مردم به عنوان مهم‌ترین دلیل موفقیت خود نام برد و افزود: «همیشه در خیابان وقتی گفتند اکبر آقا دمت گرم، آن لحظه سیمرغ بلورین من بوده است. برای خنده‌هایی که مردم با دیدن من داشتند، آن لحظه سیمرغ من بوده است.»

این هنرمند پیشکسوت همچنین از اساتید و همکاران خود از جمله استاد صمدی، داوود رشیدی، داوود میرباقری، مجید انتظامی و استاد مشایخی تشکر کرد. او با اشاره به نقش عبدالله اسکندری در زندگی هنری اش گفت: «من همه چیز خود را مدیون عبدالله اسکندری هستم؛ همه چیز زندگی خصوصی و غیرخصوصی خودم را مدیون او هستم. اینکه این فیلم را بازی کنم یا آن فیلم را بازی نکنم و گاهی برم یکم استراحت کنم تا خودم را پیدا کنم، همه راهنمایی‌هایی بود که عبدالله اسکندری به من کرد.»

تشکر ویژه از رضا عطاران

عبدی در پایان سخنان خود از رضا عطاران، کارگردان فیلم «خوابم می‌آد» تشکر ویژه‌ای کرد و گفت: «عطاران جیگر کرد و برخلاف رأی تهیه‌کننده در این فیلم حضور پیدا کرد. من تا الان که در خدمت شما هستم تهیه‌کننده را ندیدم و او حتی یک خسته نباشید هم به ما نگفت و سر صحنه هم نیامد. او معتقد بود دو تومان می‌دهیم یک پیرزن بازی می‌کند. متأسفانه پیرزن‌های بازیگر ما هم همه مُردند و در نهایت من این نقش را بازی کردم.»

اکبر عبدی سرانجام با همان لحن طنز همیشگی خود گفت: «حالا جایزه را هم به عنوان زنگوله پای تابوت قبول می‌کنم به خاطر اینکه ماشین هم روی آن هست وگرنه شیشه خالی که به درد نمی‌خورد!»