فیلم سینمایی «سقف» تازه‌ترین ساخته ابراهیم امینی، با محور قرار دادن زندگی یک خانواده در روزهای پرالتهاب جنگ ۱۲ روزه ایران و رژیم صهیونیستی، روایتی انسانی و خانوادگی از یک بحران بزرگ را به پرده سینما آورده است. این فیلم که در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر رونمایی شد، تلاش می‌کند نشان دهد جنگ چگونه می‌تواند نظم عادی زندگی مردم معمولی را در هم بریزد.

دومین تجربه کارگردانی ابراهیم امینی

«سقف» دومین فیلم بلند ابراهیم امینی در مقام کارگردان است؛ سینماگری که پیش از این بیشتر به‌عنوان فیلمنامه‌نویس شناخته می‌شد. امینی که سابقه‌ای طولانی در نگارش فیلمنامه دارد، این بار سراغ ایده‌ای رفته که به زندگی روزمره مردم نزدیک است. او به‌جای تمرکز بر خط مقدم جنگ، دوربین خود را به داخل خانه یک خانواده برده تا پیامدهای یک اتفاق بزرگ ملی را در مقیاسی کوچک و ملموس روایت کند.

به گفته سازندگان، فیلمنامه «سقف» را علی‌محمد حسام‌فر نوشته و ابراهیم امینی نیز در نگارش آن مشارکت داشته است. همین همکاری باعث شده متن فیلم هم رگه‌های دراماتیک خانوادگی داشته باشد و هم زمینه اجتماعی و بحرانی قصه را به‌خوبی حفظ کند.

قصه «سقف» از کجا آغاز می‌شود؟

داستان فیلم حول محور آرش، استاد دانشگاهی میانسال می‌چرخد که در آستانه برگزاری یک مراسم مهم خانوادگی قرار دارد. همه چیز برای جشن عروسی آماده شده و خانواده در تدارک برگزاری مراسمی صمیمی است، اما وقوع جنگ ۱۲ روزه و حملات پیش‌آمده، معادلات را بر هم می‌زند.

خانه آرش در جریان یکی از حملات آسیب می‌بیند؛ آسیبی که اگرچه در نگاه اول فیزیکی به نظر می‌رسد، اما به‌تدریج تمام برنامه‌ها و روابط خانوادگی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. مراسم عروسی که قرار بود نقطه اتصال اعضای خانواده باشد، حالا در سایه ناامنی و نگرانی برگزار نشدنی به نظر می‌رسد. در همین شرایط، آرش به همراه همسرش فریبا و جمعی از اعضای خانواده همسرش تصمیم می‌گیرد تهران را ترک کند.

این جابه‌جایی ناخواسته، آغاز فصل تازه‌ای از داستان است. خانواده‌ای که تا پیش از این در خانه‌ای امن و آشنا زندگی می‌کرد، ناگهان باید با شرایطی جدید، مکانی تازه و تصمیم‌هایی دشوار روبه‌رو شود. فیلم از همین نقطه، فراز و فرود روابط خانوادگی، اختلاف نسل‌ها و تلاش برای حفظ همبستگی را در شرایط بحرانی به تصویر می‌کشد.

خانه؛ استعاره‌ای از امنیت و هویت

یکی از مفاهیم محوری فیلم «سقف»، معنای خانه است. در این روایت، خانه صرفاً چهاردیواری و سرپناه نیست؛ بلکه نمادی از امنیت، خاطره و هویت جمعی خانواده محسوب می‌شود. وقتی سقف خانه بر اثر حمله آسیب می‌بیند، در واقع سقف امنیت روانی خانواده نیز ترک برمی‌دارد.

ابراهیم امینی با همین نگاه، فیلم خود را از آثار کلیشه‌ای جنگی جدا می‌کند. به‌جای نمایش انفجارها و صحنه‌های پرهیجان نظامی، تمرکز فیلم بر سکوت‌های پراضطراب داخل خانه، گفت‌وگوهای نگران‌کننده اعضای خانواده و تلاش آن‌ها برای بازتعریف مفهوم «ماندن» و «رفتن» است. همین انتخاب باعث شده «سقف» بیشتر به یک درام خانوادگی در بستر جنگ شباهت داشته باشد تا یک فیلم جنگی متعارف.

ترکیب بازیگران و عوامل پشت دوربین

برای روایت این قصه، امینی از ترکیبی از بازیگران شناخته‌شده و چهره‌های تازه استفاده کرده است. سام درخشانی، فریبا نادری، بیژن بنفشه‌خواه، گیتی قاسمی، شیرین آقاکاشی، بابک والی و سانیا سالاری از جمله بازیگران اصلی فیلم هستند. همچنین حسین رامه، سجاد آوینی و رزا اسکندری نیز در این پروژه به ایفای نقش پرداخته‌اند.

در بخش عوامل فنی نیز چهره‌های باسابقه سینمای ایران حضور دارند:

  • سالار اردستانی به‌عنوان مدیر فیلمبرداری
  • مهدی سعدی در مقام تدوینگر
  • مسعود سخاوت‌دوست به‌عنوان آهنگساز
  • امیر زاغری طراح صحنه و آرام موسوی طراح لباس
  • حسین قورچیان به‌عنوان صداگذار

این ترکیب حرفه‌ای نشان می‌دهد «سقف» با وجود قصه‌ای به‌ظاهر ساده و خانوادگی، از نظر اجرا و استانداردهای فنی تلاش کرده اثری قابل اعتنا در سینمای اجتماعی ایران باشد.

از «ایستاده در غبار» تا «سقف»؛ مسیر امینی

نام ابراهیم امینی برای مخاطبان جدی سینما ناآشنا نیست. او سال‌ها به‌عنوان فیلمنامه‌نویس با محمدحسین مهدویان همکاری کرده و در نگارش آثاری چون «ایستاده در غبار»، «ماجرای نیمروز» و «درخت گردو» نقش مهمی داشته است. این تجربه‌ها، تسلط او بر روایت‌های پرتنش و شخصیت‌پردازی در بستر تاریخی و اجتماعی را نشان می‌دهد.

امینی در سال‌های اخیر مسیر کارگردانی را به‌صورت مستقل دنبال کرده است. نخستین فیلم بلند او با نام «چشم‌بادومی» پیش‌تر در جشنواره فیلم فجر حضور یافته بود و حالا «سقف» دومین گام جدی او در این مسیر به شمار می‌رود. منتقدان معتقدند امینی با «سقف» تلاش کرده امضای شخصی خود را پررنگ‌تر کند؛ امضایی که ترکیبی از نگاه اجتماعی، توجه به جزئیات روابط خانوادگی و پرهیز از شعارزدگی است.

نمایش «سقف» در جشنواره چهل‌وچهارم فیلم فجر فرصتی بود تا این نگاه تازه در معرض قضاوت مخاطبان و منتقدان قرار گیرد؛ فیلمی که می‌کوشد جنگ را نه از پشت خاکریز، بلکه از داخل خانه‌های مردم روایت کند؛ جایی که سقف، مهم‌ترین پناهگاه آدم‌هاست و لرزش آن، لرزش تمام زندگی است.