گواهی سپرده کالایی به عنوان یکی از ابزارهای نوین بازار سرمایه، در سالهای اخیر جایگاه ویژهای در ادبیات اقتصادی کشور پیدا کرده است. این ابزار با ایجاد پیوند میان بازار فیزیکی کالا و بازار متشکل سرمایه، تلاش میکند نظم، شفافیت و کارایی بیشتری به معاملات کالایی ببخشد و همزمان مسیرهای جدیدی برای سرمایهگذاری و تأمین مالی بگشاید.
مهدی بیاتمنش، کارشناس بازار سرمایه، در گفتوگو با باشگاه خبرنگاران جوان با اشاره به ظرفیتهای این ابزار گفت: گواهی سپرده کالایی میتواند فرآیند معاملات را از شیوههای سنتی و پراکنده به سمت بستری رسمی، شفاف و قانونمند هدایت کند؛ بستری که در آن کالا در انبارهای مورد تأیید بورس نگهداری میشود و در مقابل، گواهی مالکیت آن قابلیت معامله در بازار سرمایه را پیدا میکند.
شفافیت معاملات و کشف قیمت منصفانه
به گفته این کارشناس، مهمترین دستاورد گواهی سپرده کالایی، کمک به شفافیت و کشف قیمت واقعی کالاهاست. زمانی که معاملات در یک بازار رسمی و مبتنی بر عرضه و تقاضای واقعی انجام شود، اطلاعات قیمتی به صورت متمرکز و قابل اتکا در اختیار فعالان اقتصادی قرار میگیرد و زمینه شکلگیری قیمتهای چندگانه و غیرشفاف به میزان قابل توجهی کاهش مییابد.
وی افزود: در چنین سازوکاری، بازار میتواند به عنوان یک مرجع قیمتی معتبر برای کالاهای مختلف عمل کند. این مرجعیت قیمتی نه تنها برای تولیدکنندگان و مصرفکنندگان بزرگ اهمیت دارد، بلکه برای سیاستگذاران نیز ابزاری برای رصد دقیقتر روندهای بازار و اتخاذ تصمیمهای حمایتی یا تنظیمی فراهم میکند.
فرصتی برای مدیریت هوشمند فروش توسط تولیدکنندگان
بیاتمنش با اشاره به مزیتهای این ابزار برای سمت عرضه، توضیح داد: تولیدکننده میتواند محصول خود را پس از تولید، به جای عرضه شتابزده در بازار، در انبارهای استاندارد و مورد تأیید بورس سپردهگذاری کند و گواهی مربوط به آن را دریافت کند. این گواهی به او اجازه میدهد زمان فروش را بر اساس شرایط بازار، نیاز نقدینگی و پیشبینی قیمتی خود انتخاب کند.
به این ترتیب، فشار ناشی از الزام به فروش فوری در دورههای رکود یا افت قیمت کاهش مییابد و تولیدکننده قادر خواهد بود با مدیریت بهتر زمان و قیمت فروش، حاشیه سود خود را حفظ کرده و برنامهریزی تولید را با اطمینان بیشتری ادامه دهد.
سرمایهگذاری غیرمستقیم بدون دغدغه نگهداری فیزیکی
این کارشناس بازار سرمایه در ادامه به ظرفیت گواهی سپرده برای توسعه سرمایهگذاری اشاره کرد و گفت: سرمایهگذار با خرید این گواهی میتواند به صورت غیرمستقیم در بازار کالاهای پایه حضور یابد، بدون آنکه درگیر چالشهای خرید، حملونقل و نگهداری فیزیکی کالا شود.
وی تصریح کرد: این ویژگی ضمن کاهش پیچیدگیهای معاملات سنتی، به تنوعبخشی به ابزارهای سرمایهگذاری در بازار سرمایه کمک میکند و امکان حضور طیف وسیعتری از سرمایهگذاران، از اشخاص حقیقی تا صندوقها و نهادهای مالی را در بازار کالا فراهم میسازد.
کاهش واسطهگری غیرمولد، نه حذف کامل واسطهها
بیاتمنش ایجاد سازوکار استاندارد برای سپردهگذاری، معامله و انتقال مالکیت کالا را عاملی برای حذف یا تسهیل بخشی از فرآیندهای سنتی و پرهزینه دانست و افزود: هدف از توسعه گواهی سپرده کالایی نباید حذف کامل واسطهها تلقی شود، بلکه باید بر کاهش واسطهگری غیرشفاف و غیرمولد و جایگزینی آن با زنجیرهای کارآمد و شفاف متمرکز شد.
به گفته وی، در این زنجیره نوین همچنان بازیگران متعددی از جمله انبارداران، کارگزاران، شرکتهای حملونقل، بیمهگران، نهادهای مالی و بازارگردانان نقشآفرینی میکنند و موفقیت و پایداری بازار در گرو هماهنگی و کارآمدی تمام این حلقههاست.
پشتوانهای برای تأمین مالی تولید
یکی از مهمترین ظرفیتهای مغفول مانده گواهی سپرده کالایی، قابلیت استفاده از آن به عنوان وثیقه تأمین مالی است. این کارشناس در این باره توضیح داد: در صورت توسعه ابزارهای مالی مکمل، کالاهای موجود در انبار که پشتوانه گواهیها هستند میتوانند به عنوان تضمینی برای دریافت تسهیلات مورد استفاده قرار گیرند. این موضوع به تولیدکنندگان اجازه میدهد از ارزش داراییهای راکد خود برای تأمین نقدینگی و کاهش فشار سرمایه در گردش استفاده کنند.
وی اما تأکید کرد: صرف صدور گواهی به معنای تحقق خودکار ظرفیت تأمین مالی نیست. برای عملیاتی شدن این کارکرد، لازم است نظام بانکی و مؤسسات اعتباری پذیرش مناسبی نسبت به این گواهیها به عنوان وثیقه داشته باشند و همزمان سازوکارهای دقیق ارزشگذاری روزانه کالا، مدیریت نکول، اجرای وثیقه و فروش آن در شرایط اضطراری به صورت شفاف و قانونی تعریف شود.
بیاتمنش افزود: هرچه عمق معاملات و نقدشوندگی بازار ثانویه این گواهیها بیشتر باشد، اعتبار آن به عنوان پشتوانه مالی نیز افزایش مییابد. بنابراین حضور فعال سرمایهگذاران و توسعه بازار ثانویه، پیششرط اصلی برای تبدیل گواهی سپرده به ابزاری کارآمد در حوزه تأمین مالی است.
چالش نقدشوندگی؛ حلقه مفقوده توسعه بازار
این کارشناس با بیان اینکه صدور گواهی به تنهایی به معنای شکلگیری بازار فعال نیست، نقدشوندگی را الزام حیاتی توسعه این ابزار دانست و گفت: اگر تعداد خریداران و فروشندگان محدود باشد یا بازارگردانی و حجم معاملات در سطح پایینی قرار داشته باشد، دارنده گواهی هنگام فروش با شکاف قیمتی بالا یا کمبود تقاضا مواجه خواهد شد.
وی ادامه داد: این چالش به ویژه برای کالاهایی که حجم تولید یا تقاضای محدودی دارند، پررنگتر است. از این رو، در کنار افزایش تعداد کالاهای قابل پذیرش، باید به عمق بازار و توانایی آن در ایجاد معاملات مستمر و روان توجه ویژهای شود.
توسعه مرحلهای و مبتنی بر استاندارد
بیاتمنش بر ضرورت توسعه مرحلهای و کارشناسیشده بازار تأکید کرد و گفت: همه کالاها ظرفیت یکسانی برای ورود به بازار گواهی سپرده کالایی ندارند. کالاهایی که از استانداردپذیری بالا، قابلیت درجهبندی کیفی، امکان نگهداری مناسب در انبار، فسادپذیری پایین، حجم تولید و تقاضای کافی و قابلیت حملونقل مطلوب برخوردارند، شانس موفقیت بیشتری در این بازار دارند.
وی هشدار داد: توسعه این بازار نباید صرفاً با هدف افزایش تعداد نمادها دنبال شود، بلکه ورود هر کالای جدید باید بر اساس ارزیابی دقیق ویژگیهای فنی، اقتصادی و میزان تقاضای واقعی آن و با توجیه اقتصادی صورت گیرد.
زیرساخت؛ شرط اصلی اثربخشی گواهی سپرده
این کارشناس بازار سرمایه در جمعبندی اظهارات خود، پنج محور کلیدی برای توسعه پایدار این ابزار را برشمرد: افزایش تنوع کالاهای استانداردپذیر، توسعه انبارهای استاندارد در نقاط مختلف کشور، تقویت زیرساختهای معاملاتی و فناوری، افزایش نقدشوندگی از طریق بازارگردانی مؤثر، و ارتقای نظارت بر کیفیت و موجودی کالاهای سپردهشده به همراه افزایش آگاهی تولیدکنندگان و سرمایهگذاران.
وی خاطرنشان کرد: گواهی سپرده کالایی را باید ابزاری مؤثر اما وابسته به زیرساخت دانست. هرچه استانداردسازی انبارها، شفافیت اطلاعات، عمق معاملات، نظارت کیفی، پوشش بیمهای و سازوکارهای تأمین مالی به صورت همزمان تقویت شود، ظرفیت این ابزار برای افزایش شفافیت، بهبود کشف قیمت، تسهیل معاملات، تأمین مالی تولید و تعمیق بازار سرمایه نیز به مراتب بیشتر خواهد شد.
بیاتمنش در پایان تأکید کرد: گواهی سپرده کالایی یک راهحل خودکار و جادویی برای مشکلات بازار کالا نیست، بلکه ابزاری است که در صورت فراهم بودن زیرساختهای لازم، میتواند بخشی از فرآیندهای سنتی معاملات کالا را شفافتر و کارآمدتر کرده و ارتباط میان بازار کالا، بازار سرمایه و شبکه تأمین مالی کشور را به شکل معناداری تقویت کند.
نظرات (0)