موزه سینمای ایران روز چهارشنبه چهارم شهریور میزبان نشستی با عنوان «بازتعریف نقش مادری در سینما» بود؛ نشستی که با نمایش نسخه کامل و منتخب کارگردان فیلم سینمایی «یه حبه قند» ساخته رضا میرکریمی همراه شد و با استقبال علاقه‌مندان، منتقدان و هنرمندان روبه‌رو شد.

این برنامه به همت روابط عمومی موزه سینمای ایران و در ادامه سلسله نشست‌های مشترک ستاد جمعیت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و موزه سینما برگزار شد و تلاش کرد تصویری دقیق‌تر از بازنمایی مادران و زنان در سینمای ایران ارائه دهد.

نمایش نسخه کارگردان «یه حبه قند» در موزه سینما

اجرای این نشست را بهناز شیربانی روزنامه‌نگار بر عهده داشت و مازیار فکری ارشاد منتقد سینما به عنوان سخنران اصلی به تحلیل جایگاه فیلم میرکریمی پرداخت. همچنین سیف‌الله صمدیان، ساعد نیک‌ذات و فرامرز روشنایی به عنوان مهمانان ویژه در این رویداد حضور داشتند.

در ابتدای برنامه، شیربانی با قدردانی از رضا میرکریمی و محمدصادق میرکریمی برای در اختیار قرار دادن نسخه کارگردان «یه حبه قند»، توضیح داد که غیبت رضا میرکریمی در این نشست به دلیل مشغولیت او در تولید سریال «رئیسعلی دلواری» و سفر کاری به جنوب کشور بوده است؛ با این حال تاکید کرد که او تمایل قلبی فراوانی برای حضور در جمع علاقه‌مندان داشته است.

نمایش نسخه کارگردان این فیلم که نخستین بار بیش از یک دهه و نیم پیش اکران شد، فرصتی دوباره فراهم کرد تا مخاطبان امروز با نگاهی تازه به جزئیات روایی و بصری اثر بنگرند؛ اثری که همچنان به عنوان یکی از نمونه‌های شاخص سینمای خانواده‌محور ایران شناخته می‌شود.

پیوند سنت و مدرنیته در نگاه میرکریمی

مازیار فکری ارشاد در سخنان خود با مرور فضای سینمای ایران در اواخر دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ گفت: در آن سال‌ها مفهوم «سینمای ملی» و بحث «سبک زندگی ایرانی» به طور جدی در محافل فرهنگی و سینمایی مطرح بود. در چنین فضایی، میرکریمی با تکیه بر پیشینه فرهنگی و دغدغه‌های مذهبی خود کوشید روایتی متفاوت ارائه دهد که هم ریشه در سنت داشته باشد و هم به اقتضائات زندگی مدرن پاسخ دهد.

به گفته این منتقد، «یه حبه قند» حاصل همین تلاش برای آشتی دادن دو جهان به ظاهر متفاوت است؛ فیلمی که در یک خانه قدیمی و در بستر یک خانواده سنتی می‌گذرد، اما دغدغه‌های امروزین، روابط انسانی و تغییرات نسلی را با زبانی صمیمی و باورپذیر به تصویر می‌کشد.

فکری ارشاد تاکید کرد که میرکریمی به جای شعارزدگی یا نگاه نوستالژیک صرف به سنت، کوشیده است سنت را به مثابه یک زیست جهان جاری و پویا نشان دهد؛ سنتی که در عین حفظ ارزش‌ها، ظرفیت گفت‌وگو با جهان جدید را دارد.

زنان از حاشیه به متن روایت

بخش مهمی از تحلیل این منتقد به جایگاه زنان در «یه حبه قند» اختصاص داشت. او گفت: نقطه قوت اصلی فیلم، برجسته‌سازی نقش زنان و به‌ویژه مادران و دختران خانواده است. میرکریمی با تمرکز بر لحظات خصوصی، گفت‌وگوهای خودمانی، شوخی‌ها، دلخوری‌ها و همدلی‌های زنانه، لایه‌ای از زندگی را به نمایش گذاشته که در سینمای آن دوره کمتر دیده می‌شد.

به باور فکری ارشاد، فیلم با جسارت و ریسک‌پذیری، شخصیت‌هایی را که معمولا در حاشیه روایت‌های رسمی سینما قرار داشتند، به مرکز توجه آورده و از این طریق، گفت‌وگو درباره خانواده و زن ایرانی را متحول کرده است. دورهمی خواهران، نقش محوری مادر خانواده و تعامل نسل‌های مختلف زنان، همگی تصویری چندبعدی و انسانی از مادری ارائه می‌دهند؛ مادری نه صرفا در قالب کلیشه فداکار و بی‌صدا، بلکه به عنوان ستون عاطفی و مدیریتی خانواده.

او افزود: پس از گذشت حدود ۱۶ سال از ساخت فیلم، «یه حبه قند» همچنان طراوت و اعتبار سینمایی خود را حفظ کرده است. صمیمیت جاری در روابط شخصیت‌ها، ریتم آرام و توجه به جزئیات فرهنگ زیستی ایرانی، عواملی هستند که باعث می‌شوند مخاطبان با سلایق مختلف همچنان با فیلم ارتباط برقرار کنند.

سینمای ایران و چالش بازنمایی واقعیت زنان

این منتقد سینما در ادامه، نگاهی انتقادی به وضعیت کلی سینمای ایران در بازنمایی زنان داشت و گفت: سینمای ایران همواره یک گام عقب‌تر از تحولات اجتماعی حرکت کرده است. او از دو جریان اصلی در این حوزه نام برد: جریان «ارگانی» یا رسمی که در چارچوب‌های مصوب تولید می‌شود و جریان «زیرزمینی» که خارج از این چارچوب‌ها شکل گرفته است.

فکری ارشاد معتقد است با وجود آنکه در سال‌های اخیر باورپذیری شخصیت‌های زن در برخی آثار افزایش یافته، سینمای رسمی هنوز نتوانسته تصویر روشن، دقیق و همه‌جانبه‌ای از زیست واقعی زنان ایرانی ارائه دهد. از سوی دیگر، جریان زیرزمینی نیز اگرچه جسورانه‌تر عمل می‌کند، اما اغلب نگاهی شتاب‌زده، خشم‌آلود و تک‌بعدی دارد که آن هم به شناخت عمیق از مسئله زنان کمکی نمی‌کند.

به گفته او، تا زمانی که سینما نتواند همگام با تغییرات سریع اجتماعی، زبانی نو و نگاهی متعادل برای روایت زندگی زنان بیابد، فاصله میان پرده سینما و واقعیت جامعه باقی خواهد ماند. از همین رو، او آینده این همگامی را چندان امیدوارکننده ارزیابی نکرد، مگر آنکه رویکردی میانه و پژوهش‌محور در تولیدات سینمایی تقویت شود.

تقدیر از هنر فیلمبرداری «یه حبه قند»

در بخش پایانی نشست، ساعد نیک‌ذات فیلمبردار باسابقه سینمای ایران پشت تریبون قرار گرفت و از تلاش‌های حمید خضوعی ابیانه، مدیر فیلمبرداری «یه حبه قند» تجلیل کرد.

نیک‌ذات با اشاره به ویژگی‌های فنی فیلم گفت: این اثر با دوربین سوپر ۱۶ و با تمرین‌های مستمر و مداوم گروه فیلمبرداری به سرانجام رسید. بخش قابل توجهی از صحنه‌ها روی دست فیلمبرداری شده که نیازمند هماهنگی کامل میان کارگردان، فیلمبردار و بازیگران بوده است. خضوعی ابیانه بدون تردید یکی از فیلمبرداران برجسته و دقیق سینمای ایران است که سهم مهمی در خلق فضای گرم و صمیمی فیلم داشته است.

او افزود: انتخاب سوپر ۱۶ و حرکت سیال دوربین در فضای خانه قدیمی، به فیلم حسی مستندگونه و در عین حال شاعرانه بخشیده و به مخاطب اجازه داده است خود را عضوی از خانواده احساس کند.

این نشست در پایان با تاکید بر ضرورت تداوم چنین برنامه‌هایی برای بازخوانی نقش خانواده و مادری در سینما به کار خود پایان داد؛ برنامه‌هایی که به گفته برگزارکنندگان، می‌تواند پلی میان پژوهش‌های اجتماعی، سیاست‌گذاری فرهنگی و تولیدات سینمایی باشد و زمینه‌ساز شکل‌گیری آثاری عمیق‌تر و انسانی‌تر درباره زنان و خانواده ایرانی شود.