سینمای ایران در ماههای اخیر بارها با این دوگانه روبرو شده؛ وقتی فروش بالا میرود از «بازگشت مخاطب» صحبت میشود و وقتی پایین میآید از «قهر مردم با سینما» حرف زده میشود. اما آنچه در هفته پایانی مردادماه ۱۴۰۵ اتفاق افتاده، نشان میدهد واقعیت پیچیدهتر از این دوگانههای ساده است.
آمار فروش: رشد چشمگیر اما متمرکز
در هفته آخر مرداد، تعداد تماشاگران سینما نسبت به هفته قبل حدود ۳۰ درصد افزایش یافت و فروش هفتگی به نزدیک ۴۴ میلیارد تومان رسید. در نگاه اول این رقم نشانه مثبتی از بهبود اوضاع گیشه محسوب میشود؛ اما نکته حائز اهمیت این است که بخش عمدهای از این مخاطبان تنها برای دو فیلم مشخص راهی سالنهای سینما شدهاند: «زندهشور» و «استخر» که با فاصلهای محسوس نسبت به سایر فیلمها در صدر جدول فروش قرار گرفتهاند.
این تمرکز شدید فروش روی تعداد محدودی فیلم، از یک سو خبر خوبی است چون نشان میدهد هنوز فیلم ایرانی توانایی جذب مخاطب انبوه را دارد، اما از سوی دیگر هشداری جدی است: اگر رونق سینما بهطور فزایندهای به چند عنوان خاص وابسته باشد، این رونق شکننده خواهد بود.
سینما دیگر تفریح اول خانوادهها نیست
سالها پیش، رفتن به سینما خودش یک تفریح محسوب میشد. خانوادهها یا گروههای دوستانه تصمیم میگرفتند چند ساعتی از خانه خارج شوند، بلیت بخرند و در تاریکی سالن فیلم ببینند. در آن دوران، انتخاب فیلم هم مهم بود اما «سینما رفتن» بهعنوان یک فعالیت مستقل ارزش داشت. امروز اما شرایط کاملاً فرق کرده است.
با گسترش شبکههای نمایش خانگی، شبکههای اجتماعی و ویدئوهای کوتاه، بخش بزرگی از زمانی که زمانی سهم سینما بود، به پلتفرمهای دیجیتال منتقل شده است. مخاطب امروز یک فیلم را میتواند روی تلفن همراه، تبلت یا تلویزیون خانگیاش تماشا کند. بنابراین برای رفتن به سالن، به یک تجربه متفاوت نیاز دارد؛ چیزی که تماشای آن در خانه نتواند جایگزینش شود.
هیجان، خنده، داستانگویی قوی، ستاره محبوب، تجربه جمعی یا حتی صرفاً کنجکاوی؛ هرکدام از اینها میتواند دلیلی باشد برای تبدیل «تماشای فیلم» به «رفتن برای دیدن فیلم». فیلمهایی مثل «زندهشور» و «استخر» دقیقاً توانستهاند در میان انبوه انتخابهای مخاطب، این توجه را ایجاد کنند.
بحران سینما شاید بحران مخاطب نباشد
اگر واقعاً مردم سینما را کنار گذاشته بودند، چنین جهشهایی در گیشه اتفاق نمیافتاد. مسئله اصلی این است که مخاطب دیگر مانند گذشته وفادار به سالن سینما نیست، بلکه وفادار به تجربهای است که ارزش وقت و هزینهاش را داشته باشد. این تغییر رفتار، اتفاق کوچکی نیست و سینمای ایران سالهاست با تصوری نادرست پیش رفته که «اگر فیلم ساخته شود، مخاطب بالاخره خواهد آمد.»
اما واقعیت امروز این است که ساختن فیلم تازه اول کار است؛ تازه باید برای دیده شدن آن جنگید. تبلیغات، انتخاب بازیگر، سوژه، کیفیت روایت، زمان اکران و حتی نحوه حضور فیلم در شبکههای اجتماعی، همه در تصمیم مخاطب برای خرید بلیت نقش دارند.
فاصله فیلمها زیاد شده؛ هشداری برای صنعت سینما
یکی از مهمترین اتفاقات گیشه مردادماه، تمرکز شدید مخاطب روی چند عنوان محدود است. اگرچه این تمرکز نشاندهنده ظرفیت بالای سینما برای جذب مخاطب است، اما هشداری جدی هم به همراه دارد. در شرایطی که ممکن است یک فیلم با بودجه و تبلیغات هنگفت در سالنها دیده نشود و فیلمی دیگر ناگهان به انتخاب اول مردم تبدیل شود، صنعت سینما نمیتواند به روشهای قدیمی اکتفا کند.
سینمای ایران برای زنده ماندن و رشد پایدار، نیاز به تغییر بنیادین در نگاه به مخاطب دارد؛ مخاطبی که دیگر اسیر سالنهای سینما نیست اما هنوز آماده است برای تجربهای خاص، بلیت بخرد و شبی را در تاریکی سالن به تماشای داستانی بگذراند. سؤال اصلی این است: آیا سینماگران ایرانی میتوانند این تجربه خاص را بهطور مداوم خلق کنند؟
نظرات (0)