فعال فرهنگی مقداد اموری در یادداشتی که خبرگزاری مهر منتشر کرده، به بازخوانی ریشه نزاع پیرامون زن و حجاب پس از انقلاب اسلامی پرداخته و تأکید کرده است که این نزاع از ابتدا نه فقط بر سر پوشیده یا نپوشیده بودن، بلکه بر سر قدرت، هویت و جایگاه زن در جامعه بوده است.

به گزارش مهر، نویسنده با اشاره به ضرورت شناخت مسیر طی‌شده برای فهم لحظه اکنون، معتقد است انقلاب اسلامی و جهان غرب هر کدام کوشیدند تصویری رقیب از «زن قدرتمند» ارائه دهند؛ تصویری که بتواند آزادی، شرافت، اثرگذاری و اراده زن را در بالاترین سطح به نمایش بگذارد و از این طریق نشانه‌های فرهنگی خود را در جامعه گسترش دهد.

رقابت دو تصویر از زن قدرتمند

در روایت مورد اشاره، تصویر غربی از زن قدرتمند با مفاهیمی چون بی‌حجابی، آزادی فردی و حق انتخاب گره خورده است. در این نگاه، کنار گذاشتن حجاب به‌عنوان نماد رهایی و توانمندی زن معرفی می‌شود.

در مقابل، به باور نویسنده، انقلاب اسلامی مسیر دیگری را پیش روی زنان گشود. در این مسیر، زن مسلمان ایرانی توانست ضمن حفظ هویت دینی و زنانگی خود، به متن تحولات تاریخی وارد شود و در مقدرات اساسی کشور نقش ایفا کند. این حضور، صرفاً مشارکت در طرحی از پیش تعیین‌شده نبود، بلکه مداخله‌ای فعال و تعیین‌کننده در شکل‌گیری و امتداد یک حرکت تاریخی بود.

فراتر از مشارکت؛ نقش‌آفرینی در میدان

یادداشت مهر میان «مشارکت» و «نقش‌آفرینی تاریخی» تفاوت قائل می‌شود. مشارکت می‌تواند به معنای حضور در برنامه‌ای باشد که دیگران طراحی و رهبری کرده‌اند، اما آنچه در انقلاب اسلامی رخ داد، به نوشته نویسنده، فراتر از این بود.

انقلاب اسلامی به تعبیر او، میدانی تازه پیش روی زن مسلمان گشود؛ میدانی که در آن زن ایرانی نقطه اوجی از قدرت خود را آشکار کرد و نگاه‌ها را به خود معطوف ساخت. این حضور در خانه، محله، مسجد و خیابان تجلی یافت؛ جایی که زنان با اراده‌سازی، هزینه‌دادن، دعوت دیگران به میدان و در مقاطعی برعهده‌گرفتن رهبری اجتماعی، در پیش‌رانی و استمرار انقلاب نقش داشتند.

نویسنده از این الگو با عنوان «زن مجاهد» یاد می‌کند؛ زنی که در بزنگاه نزاع تاریخی حق و باطل، منتظر دریافت سهم از پیش تعیین‌شده نمی‌ماند، بلکه میدان را می‌شناسد، آگاهانه انتخاب می‌کند و با اتکا به قدرت خود، جامعه را در مسیر آن انتخاب به حرکت درمی‌آورد.

حجاب؛ نشانه هویت و شرافت زن تاریخ‌ساز

در این چارچوب تحلیلی، حجاب صرفاً ابزاری برای ساماندهی روابط جنسی یا محدود کردن حضور اجتماعی زن تلقی نمی‌شود. بلکه حجاب به‌مثابه نشانه‌ای از هویت، تشخص و شرافت زنی تفسیر می‌شود که همزمان زنانگی خود را حفظ کرده و به یک کنشگر تاریخی، اجتماعی و سیاسی تبدیل شده است.

به نوشته نویسنده، قدرت و جذابیت حجاب نیز از همین تصویر نیرو می‌گیرد. هنگامی که زن مسلمان ایرانی در دوران انقلاب و دفاع مقدس، اوج توانمندی و اثرگذاری زنانه را به نمایش گذاشت، حجاب او نیز به نماد آن زن قدرتمند بدل شد. جامعه در آن مقطع تنها یک پوشش را مشاهده نمی‌کرد، بلکه زنی ایستاده، میدان‌ساز و الهام‌بخش را می‌دید که با همین هویت، دیگران را با خود همراه کرده بود.

پیوند مستقیم حجاب و تصویر زن مقتدر

از نگاه این فعال فرهنگی، میان قدرت تصویر زن مسلمان و قدرت نشانه‌های هویتی او رابطه‌ای مستقیم وجود دارد. هرچه تصویر زن مسلمان مقتدرتر، شریف‌تر و تاریخ‌سازتر به نظر برسد، نشانه‌های هویتی او از جمله حجاب نیز کشش و اعتبار بیشتری خواهد یافت.

به همین دلیل، نزاع اصلی به باور او بر سر این پرسش بوده است که کدام جبهه می‌تواند تصویر قانع‌کننده‌تر و بلندتری از زن قدرتمند خلق کند و آن را به تفاهم و پذیرش عمومی برساند. انقلاب اسلامی به گفته نویسنده، این تصویر را در میدان عینی و واقعی آفرید.

کاستی در روایت و امتداد معنایی

بخش دیگر یادداشت به آسیب‌شناسی روایت پس از انقلاب اختصاص دارد. نویسنده معتقد است با وجود خلق تصویر زن مجاهد در میدان عمل، نظام معنایی و زبان فرهنگی متناسب با این تصویر به‌درستی امتداد نیافت.

در حالی که زن مجاهد در عمل جامعه را به حرکت درمی‌آورد، ادبیات فرهنگی به‌تدریج از مفاهیمی چون قدرت، رهبری و نقش تاریخی زن فاصله گرفت و حجاب را در معنایی محدودتر و تقلیل‌یافته توضیح داد. همین گسست، به باور او، یکی از مهم‌ترین نقاط عطف در مسیر تاریخی حجاب بوده است؛ نقطه‌ای که در آن، هم تصویر زن مسلمان کوچک‌نمایی شد و هم حجاب کوچک‌تر از حقیقت وجودی‌اش روایت گردید.

نویسنده در پایان تأکید می‌کند برای فهم دقیق‌تر چالش‌های امروز در حوزه حجاب، باید به همین نقطه بازگردیم؛ جایی که نسبت میان قدرت زن و نشانه هویتی او به‌درستی تبیین نشد و فرصت تثبیت تصویر زن تاریخ‌ساز مسلمان آن‌گونه که در انقلاب بروز یافته بود، به‌طور کامل مورد استفاده قرار نگرفت.