اظهارات اخیر علی ضیا، مجری شناخته‌شده تلویزیون درباره مقایسه شادی در روابط دوستانه و زندگی زناشویی، بازتاب گسترده‌ای در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی داشته است. او در سخنانی گفته بود در تجربه شخصی خود «دوست‌دختر و دوست‌پسر خوشحال» زیاد دیده اما «زن و شوهر خوشحال» ندیده است؛ جمله‌ای که هرچند در ظاهر یک برداشت فردی به نظر می‌رسد، اما به دلیل جایگاه رسانه‌ای گوینده، با واکنش‌های انتقادی متعددی همراه شده است.

واکنش رئیس بسیج رسانه ایلام به تعمیم تجربه شخصی

در همین ارتباط، جواد نظری، رئیس بسیج رسانه استان ایلام با انتقاد از این نگاه، تأکید کرده است که تعمیم یک تجربه محدود به کل نهاد خانواده، تصویری نادرست از واقعیت جامعه ارائه می‌دهد. به گفته او، وقتی نگاه به ازدواج تنها از زاویه تفریح و قرارهای چند ساعته در کافه باشد، طبیعی است که در برابر سختی‌ها و مسئولیت‌های زندگی مشترک، تاب‌آوری لازم وجود نداشته باشد.

نظری با اشاره به تفاوت ماهوی میان یک رابطه بدون تعهد و زندگی مشترک گفته است: «طبیعی است وقتی ازدواج اطرافیانت فقط با همان نگاه تفریح و هفته‌ای چند ساعت کافه رفتن بوده باشد، توی سختی‌های زندگی جا بزنید.» به باور او، مشکل اصلی آنجاست که گاهی ویترین یک رابطه با تمام حقیقت زندگی اشتباه گرفته می‌شود.

معیار خوشبختی؛ لبخندهای کافه یا سال‌ها همراهی؟

یکی از محورهای اصلی این انتقاد، به معیار سنجش خوشبختی بازمی‌گردد. منتقدان می‌گویند شادی را نمی‌توان تنها با چند ساعت حضور در کافه، گفت‌وگوی کوتاه یا ثبت چند عکس شاد در شبکه‌های اجتماعی اندازه‌گیری کرد. زندگی مشترک واقعی، فراز و نشیب‌های بسیاری دارد که در قاب دوربین دیده نمی‌شود.

زن و شوهری که هر روز صبح برای کار از خانه خارج می‌شوند، دغدغه پرداخت اجاره، اقساط و هزینه‌های زندگی را دارند، در روزهای بیماری کنار یکدیگر می‌مانند، برای تربیت و آینده فرزندانشان تلاش می‌کنند و شب با خستگی به خانه بازمی‌گردند، شاید فرصت چندانی برای نمایش شادی خود نداشته باشند. اما آیا دیده نشدن این خوشبختی در کافه یا در برابر دوربین، به معنای وجود نداشتن آن است؟

به اعتقاد رئیس بسیج رسانه ایلام، زندگی واقعی لزوماً تماشایی و پرزرق‌وبرق نیست، اما عمیق، ریشه‌دار و مبتنی بر تعهد است. بسیاری از زوج‌های خوشبخت، شادی خود را فریاد نمی‌زنند و آن را به نمایش نمی‌گذارند، بلکه سال‌ها بی‌سروصدا آن را زندگی می‌کنند. خوشبختی در این نگاه، در دست‌های پینه‌بسته پدری است که برای تأمین خانواده تلاش می‌کند، در صبوری مادری است که با وجود خستگی، خانه را سرپا نگه می‌دارد و در همراهی زوجی است که پس از سال‌ها هنوز در سخت‌ترین روزها پشت یکدیگر ایستاده‌اند.

هشدار درباره عادی‌سازی روابط بدون تعهد

بخش دیگری از واکنش‌ها به اظهارات علی ضیا، به تبعات اجتماعی عادی‌سازی روابط بدون چهارچوب تعهد مربوط می‌شود. جواد نظری این نگاه را «کاملاً ضدزن» توصیف کرده و هشدار داده است که در روابط بی‌تعهد، بیشترین آسیب متوجه دختران و زنان می‌شود.

به گفته او، رابطه‌ای که در آن چشم‌انداز روشن، مسئولیت‌پذیری و تعهد نسبت به آینده و پیامدهای عاطفی و اجتماعی وجود ندارد، ممکن است در روزهای نخست جذاب و هیجان‌انگیز به نظر برسد، اما جامعه باید درباره زمانی هم سخن بگوید که هیجان اولیه فروکش کرده و پیامدهای روحی، روانی و اجتماعی آن آشکار می‌شود. عادی‌انگاری چنین روابطی بدون توجه به مسئولیت‌های متقابل، می‌تواند امنیت عاطفی و اجتماعی بخشی از جامعه به‌ویژه زنان را با چالش جدی مواجه کند.

نقد مشکلات خانواده متفاوت از نفی اصل ازدواج است

منتقدان تأکید می‌کنند هیچ‌کس منکر مشکلات موجود در حوزه خانواده نیست. فشارهای اقتصادی، اختلاف‌های زوجین، ضعف مهارت‌های ارتباطی، انتخاب‌های نادرست و کم‌توجهی به حقوق متقابل، از جمله عواملی است که امروز بسیاری از خانواده‌ها را با چالش روبه‌رو کرده است.

اما به باور آنان، نقد این مشکلات و تلاش برای رفع آن‌ها، با زیر سؤال بردن اصل ازدواج و ناکارآمد نشان دادن نهاد خانواده دو مقوله کاملاً متفاوت است. اگر در اطراف ما زندگی مشترکی دیده می‌شود که در آن رضایت و شادی وجود ندارد، به‌جای تعمیم آن به همه ازدواج‌ها، باید ریشه‌های نارضایتی را جست‌وجو کرد؛ ریشه‌هایی که گاه اقتصادی است، گاه به فقدان آموزش مهارت‌های زندگی بازمی‌گردد و گاه به سبک نادرست انتخاب همسر یا بی‌توجهی به مسئولیت‌های مشترک.

از این منظر، نسخه درمان، بی‌اعتبار کردن مفهوم ازدواج نیست، بلکه تقویت آموزش‌های پیش از ازدواج، ارتقای مهارت‌های گفت‌وگو و همدلی، حمایت اقتصادی از خانواده‌ها و ترویج فرهنگ مسئولیت‌پذیری و تعهد است. جامعه بیش از هر زمان دیگری به چهره‌های رسانه‌ای نیاز دارد که هم مشکلات خانواده را واقع‌بینانه ببینند و هم ظرفیت‌های آن را برای ایجاد آرامش، امنیت و تکیه‌گاه عاطفی به تصویر بکشند.

در نهایت، آنچه از این بحث برمی‌آید تأکید بر تغییر معیار قضاوت درباره خوشبختی است. اگر شادی را تنها در «چند ساعت خوش بودن» خلاصه کنیم، بسیاری از رابطه‌های گذرا شاد به نظر می‌رسند؛ اما اگر معیار را «سال‌ها کنار هم ماندن» و ایستادگی در روزهای سخت قرار دهیم، آن‌گاه زوج‌های خوشبخت بسیاری را خواهیم دید که شاید کمتر در کافه‌ها دیده شوند، اما در خانه‌هایی بی‌حاشیه، با تعهد و مسئولیت، خوشبختی را هر روز زندگی می‌کنند. رابطه شاید با یک فنجان قهوه آغاز شود، اما زندگی مشترک با تعهد، گذشت و ماندن در بزنگاه‌های دشوار معنا پیدا می‌کند.