وقتی ظاهر، جذابیت جنسی و حتی میزان درآمد فردی جایگزین ارزش‌های انسانی می‌شود، مرز میان کرامت و کالا شدن کجا قرار می‌گیرد؟ این پرسشی است که این روزها به‌دلیل گسترش شبکه‌های اجتماعی و صنعت زیبایی، بیش از پیش مطرح شده است.

شی‌انگاری انسان چیست و چه بلایی سر جامعه می‌آورد؟

کمیل حسینی، پژوهشگر حوزه جامعه‌شناسی، در گفت‌وگویی تفصیلی با خبرگزاری مهر به بررسی ریشه‌های این پدیده پرداخته است. به گفته او، شی‌انگاری یا «ابزار شدن انسان» ریشه‌های مختلفی دارد: وقتی جایگاه یک انسان از موجودی دارای شأن و کرامت، به سطح یک ابزار یا حتی یک شیء تنزل می‌کند، زمینه برای بروز انواع آسیب‌ها، ظلم‌ها و حتی جرایم فراهم می‌شود.

حسینی این فرایند را این‌گونه توضیح می‌دهد: هر چیزی در جهان کارکردی دارد؛ لیوان برای آب خوردن و چنگال برای غذا خوردن. انسان نیز جایگاه و کارکرد خاص خودش را دارد. مسئله از آن‌جایی آغاز می‌شود که انسان از جایگاه بالای خلقت خود تنزل پیدا کند و ابتدا صرفاً به‌عنوان یک انسان عادی، سپس حیوان و در نهایت حتی به‌عنوان یک شیء دیده شود. وقتی چنین اتفاقی بیفتد، نوع مواجهه اخلاقی با انسان نیز تغییر می‌کند.

نظام سرمایه، رسانه و قدرت: سه ضلع کالاسازی انسان

این پژوهشگر مهم‌ترین ریشه کالا شدن انسان در جهان معاصر را «محور شدن نظام سرمایه» می‌داند. به گفته حسینی، در جهان جدید پیوندی میان سرمایه، رسانه، قدرت و امر جنسی شکل گرفته که فضایی را برای جامعه جهانی ایجاد کرده تا از مقولات مختلف تولید ثروت صورت بگیرد؛ حتی اگر برای این کار لازم باشد حریم‌های اخلاقی شکسته شود و جایگاه انسانی تنزل یابد.

در نظام لیبرال سرمایه‌داری، با محور شدن وجه اقتصادی، بسیاری از مسائل اجتماعی و فرهنگی نیز تحت تأثیر نظام سرمایه قرار می‌گیرند. حسینی تأکید می‌کند که سرمایه در دوره‌های مختلف ممکن است نقش کم‌رنگ‌تری داشته باشد، اما در جهان امروز، نظام اقتصادی و سرمایه نقش بسیار پررنگی پیدا کرده و در کنار آن رسانه نیز با قابلیت گسترش تخیل، داستان‌پردازی و تولید محتوا به این ساختار اضافه شده است.

چه چیزهایی کالا شده‌اند؟

آیا فقط بدن انسان کالا شده است؟ حسینی پاسخ می‌دهد: بدن انسان، زیبایی، رفتار جنسی، موفقیت و حتی رضایت انسان و خانواده در برخی موارد به کالا تبدیل شده‌اند. اموری که قبلاً قابل خرید و فروش نبودند و شأنی مقدس داشتند، اکنون وارد چرخه تجارت شده‌اند.

بدن انسان امروز به یک موضوع کسب‌وکار تبدیل شده است. امر جنسی، عمل‌های جراحی زیبایی، آرایش، رژیم‌های غذایی و بسیاری از مسائل دیگر در قالب کالا و خدمات تجاری عرضه می‌شوند. به‌ویژه درباره زنان، به دلیل جایگاه زیبایی و مسائل جنسی، این مسئله نمود بیشتری پیدا می‌کند و فضای مجازی نیز به شدت به آن قدرت می‌دهد.

نقش فضای مجازی در تشدید شی‌انگاری

آیا فضای مجازی عامل اصلی این ماجراست؟ حسینی معتقد است فضای مجازی سرعت و قدرت بیشتری به این روند داده است، اما این مسئله فقط مجازی نیست. در مراکز لاغری، داروخانه‌ها، مراکز زیبایی، جراحی‌ها، پیکرتراشی، تبلیغات، لوازم آرایشی، صنایع غذایی و سینما می‌توان این روند را مشاهده کرد.

فضای مجازی در واقع امتداد زندگی واقعی است و در عین حال زندگی واقعی را نیز شکل می‌دهد. وقتی فرد دائماً در فضای مجازی تصاویر جراحی، زیبایی یا محتوای جنسی می‌بیند، به‌تدریج این معیارها وارد زندگی واقعی او می‌شوند. حسینی این مسئله را به‌دلیل آن مؤثر می‌داند که ارکان مختلف اجتماعی در حال ساختن این فضا هستند و فرد ممکن است رفتاری را با عنوان زیبایی، اعتمادبه‌نفس یا حق انتخاب تعریف کند، بدون آنکه بداند در لایه‌های پنهان آن چه اتفاقی در حال رخ دادن است.

راهکارها: از بازشناسی ارزش انسانی تا اقدامات فرهنگی و قانونی

این پژوهشگر معتقد است راهکار اصلی این است که انسان به ساحت‌های عمیق‌تر و ارزشمندتر خودش توجه کند. اگر فرد ارزش و شأن انسانی خودش را بشناسد، کمتر خودش را در جایگاه ابزار جنسی تعریف می‌کند و کمتر درگیر این می‌شود که بدنش چه شکلی یا چه فرمی باشد.

البته حسینی تأکید می‌کند که هر نوع پرداختن به بدن منفی نیست. گاهی بهداشت و سلامت انسان اقتضا می‌کند که از بدن خودش مراقبت کند؛ ورزش کند، از محصولات بهداشتی استفاده کند یا حتی برای زیبایی به معنای درست کلمه اقدام کند. مسئله زمانی ایجاد می‌شود که بدن از جایگاه طبیعی خودش خارج و تبدیل به کالا یا ابزار جنسی شود.

از نظر حسینی، نظام سرمایه برای اینکه بتواند با قدرت بیشتری پیش برود، نیازمند ایجاد میل و نیازهای جدید است. در حوزه پوشش، مد، لوازم آرایش و عمل‌های جراحی، احساس نیازهایی ایجاد می‌شود که فرد پیش از آن اصلاً احساس نکرده بود. این ولع سیری‌ناپذیر برای مصرف و خرید، یکی از پایه‌های کالا شدن و شی‌انگاری است.

اقدامات قانونی و فرهنگی دو بال مقابله با شی‌انگاری

برای مقابله با این روند، حسینی دو حوزه اقدام را ضروری می‌داند: اقدامات فرهنگی و اقدامات قانونی. اگر کسی از مقوله‌ای که خلاف شأن انسانی است برای کسب درآمد استفاده می‌کند یا نیاز و میل کاذب ایجاد می‌کند، حاکمیت باید در چارچوب قانون مداخله کند. اما در کنار مداخله قانونی، کار فرهنگی و اجتماعی نیز ضروری است.

یکی از مهم‌ترین مسائل، فرایند جامعه‌پذیری است. نظام آموزش‌وپرورش، رسانه، تبلیغات و آموزش عالی باید هماهنگ عمل کنند. باید دید چه کسی الگو می‌شود، چه چیزهایی ارزش تلقی می‌شوند و چقدر این بخش‌ها با یکدیگر هماهنگ هستند.

حسینی در پایان خاطرنشان می‌کند: انسان دارای فطرت است و فطرت انسان بسیار قدرتمند است. میلیون‌ها نفر متوجه شده‌اند که پرداختن افراطی به ظاهر و بدن الزاماً امر ارزشمند و معناداری نیست و رضایت واقعی ایجاد نمی‌کند. باید همزمان در حوزه فرهنگ، آموزش، رسانه، قانون و سیاست‌گذاری اجتماعی اقدام کرد و اجازه نداد محتوای هنجارشکنانه طی چند سال به فرهنگی که طی صدها و هزاران سال شکل گرفته آسیب بزند.