علم در قاب رسانهها معمولاً با خبر کشفهای جدید، فناوریهای نوظهور و موفقیتهای پژوهشگران روایت میشود. اما پشت این تصویر درخشان، لایهای کمتر دیدهشده از مناسبات انسانی، رقابتهای آکادمیک، منابع مالی، قدرت سازمانی و منافع سیاسی وجود دارد که سرنوشت پژوهشها را شکل میدهد. اکنون گروهی از خبرنگاران علمی در جهان اسپانیایی و پرتغالیزبان تلاش میکنند همین لایه پنهان را روشن کنند.
پژوهشی تازه به سرپرستی «میشل کاتانزارو» و «لوئیز پرس-نتو» از گروه روزنامهنگاری و علوم ارتباطات دانشگاه خودگردان بارسلونا، تجربه این خبرنگاران را بررسی کرده و از گسترش جریانی با عنوان «روزنامهنگاری علمی دیدهبان» (Watchdog Science Journalism) خبر میدهد؛ جریانی که به جای بازتاب صرف دستاوردها، خودِ سازوکار اجتماعی تولید علم را سوژه تحقیق قرار میدهد.
از ترویج تا نظارت؛ شکاف یک رابطه نزدیک
یکی از یافتههای کلیدی این مطالعه، شکاف میان تصور رایج از نقش خبرنگار علمی و عمل دیدهبانی است. بر اساس دادههای مرور شده در این پژوهش، کمتر از یک نفر از هر ۱۰ خبرنگار علمی در آمریکای لاتین و کارائیب، «نظارت بر قدرت» را جزو وظایف اصلی خود میداند. در مقابل، اکثریت قاطع، اطلاعرسانی ساده و ترویج علم را مأموریت نخست خود تلقی میکنند.
پژوهشگران این وضعیت را ناشی از رابطه «بیش از حد نزدیک» میان خبرنگاران علمی و جامعه دانشگاهی میدانند؛ رابطهای که هرچند دسترسی به منابع را آسان میکند، اما فاصله انتقادی لازم برای پرسشگری مستقل را کاهش میدهد. در چنین فضایی، خبرنگار ناخواسته به سخنگو یا مروج دستاوردها تبدیل میشود، نه ناظری که درباره چگونگی هزینهکرد بودجهها، نحوه ارتقای رتبه دانشگاهها یا سلامت فرآیند داوری مقالات سؤال کند.
با این حال، نمونههای افشاگرانه نشان دادهاند که عبور از این مرز ممکن است. یکی از پروندههای پر سر و صدا که در پژوهش به آن اشاره شده، پرداخت مالی از سوی عربستان سعودی به برخی پژوهشگران پراستناد اسپانیایی برای ذکر وابستگی صوری به دانشگاههای آن کشور و ارتقای جایگاه این دانشگاهها در رتبهبندیهای جهانی بود؛ پروندهای که با کار تحقیقی خبرنگاران منطقه برملا شد.
دیدهبانی علم دقیقاً چه چیزی را بررسی میکند؟
برخلاف تصور اولیه، روزنامهنگاری دیدهبان علمی به دنبال مخالفت با علم یا تضعیف روش علمی نیست. هدف، پاسخگو کردن افراد، گروهها و ساختارهایی است که تولید و مدیریت علم را در اختیار دارند.
دامنه سوژهها گسترده است:
- سرقت علمی، جعل و دستکاری دادهها و دیگر تخلفات پژوهشی
- تعارض منافع میان پژوهشگران، دانشگاهها و حامیان مالی
- سوءاستفاده از جایگاه علمی، دخالت شرکتها و بازیگران سیاسی در نتایج پژوهش
- هزینهکردهای مسئلهدار، قراردادهای غیرشفاف و انتشار اطلاعات نادرست درباره علم
خبرنگارانی که در این مطالعه با آنها گفتوگو شده ــ ۱۵ روزنامهنگار برجسته از ۹ کشور شامل اسپانیا، پرتغال، آرژانتین، برزیل، بولیوی، کلمبیا، مکزیک، پرو و ونزوئلا ــ تأکید کردهاند که خط قرمز اصلی، تفکیک «رفتار فرد» از «اعتبار علم» است. به بیان آنها، تخلف یک پژوهشگر یا پنهانکاری یک دانشگاه، دلیلی برای بیاعتبار دانستن کل دانش علمی نیست؛ بلکه باید سازوکارهایی را نشان داد که امکان وقوع و پنهان ماندن آن تخلف را فراهم کردهاند.
روش کار؛ از افشاگران داخلی تا ردیابی در اسکوپوس
شیوه کار این خبرنگاران فراتر از مصاحبههای مرسوم است. بخش مهمی از سرنخها از درون خود جامعه علمی میآید: افشاگران داخلی، کارکنان سابق مؤسسات پژوهشی یا دانشمندانی که بیرون از کشور زندگی میکنند و بدون ترس از تلافی حاضر به صحبت هستند. به گفته برخی از آنها، انتشار یک گزارش تحقیقی اغلب موجی از پیامهای جدید با سرنخهای تازه را به دنبال دارد و چرخهای خودتقویتشونده ایجاد میکند.
ابزارهای فنی نیز نقش پررنگی دارند؛ جستوجوی نظاممند در پایگاههایی مانند گوگل اسکالر و اسکوپوس، بررسی فهرست مجلات جعلی و شکارچی، ردیابی شبکههای خرید و فروش نویسندگی مقالات، و تحلیل وابستگی سازمانی نویسندگان، منابع مالی ذکرشده و اظهارنامه تعارض منافع در پانوشت مقالات. وقتی اطلاعات عمومی کافی نیست، برخی خبرنگاران به سازوکار قانونی دسترسی آزاد به اطلاعات متوسل میشوند.
در عین حال، خبرنگاران نسبت به سوءاستفاده از منابع هشدار میدهند. ممکن است فردی با انگیزه تسویهحساب شخصی یا حذف رقیب، اطلاعاتی را در اختیار رسانه قرار دهد. به همین دلیل، راستیآزمایی چندلایه، تأیید از منابع مستقل و دادن فرصت پاسخگویی به افراد متهم، بخش جداییناپذیر فرآیند تحقیق عنوان شده است.
زمان، تحریریه و حمایت حقوقی؛ مثلث امکان یا مانع
برخلاف اخبار روزمره علمی که در چند ساعت تهیه میشوند، گزارشهای دیدهبانی زمانبر هستند. در تجربه افراد مورد مطالعه، آمادهسازی یک پرونده از دو روز تا بیش از یک سال طول کشیده است. با این حال، بیشتر این خبرنگاران به صورت تماموقت روی تحقیق متمرکز نیستند و همزمان باید پوشش اخبار روزانه را نیز انجام دهند؛ بنابراین بسیاری از تحقیقات در لابهلای مأموریتهای خبری یا حتی خارج از ساعت کاری پیش میرود.
فرهنگ تحریریه در این میان تعیینکننده است. رسانههایی که بر سرعت، حجم تولید و خبر فوری تمرکز دارند، فرصت کمی برای کار عمیق باقی میگذارند. در مقابل، تحریریههایی که تیم تحقیقی دارند، برای پیگیری پرونده زمان میدهند، از نظر حقوقی گزارشهای پرخطر را بررسی میکنند و هزینههای تحقیق را پوشش میدهند، بستر مساعدتری فراهم میکنند. خبرنگاران مورد مطالعه، داشتن قرارداد ثابت، حمایت حقوقی و بودجه تحقیق را از عوامل تسهیلکننده دانستهاند؛ در حالی که روزنامهنگاران آزاد با دستمزد پایین و آسیبپذیری حقوقی بیشتری مواجهاند.
اثرگذاری واقعی؛ از استعفا تا بیتفاوتی
بخش قابل توجهی از خبرنگاران شرکتکننده معتقدند کارشان در مواردی به تغییر ملموس منجر شده است: استعفای پژوهشگران متخلف، تدوین مقررات و پروتکلهای جدید در دانشگاهها، ثبت شکایتهای حقوقی و حتی شکلگیری اعتراضهای عمومی. رسانههای دیجیتال مستقل که وابستگی مالی به شرکتهای بزرگ ندارند، بهویژه در افشای تخلفات مرتبط با صنایع دارویی و دخانیات فعال بودهاند، هرچند خود با مشکل تأمین مالی پایدار دستوپنجه نرم میکنند.
اما همه پروندهها به نتیجه نرسیدهاند. در برخی موارد، مدیران دانشگاهی، نهادهای علمی یا سیاستگذاران گزارش را نادیده گرفتهاند یا پس از کنار رفتن یک فرد، ساختار معیوب دستنخورده باقی مانده است.
نگرانی دیگر، مصادره انتقاد است. افشای ضعفها و خطاهای علمی ممکن است به ابزاری در دست گروههای مخالف علم تبدیل شود تا با بزرگنمایی یک مورد، کل بدنه دانش را بیاعتبار جلوه دهند. برای کاهش این خطر، خبرنگاران مورد مطالعه بر راهبردهایی مانند تمایزگذاری صریح میان فرد متخلف و جامعه علمی، استفاده از نظر متخصصان معتبر، تمرکز بر فرآیند علم نه فقط نتیجه آن، و حفظ توازن میان گزارشهای انتقادی و پوششهای ترویجی تأکید کردهاند.
کد سکوت در آزمایشگاه و فشار سیاست
تقریباً همه خبرنگاران از یک چالش مشترک سخن گفتهاند: پنهانکاری و سکوت. بسیاری از دانشمندان حاضر به مصاحبه رسمی نیستند و ترجیح میدهند اطلاعات را بدون ضبط یا به صورت ناشناس ارائه کنند. پژوهش از وجود نوعی «کد سکوت» در جامعه علمی منطقه خبر میدهد؛ سکوتی که میتواند ریشه در وفاداری سازمانی، منافع مشترک یا ترس از پیامدهای اظهارنظر داشته باشد. حتی وقتی تخلف یک فرد برای همه آشکار است، کمتر کسی حاضر به صحبت علنی میشود. این سکوت گاه به خود خبرنگاران نیز سرایت میکند، زیرا آنها برای کار روزمره به همان جامعهای وابستهاند که باید بر آن نظارت کنند.
فشار سیاسی نیز با شدتهای متفاوت در سراسر منطقه احساس میشود. یک خبرنگار ونزوئلایی از نگرانی برای امنیت خانواده و احتمال شنود ارتباطاتش گفته، خبرنگاران پرو و آرژانتین از تضعیف تدریجی دموکراسی و افزایش فشار بر رسانههای مستقل ابراز نگرانی کردهاند و در اسپانیا و پرتغال نیز هرچند فضا بازتر است، اما ملاحظات نهادی و حقوقی همچنان مانعتراشی میکند.
در مجموع، یافتههای این پژوهش تصویری از روزنامهنگاری علمی ارائه میدهد که میخواهد از نقش سخنگوی دستاوردها فراتر رود و به دیدهبانی مسئولیتپذیر تبدیل شود؛ مسیری دشوار، زمانبر و پرهزینه، اما ضروری برای حفظ اعتماد عمومی به علمی که خود بر شفافیت و خوداصلاحی بنا شده است.
نظرات (0)