تاریخ بشر همواره شاهد دو نوع مواجهه با مسئله زن بوده است؛ نگاهی که او را تا سطح کالا و ابزار تنزل میدهد و نگاهی که بر کرامت ذاتی و جایگاه انسانی او تأکید میکند. یادداشتی با عنوان «فراسوی زنجیرهای شهوت» که در خبرگزاری فارس منتشر شده، تلاش میکند همین دوگانگی را از دوران جاهلیت تا دوران معاصر مورد واکاوی قرار دهد و نشان دهد چگونه اسلام، نقطه عطفی در احیای شکوه زنانه بوده است.
زن در تاریکی جاهلیت؛ از زندهبهگوری تا کالاشدگی
در دوران جاهلیت پیش از اسلام، زن نه به عنوان یک انسان کامل، بلکه به عنوان موجودی وابسته، بیاراده و حتی مایه ننگ نگریسته میشد. قرآن کریم به روشنی از رسم زشت زندهبهگور کردن دختران سخن میگوید؛ رسمی که ریشه در نگاه تحقیرآمیز به جنس زن داشت. در آن روزگار، زن حق ارث نداشت، از حق انتخاب محروم بود و پس از مرگ همسر، همچون بخشی از اموال به وارثان منتقل میشد.
این نگاه، زن را به ابژهای برای ارضای شهوت و ابزاری برای خدمت کاهش میداد. زنجیرهای شهوت در آن دوران، زنجیرهایی آشکار و فیزیکی بودند؛ زنجیرهایی از جنس تبعیض، خشونت و نادیدهگرفتن حق حیات و کرامت. جاهلیت نه یک مقطع تاریخی صرف، بلکه یک منطق فکری بود که ارزش انسان را با معیارهای قدرت، قبیله و جنسیت میسنجید.
انقلاب کرامتآفرین اسلام؛ احیای هویت انسانی زن
با ظهور اسلام، ورق تاریخ به شکل بنیادین برگشت. پیامبر اسلام (ص) در جامعهای که دختران را ننگ میدانست، دختر خود حضرت فاطمه زهرا (س) را «ام ابیها» و «سیده نساء العالمین» خواند و با بوسیدن دست او، عملیترین درس کرامتبخشی به زن را به جامعه آموخت.
اسلام با نفی نگاه جنسیتزده، کرامت انسانی را ملاک برتری دانست؛ «ان اکرمکم عندالله اتقاکم». در این منظومه فکری، زن و مرد هر دو از یک نفس واحد آفریده شدهاند و هر دو مخاطب تکلیف، پاداش و سعادت هستند. حق مالکیت، حق ارث، حق انتخاب همسر، حق تحصیل، حق مشارکت اجتماعی و سیاسی و حق مطالبه مهر و نفقه، حقوقی بود که اسلام برای نخستین بار در چنان فضای ظلمانی برای زنان به رسمیت شناخت.
نکته کلیدی در الگوی اسلامی این است که حجاب و عفاف نه محدودیت، بلکه مصونیت است. پوشش اسلامی زنجیری برای اسارت زن نیست، بلکه حصاری برای صیانت از کرامت او در برابر نگاههای آلوده و فروکاستن شخصیت او به ظاهر و جذابیت جنسی است. اسلام میخواهد زن در جامعه با عقل، ایمان، علم و توانمندیهای انسانیاش دیده شود، نه با معیارهای شهوانی.
جاهلیت مدرن؛ زنجیرهای نامرئی شهوت در دنیای امروز
یادداشت فارس تاکید میکند که هرچند زندهبهگوری فیزیکی به پایان رسیده، اما شکل نوینی از جاهلیت در قالب مدرنیته غربی بازتولید شده است. در این جاهلیت جدید، زن دیگر دفن نمیشود، بلکه به شکلی سیستماتیک به کالا تبدیل میشود.
صنعت عظیم تبلیغات، مد، سینما و شبکههای اجتماعی، با سوءاستفاده از جذابیتهای زنانه، او را به ابزاری برای فروش بیشتر کالا، افزایش کلیک و سودآوری سرمایهداری تبدیل کرده است. معیار ارزش زن در این منطق، میزان دیدهشدن، برهنگی و انطباق با استانداردهای تحمیلی زیبایی است. این همان زنجیر شهوت است، اما این بار با روکشی از فریب به نام «آزادی» و «حق انتخاب».
در این نگاه، به ظاهر زن آزادی داده میشود اما در عمل، او زندانی نگاه ابزاری مردان و نظام سرمایهداری میشود. آمارهای خشونت خانگی، قاچاق زنان، صنعت پورنوگرافی و افسردگی و اضطراب ناشی از فشار برای زیبا دیدهشدن در جوامع غربی، گواه روشنی بر شکست این الگو در تأمین کرامت و آرامش برای زنان است.
شکوه کرامت زنانه؛ الگویی فراتر از دوگانه تحجر و ابتذال
الگوی اسلامی، راه سومی را پیش مینهد که نه زن را در پستوی خانه محبوس میکند و نه او را در ویترین شهوت به نمایش میگذارد. زن در این الگو میتواند هم مادر و همسر باشد، هم استاد دانشگاه، هم پزشک، هم دانشمند، هم کنشگر اجتماعی و سیاسی، بدون آنکه مجبور باشد برای پذیرفتهشدن، زنانگی و حیا و کرامت خود را هزینه کند.
تاریخ اسلام مملو از زنان اثرگذاری چون حضرت خدیجه (س) به عنوان یک تاجر و حامی بزرگ نهضت اسلامی، حضرت زینب (س) به عنوان پرچمدار جهاد تبیین پس از عاشورا، و دهها زن فقیه، محدث و شاعر است که نشان میدهد حضور اجتماعی زن هیچ منافاتی با حفظ کرامت و عفاف ندارد.
کرامت زنانه به معنای به رسمیت شناختن تفاوتهای تکوینی در عین برابری در ارزش انسانی است. عدالت جنسیتی از منظر اسلامی، به معنای تشابه کامل وظایف نیست، بلکه به معنای قرار گرفتن هر فرد در جایگاهی است که استعدادها و ظرفیتهای وجودی او را شکوفا کند و خانواده را به عنوان سلول بنیادین جامعه حفظ نماید.
فراسوی زنجیرها؛ بازگشت به خویشتن انسانی
رهایی از زنجیرهای شهوت، نیازمند یک بازنگری عمیق فرهنگی است. تا زمانی که رسانهها، نظام آموزشی و سبک زندگی، ارزش زن را با ظاهر او بسنجند، نمیتوان از کرامت سخن گفت. بازگشت به الگوی کرامتمحور اسلامی، به معنای احیای حیا به عنوان یک فضیلت اخلاقی برای هر دو جنس، تقویت نهاد خانواده و مقابله فرهنگی با کالاشدگی تن زن است.
زن مسلمان امروز، وارث شکوهی تاریخی است که از متن تاریکی جاهلیت سر برآورده و میتواند با تکیه بر هویت اصیل خود، هم از آفت تحجر و خانهنشینی تحمیلی عبور کند و هم در برابر موج ابتذال و برهنگی مدرن بایستد. این همان «فراسوی زنجیرهای شهوت» است؛ جایی که زن نه شیء است و نه حاشیه، بلکه انسان است؛ انسانی کریم، انتخابگر و اثرگذار در ساختن جامعهای سالم و متعالی.
نظرات (0)