افزایش بیوقفه قیمتها در سالهای اخیر، یکی از مهمترین مراسم زندگی ایرانیان یعنی جشن ازدواج را به یکی از پرهزینهترین تصمیمهای خانوادگی تبدیل کرده است. گزارش ویدیویی «چرتکه» تابناک با گفتوگو با چند داماد که با بودجههای متفاوت مراسم عروسی خود را برگزار کردهاند، تصویر روشنی از فشار اقتصادی بر زوجهای جوان ارائه میدهد؛ فشاری که بسیاری را وادار به تعویق ازدواج یا حذف بخشهای سنتی مراسم کرده است.
روایت مشترک دامادها؛ از بودجه محدود تا ولخرجی بیسرانجام
نکته قابل توجه در روایتهای مطرحشده این است که تفاوت بودجه، تفاوت چندانی در احساس گرانی ایجاد نکرده است. دامادی که با بودجهای محدود و حداقلی مراسم خود را برگزار کرده، از حذف بسیاری از آیتمهای مرسوم مانند فیلمبرداری حرفهای، گلآرایی لاکچری یا تالار گرانقیمت میگوید، اما همچنان معتقد است هزینه نهایی بسیار فراتر از انتظار اولیه بوده است.
در مقابل، دامادی که بودجه بیشتری در اختیار داشته و تلاش کرده مراسمی آبرومند و کامل برگزار کند، از جهش قیمتها در فاصله عقد تا عروسی گلایه دارد. به گفته او، قیمت تالار، آتلیه، لباس عروس و حتی شیرینی و میوه در همین چند ماه به شکل محسوسی افزایش یافته و برنامهریزی مالی خانواده را بر هم زده است.
وجه مشترک هر دو گروه این است: هیچ عروسیای ارزان تمام نمیشود و حتی سقف هزینه نیز مشخص نیست، زیرا هر قلم از خدمات عروسی زنجیرهای از هزینههای جانبی را به همراه دارد.
صورتحساب یک عروسی متوسط در سال ۱۴۰۴؛ از تالار تا طلا
بررسی اجزای اصلی یک جشن عروسی متوسط در شهرهایی مانند تهران، اصفهان یا مشهد نشان میدهد چرا دامادها از واژه «سرسامآور» استفاده میکنند:
- تالار و پذیرایی: اجاره تالار به همراه ورودی، شام، میوه و شیرینی برای ۱۵۰ تا ۲۰۰ مهمان، بسته به منطقه و روز هفته، از ۱۵۰ تا بیش از ۴۰۰ میلیون تومان متغیر است. بسیاری از تالارها هزینه جداگانه برای دکور، جایگاه عروس و داماد و خدمات موسیقی دریافت میکنند.
- آتلیه و فیلمبرداری: پکیج عکاسی و فیلمبرداری، از فرمالیته تا روز عروسی و تدوین، به طور متوسط ۴۰ تا ۱۲۰ میلیون تومان هزینه دارد. آلبوم دیجیتال، کلیپ فرمالیته و هلیشات هرکدام به این رقم اضافه میکند.
- طلا و جواهر: با عبور قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار از مرزهای جدید، حتی یک سرویس سبک یا حلقه و پشت حلقه ساده، بودجهای ۱۰۰ تا ۳۰۰ میلیون تومانی میطلبد. بسیاری از خانوادهها به سمت خرید طلای کموزن یا حذف بخشی از رسوم رفتهاند.
- لباس، آرایشگاه و گلآرایی: اجاره لباس عروس، کت و شلوار داماد، آرایشگاه عروس و دستهگل و ماشین عروس در مجموع ۳۰ تا ۸۰ میلیون تومان برآورد میشود.
- هزینههای پنهان: کارت دعوت، گیفت، سفره عقد، شیرینی و میوه شب عروسی، انعام پرسنل و حمل و نقل مهمانان از جمله هزینههایی است که در برآورد اولیه کمتر دیده میشود اما در پایان رقم قابل توجهی را تشکیل میدهد.
وقتی این ارقام کنار هم قرار میگیرد، مشخص میشود که برگزاری یک عروسی به ظاهر ساده به راحتی از ۳۰۰ تا ۶۰۰ میلیون تومان فراتر میرود؛ رقمی که با متوسط درآمد خانوار و وام ازدواج همخوانی ندارد.
چرا هزینهها تا این حد بالا رفته است؟
افزایش هزینه ازدواج تنها به تجملگرایی مربوط نمیشود. چند عامل ساختاری در گرانی نقش دارد:
نخست، تورم عمومی و افزایش قیمت مواد غذایی که مستقیماً بر هزینه پذیرایی تالارها اثر گذاشته است. دوم، نوسان قیمت ارز و طلا که بازار طلا و حتی اجاره لباس و خدمات وارداتی را متاثر کرده است. سوم، کاهش تعداد عروسیها و افزایش هزینه سرشکنشده؛ گزارشهای صنفی نشان میدهد از حدود هزار تالار فعال در تهران، تنها حدود ۱۵۰ تالار به صورت مستمر فعال هستند و رکود تقاضا باعث شده واحدهای باقیمانده قیمت را بالا نگه دارند.
از سوی دیگر، شبکههای اجتماعی و فشارهای فرهنگی برای برگزاری مراسم «بینقص و لاکچری» نیز انتظارات را بالا برده و خانوادهها را ناخواسته وارد رقابت پرهزینهای کرده است.
پیامدهای اقتصادی و اجتماعی گرانی عروسی
هزینههای سنگین ازدواج تنها یک مسئله شخصی نیست؛ پیامدهای اجتماعی گستردهای دارد. افزایش سن ازدواج، رشد ازدواجهای ثبتنشده یا بدون جشن، مهاجرت به سمت برگزاری مراسم در محضر و حذف جشن، و حتی بروز اختلافات خانوادگی بر سر میزان هزینهکرد، از جمله تبعات این وضعیت است.
کارشناسان خانواده معتقدند وقتی زوج جوان زندگی مشترک خود را با بدهی سنگین یا فشار مالی ناشی از وام و قرض آغاز میکند، تابآوری زندگی در سالهای نخست به شدت کاهش مییابد و احتمال بروز تنشهای اقتصادی بیشتر میشود.
چاره چیست؟ از جشنهای کوچک تا تغییر نگاه فرهنگی
دامادهایی که در این گزارش صحبت کردهاند، هرچند از هزینهها گلایه دارند، اما بر یک نکته توافق دارند: مدیریت انتظارات مهمترین راهکار است. برگزاری مراسم کوچک و صمیمی با تعداد مهمان کمتر، انتخاب روزهای غیرپیک هفته برای رزرو تالار، استفاده از تالارهای کوچکتر یا باغهای حومه شهر، توافق بر سر خرید طلای معقول و حذف تشریفات غیرضروری مانند گیفتهای گران یا کارناوالهای پرهزینه، میتواند تا ۳۰ تا ۴۰ درصد هزینهها را کاهش دهد.
برخی خانوادهها نیز به سمت الگوهای جدید رفتهاند؛ از جمله برگزاری عقد محضری با ضیافت شام خانوادگی، یا برگزاری جشن در یک رستوران به جای تالار مجلل. آنچه اهمیت دارد، تمرکز بر اصل پیوند و آغاز زندگی مشترک به جای نمایش یکشبه تجمل است؛ نگاهی که اگر از سوی خانوادهها و اطرافیان حمایت شود، میتواند بار مالی ازدواج را به شکل محسوسی سبک کند.
در نهایت، گزارش «چرتکه» نشان میدهد که ازدواج در ایران امروز بیش از آنکه یک جشن یکشبه باشد، به یک پروژه اقتصادی خانوادگی تبدیل شده است؛ پروژهای که بدون حمایت، برنامهریزی و بازنگری فرهنگی، برای بسیاری از جوانان دستنیافتنی به نظر میرسد.
نظرات (0)