بهشت زهرا در شب چهره دیگری دارد؛ ردیفهای خاموش سنگها زیر نور چراغها و مهتاب، هر کدام نامی را در خود نگه داشتهاند که قرار بوده سالها بماند. اما همین سکوت گاه فرصتی برای اتفاقی تلخ میشود؛ سرقت سنگ قبر. پدیدهای که طی سالهای گذشته بارها خبرساز شده و حالا با انتشار گزارشهای جدید درباره افزایش موارد سرقت، دوباره در کانون توجه قرار گرفته است.
سرقت چگونه انجام میشود؟
بر اساس گزارشهای منتشر شده و روایت فعالان این حوزه، سارقان معمولاً در تاریکی شب سراغ سنگهای باارزشتر میروند. سنگ از محل نصب خود جدا میشود، با خودرو از آرامستان خارج و به کارگاهی منتقل میشود. در آنجا سطح سنگ ساب میخورد تا نوشتهها، تاریخها و نشانههای هویتی متوفی به طور کامل پاک شود.
سنگی که چند روز پیش نام یک انسان را بر خود داشت، پس از تراش و صیقل دوباره بدون هویت و گذشته، با قیمتی جدید وارد بازار میشود. صبح روز بعد، خانوادهای که برای زیارت آمده، به جای سنگ مزار عزیزش با گودالی خالی روبهرو میشود؛ تصویری شوکهکننده که به گفته مسئولان بهشت زهرا و پلیس، سابقهای چند ساله دارد.
چرا سنگ قبر میدزدند؟ قیمتهایی تا ۲۵۰ میلیون تومان
برای درک انگیزه اقتصادی این سرقتها کافی است نگاهی به بازار سنگ اطراف بهشت زهرا انداخت. قیمت سنگ قبر یکسان نیست و به عواملی چون جنس سنگ، ضخامت، ابعاد، میزان حکاکی، نوع گلدانها و تزئینات بستگی دارد.
به گفته فروشندگان این بازار، قیمت پایه سنگ قبر از حدود ۱۰ تا ۱۲ میلیون تومان آغاز میشود و در مدلهای معمول تا ۶۰ میلیون تومان میرسد. اما نمونههای خاص، بهویژه سنگهای مرمر ضخیم با حکاکیهای پیچیده و گلدانهای مرمرین، بهای بسیار بالاتری دارند. برخی فروشندگان از قیمت ۱۵۰ میلیون تومانی برای مدلهای لوکس خبر میدهند و برای مرمرهای خاص حتی ارقامی تا ۲۵۰ میلیون تومان نیز مطرح میشود.
آپشنهایی مانند کتیبه جداگانه نیز قیمت را به شکل چشمگیری افزایش میدهد؛ به طوری که تنها یک کتیبه سنگی ممکن است حدود ۳۰ میلیون تومان هزینه داشته باشد. همین ارقام نشان میدهد چرا سنگ قبر از یک نشان یادبود به کالایی سرمایهای تبدیل شده و میتواند طعمه سارقان شود.
کار گروهی و نیاز به تخصص
سنگتراشان منطقه تاکید میکنند وزن بسیاری از سنگهای گرانقیمت به حدی است که جابهجایی آن بدون خودرو و تجهیزات ممکن نیست. جدا کردن سنگ از پایه بتنی، حمل آن و سپس سابزدن و آمادهسازی برای فروش مجدد، کاری نیست که یک نفر به تنهایی انجام دهد. این موضوع گمانهزنی درباره فعالیت باندی و همکاری افراد آشنا به کار سنگ را تقویت میکند.
پلیس در سالهای گذشته از شناسایی و انهدام چند باند سرقت سنگ قبر و کشف سنگهای مسروقه در مغازهها و انبارهای مخفی خبر داده است. با این حال تداوم گزارشها حاکی از آن است که برخوردهای مقطعی نتوانسته این چرخه را به طور کامل متوقف کند. درباره تعداد دقیق سرقتهای اخیر نیز هنوز آمار رسمی و تایید شدهای منتشر نشده و بررسیها ادامه دارد.
هویت پاکشده؛ سنگهای مرده در بازاری زنده
مهمترین آسیب این چرخه، نه از دست رفتن خود سنگ، بلکه محو شدن هویت آن است. نامی که خانوادهای با هزینه و دقت برای ماندگاری خاطره عزیزش حک کرده بود، با چند مرحله ساب از بین میرود و همان سنگ میتواند بر مزار دیگری نصب شود.
به این ترتیب سنگ قبر دستدوم، گاه بدون اطلاع خریدار بعدی، دوباره به فروش میرسد. چرخهای که در آن خاطره، احترام و هویت قربانی معامله میشود تا سنگی «تمیز» و آماده، با سود چند برابری به بازار بازگردد.
رقابت بر سر مزار؛ وقتی سوگ به نمایش تبدیل میشود
اما ماجرای سنگ قبر تنها به سرقت محدود نمیشود. در قطعات مختلف بهشت زهرا، در کنار سنگهای ساده و معمول، نمونههایی بسیار بزرگ، براق و پرزرق و برق دیده میشود؛ مرمرهای گران، گلدانهای حجیم، کتیبههای پرکار و طرحهایی که هزینه آنها از توان بسیاری از خانوادهها خارج است.
برای برخی خانوادهها، سنگ قبر فراتر از نشانه محل دفن است؛ بخشی از پرستیژ و تصویر اجتماعی بازماندگان محسوب میشود. وقتی مزار همسایه با هزینه دهها میلیونی تزئین شده، فشار روانی و چشموهمچشمی ممکن است خانواده دیگر را نیز به سمت انتخابهای پرهزینه سوق دهد.
روانشناسان اجتماعی معتقدند فرد درگذشته تفاوتی میان سنگ ارزان و سنگ چندصد میلیونی احساس نمیکند؛ این انتخاب زندگان است که میخواهند از این طریق عشق، احترام یا جایگاه اجتماعی خود را به نمایش بگذارند. البته هر انتخاب گرانقیمتی لزوما به معنای تظاهر نیست و گاه ناشی از سلیقه یا نیت احترامآمیز خانواده است، اما زمانی که «احترام» به «رقابت» تبدیل شود، سنگ قبر از نماد یادبود به نماد توان مالی تغییر کارکرد میدهد.
از سنگ سخنگو تا تجاریسازی سوگ
در آذرماه ۱۴۰۴ ویدیویی از «سنگ قبر سخنگو» مجهز به فناوری پخش صدا و تصویر در فضای مجازی خبرساز شد و واکنشهای گسترده و عمدتا انتقادی به دنبال داشت. بسیاری از کاربران، این ایده را نمونهای از تجاریسازی افراطی آیین سوگواری دانستند؛ جایی که فناوری و نمایش به حریم سکوت و خاطره وارد میشود و مرز میان یادبود و خودنمایی را کمرنگ میکند.
رد پای فشار اقتصادی
در سوی دیگر این معادله، فشار اقتصادی قرار دارد. در برخی روایتهای انتظامی از سارقان دستگیر شده، از افراد درگیر اعتیاد یا گرفتار در تنگناهای شدید معیشتی سخن گفته شده که سنگ را برای تامین هزینههای فوری میربایند.
تصویر متناقضی شکل میگیرد: خانوادهای دهها میلیون تومان برای حفظ یاد عزیزش هزینه میکند و فردی دیگر همان سنگ را برای گذران زندگی میدزدد. این تضاد بیش از خود سرقت، از شکاف و فشار اجتماعی امروز حکایت دارد.
در نهایت، همه این سنگها یک وظیفه مشترک دارند؛ نگه داشتن نام یک انسان در برابر فراموشی، هرچند برای مدتی کوتاه. اینکه این نام بر سنگی ساده حک شده باشد یا بر مرمری ۲۵۰ میلیونی، در برابر گذر زمان و فراموشیِ ناگزیر، تفاوت چندانی نخواهد داشت.
نظرات (0)