در روزهای اخیر انتشار تصاویر و اخبار مربوط به قیمت بلیت برخی نمایش‌های روی صحنه، واکنش گسترده کاربران شبکه‌های اجتماعی و دوستداران تئاتر را به دنبال داشته است. بلیت‌هایی با قیمت چند میلیون تومان برای یک اجرای تئاتری که با محوریت مفاهیمی چون وطن‌دوستی و هویت ملی روی صحنه رفته، پرسش‌های جدی درباره عدالت فرهنگی و دسترسی عمومی به هنر را دوباره مطرح کرده است.

بلیت چند میلیونی برای نمایش وطن‌دوستانه

بر اساس آنچه در فضای رسانه‌ای منتشر شده، برخی از نمایش‌های پر سر و صدای این روزها که با شعار ترویج فرهنگ ملی و تقویت حس میهن‌دوستی تبلیغ می‌شوند، بلیت خود را با قیمت‌هایی عرضه می‌کنند که برای بخش بزرگی از جامعه غیرقابل پرداخت است. ارقام چند میلیونی برای هر صندلی، در حالی اعلام شده که میانگین هزینه سبد فرهنگی خانوار در شرایط اقتصادی کنونی به شدت تحت فشار قرار دارد.

این موضوع از آن جهت بیشتر مورد توجه قرار گرفته که تئاتر به طور سنتی به عنوان هنری مردمی، زنده و مرتبط با بدنه جامعه شناخته می‌شود؛ هنری که قرار است آینه دغدغه‌های مردم باشد، نه ویترینی لوکس برای قشر خاص. به همین دلیل، بسیاری از مخاطبان این پرسش را مطرح می‌کنند که چگونه اثری که داعیه سخن گفتن از وطن و مردم را دارد، تماشای خود را برای همان مردم تا این اندازه گران و دشوار کرده است.

اعتراض کاربران: فرهنگ برای همه یا برای مرفهین؟

در واکنش به این قیمت‌گذاری، کاربران زیادی در شبکه‌های اجتماعی با لحنی انتقادی نوشته‌اند که «تئاتر نباید کالای لاکچری شود» و اگر قرار است هنری با پیام ملی و میهنی تولید شود، باید امکان تماشای آن برای همه اقشار فراهم باشد. برخی دیگر نیز با کنایه به شعارهای مطرح شده در این نمایش‌ها، گفته‌اند وطن‌دوستی با بلیت چند میلیونی، بیشتر شبیه به یک شعار طبقاتی است تا یک حرکت فرهنگی فراگیر.

منتقدان فرهنگی نیز معتقدند فاصله گرفتن قیمت بلیت تئاتر از توان اقتصادی مخاطب عام، در بلندمدت به زیان خود هنر نمایش تمام خواهد شد. وقتی دانشجویان، جوانان، معلمان و کارمندان که بدنه اصلی مخاطبان پیگیر تئاتر را تشکیل می‌دهند، نتوانند به سالن‌ها راه پیدا کنند، سالن‌ها به تدریج به محلی برای حضور گروهی محدود و خاص تبدیل می‌شوند و ارتباط ارگانیک تئاتر با جامعه قطع خواهد شد.

شکاف میان شعار و واقعیت اقتصادی

نکته‌ای که انتقادها را تشدید کرده، تناقض آشکار میان محتوا و شیوه عرضه است. نمایش‌هایی که در تبلیغات خود بر مفاهیمی چون همبستگی ملی، فداکاری برای وطن و بازگشت به ریشه‌های فرهنگی تاکید می‌کنند، انتظار می‌رود الگویی از دسترس‌پذیری و مردمی بودن را نیز در عمل نشان دهند. اما وقتی قیمت‌گذاری به گونه‌ای انجام می‌شود که تنها دهک‌های بالای درآمدی قادر به خرید بلیت باشند، این پیام فرهنگی ناخودآگاه رنگ و بوی شعارزدگی به خود می‌گیرد.

کارشناسان اقتصاد هنر بر این باورند که هزینه‌های تولید تئاتر در سال‌های اخیر به دلیل افزایش اجاره سالن، دستمزد عوامل، تبلیغات و دکور به شدت بالا رفته و گروه‌های نمایشی برای جبران هزینه‌ها ناچار به افزایش قیمت بلیت شده‌اند. با این حال، این واقعیت اقتصادی نافی مسئولیت سیاست‌گذاران فرهنگی نیست. حمایت از تولیدات فاخر از طریق یارانه، اختصاص سالن‌های دولتی با قیمت مناسب، و تعریف بلیت‌های حمایتی و دانشجویی، از جمله راهکارهایی است که می‌تواند مانع از تبدیل تئاتر به تفریحی گران‌قیمت شود.

لزوم بازنگری در سیاست قیمت‌گذاری تئاتر

تجربه کشورهای صاحب تئاتر نشان می‌دهد که برای حفظ مخاطب گسترده، نظام قیمت‌گذاری پلکانی و حمایت دولتی امری ضروری است. اختصاص ردیف‌های ارزان‌قیمت، اجرای ویژه با تخفیف برای دانشجویان و اقشار کم‌درآمد، و حتی اجراهای رایگان در مناسبت‌های ملی، می‌تواند شکاف میان شعارهای فرهنگی و واقعیت گیشه را پر کند.

در شرایطی که تئاتر ایران تلاش می‌کند جایگاه خود را به عنوان رسانه‌ای اثرگذار در تقویت هویت ملی بازیابد، بی‌توجهی به مقوله قیمت و دسترسی، می‌تواند بزرگ‌ترین آسیب را به همین هدف وارد کند. وطن‌دوستی زمانی به یک گفتمان عمومی تبدیل می‌شود که همه مردم، فارغ از توان مالی، بتوانند روایت آن را روی صحنه ببینند، درباره آن گفت‌وگو کنند و احساس تعلق را در سالن تئاتر تجربه کنند؛ نه اینکه پشت درب‌های گران‌قیمت سالن‌های لوکس باقی بمانند.

انتظار می‌رود متولیان فرهنگی و مدیران سالن‌ها در کنار توجه به کیفیت هنری آثار، به سبد فرهنگی خانوار نیز توجه جدی داشته باشند تا شعار زیبای «هنر برای همه» از حد یک جمله تبلیغاتی فراتر رفته و به واقعیت ملموس در زندگی فرهنگی مردم تبدیل شود.