نام پهنه آبی مشترک میان ایران، روسیه، آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان در دهههای اخیر بار دیگر به موضوعی هویتی و تاریخی تبدیل شده است؛ موضوعی که فراتر از یک اختلاف لفظی، به حافظه جمعی و حق تاریخی ملتها گره خورده است. در حالی که در بسیاری از متون رسمی و رسانهای داخل کشور همچنان از عبارت «دریای خزر» استفاده میشود، پژوهشهای تاریخی نشان میدهد این نام نه ریشه ایرانی دارد و نه بازتابدهنده پیشینه تمدنی این دریا است.
ریشه نام خزر؛ یادگار قومی مهاجم در شمال دریا
واژه «خزر» به قوم خزران بازمیگردد؛ اتحادیهای از قبایل ترکتبار که بین سدههای هفتم تا دهم میلادی، بخشهایی از استپهای شمال قفقاز و سواحل شمالی دریای مازندران را در اختیار داشتند. خزرها در دوره اوج قدرت خود، خاقانات بزرگی را تشکیل دادند که مسیر تجارت میان اروپا و آسیا را کنترل میکرد و برای مدتی بر کرانههای شمالی این پهنه آبی تسلط یافت.
مورخان تأکید میکنند حضور خزرها در حاشیه این دریا کوتاهمدت، متأخر و بدون پیوند تمدنی عمیق با جغرافیای ایران بوده است. با فروپاشی خاقانات خزر در قرن دهم میلادی به دست روسهای کییف، اثری پایدار از این قوم در فرهنگ و زبان سواحل جنوبی دریا باقی نماند. با این حال، جغرافینویسان عرب و سپس برخی منابع اسلامی، به دلیل آشنایی اولیه خود با این دریا از طریق سرزمین خزرها، آن را «بحر الخزر» نامیدند و این عنوان از طریق ترجمه متون عربی به ادبیات جغرافیایی دورههای بعد راه یافت.
نامهای اصیل ایرانی؛ از کاسپی تا مازندران
برخلاف تصور رایج، کهنترین نامهای ثبتشده برای این دریا ریشه ایرانی و بومی دارند. در منابع یونانی و رومی از سده پنجم پیش از میلاد، این پهنه با عنوان «دریای کاسپی» شناخته میشده است؛ نامی برگرفته از قوم «کاسپی» یا «کاسیها» که از اقوام کهن ساکن در جنوب غربی همین دریا در خاک ایران کنونی بودند. هرودوت، استرابون و بطلمیوس همگی از این نام استفاده کردهاند و همین عنوان امروز در اغلب زبانهای جهان به صورت «Caspian Sea» باقی مانده است.
در منابع ایرانی و اسلامی دورههای بعد، نامهایی چون «دریای طبرستان»، «دریای گیلان»، «دریای مازندران»، «دریای آبسکون» و «بحر قزوین» به کار رفته است. در نقشههای تاریخی ایران، از دوره صفویه تا قاجار، عنوان «دریای مازندران» یا «دریای طبرستان» به صورت رسمی ثبت شده و در اسناد دیوانی و مکاتبات درباری نیز همین نامها دیده میشود. حتی در برخی متون پهلوی و اوستایی، اشاره به این دریا با عناوینی چون «فراخکرت» و «دریای ورکانه» (گرگان) آمده که همگی نشان از پیوند عمیق این پهنه آبی با هویت ایرانی دارد.
- کاسپین: کهنترین نام بینالمللی، منتسب به قوم ایرانی کاسپی
- طبرستان و مازندران: نامهای رسمی در جغرافیای تاریخی ایران، حاکی از تعلق فرهنگی سواحل جنوبی
- آبسکون و گرگان: نامهای محلی برگرفته از بنادر و ایالات ساحلی جنوب دریا
- خزر: عنوانی متأخر، برگرفته از قومی ترکتبار و بدون سابقه سکونت در سواحل ایرانی
چرا اطلاق نام خزر «تعرض تاریخی» خوانده میشود؟
منتقدان کاربرد واژه خزر بر این باورند که تداوم این نام، نوعی تحریف ناخواسته تاریخ و تثبیت یادگار یک حضور اشغالگونه است. به گفته آنان، همانگونه که هیچ کشوری حاضر نیست خلیج فارس را با نامی بیگانه یا تحمیلی خطاب کند، پافشاری بر نامی که ریشه در قومی مهاجم و غیربومی دارد، به معنای نادیده گرفتن هزاران سال حضور اقوام ایرانی در پیرامون این دریا است.
از منظر حقوقی و فرهنگی نیز نامهای جغرافیایی بخشی از میراث ناملموس ملتها محسوب میشوند. سازمانهای بینالمللی مانند گروه کارشناسان نامهای جغرافیایی سازمان ملل (UNGEGN) بر اصل «نامهای تاریخی و بومی» تأکید دارند و تغییر یا تحمیل نامهای بیگانه بر عوارض طبیعی را در تضاد با صیانت از هویت فرهنگی میدانند. در همین چارچوب، بسیاری از پژوهشگران ایرانی معتقدند استفاده رسمی از «دریای مازندران» یا «دریای کاسپین» در مکاتبات داخلی و بینالمللی، اقدامی در جهت احیای حق تاریخی و تقویت جایگاه ژئوپلیتیک ایران در شمال کشور است.
در دوره پهلوی اول، دولت ایران به صورت رسمی نام «دریای مازندران» را در نقشهها و کتب درسی تثبیت کرد و پس از انقلاب نیز هر دو عنوان «کاسپین» و «مازندران» در اسناد رسمی به کار رفته است. با این حال، رواج رسانهای واژه خزر، به ویژه تحت تأثیر ترجمه متون عربی و روسی، باعث شده این نام در گفتار عمومی باقی بماند.
ضرورت بازنگری فرهنگی و رسانهای
کارشناسان حوزه فرهنگ و زبان فارسی پیشنهاد میکنند برای پایان دادن به این دوگانگی، نهادهای آموزشی، رسانهها و سازمان نقشهبرداری کشور به صورت هماهنگ از نامهای اصیل ایرانی استفاده کنند. به باور آنان، ترویج نام «دریای مازندران» در داخل کشور و «دریای کاسپین» در عرصه بینالمللی، ضمن حفظ وحدت رویه با جامعه جهانی، از نظر تاریخی دقیقتر و از نظر ملی مسئولانهتر است.
این دریا با مساحت حدود ۳۷۱ هزار کیلومتر مربع، بزرگترین دریاچه جهان و مهمترین منبع ذخایر خاویار و نفت و گاز منطقه به شمار میرود و سرنوشت حقوقی آن بر اساس کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر میان پنج کشور ساحلی تعیین میشود. صیانت از نام تاریخی آن، علاوه بر ارزش نمادین، میتواند بر تقویت پیوندهای هویتی مردم سواحل جنوبی از گیلان تا گلستان و مازندران و همچنین بر جایگاه ایران در مذاکرات منطقهای اثرگذار باشد.
بازگرداندن نامهای اصیل به این پهنه آبی، نه یک تعصب زبانی، بلکه تلاشی برای حفظ روایت درست تاریخ است؛ روایتی که در آن، دریایی که هزاران سال در قلب تمدن ایرانی جای داشته، نباید با نام قومی فراموششده و مهاجم شناخته شود.
نظرات (0)