بعد از حواشی برنامههایی مانند «بلایند دیت» در ایران، به نظر میرسد باید با یک واقعیت جدید کنار بیاییم؛ اینترنت دیگر فقط ابزار سرگرمی یا کار نیست، بلکه به یکی از مهمترین بسترهای شکلگیری روابط عاطفی تبدیل شده است. اگرچه هنوز قضاوتها درباره خوب یا بد بودن این پدیده ادامه دارد، اما انکار آن دیگر ممکن نیست؛ آشنایی برخط به بخشی از سبک زندگی نسل جدید بدل شده است.
از یک اتاق گفتوگوی قدیمی تا ازدواج
نقطه آغاز این داستان به سال ۱۹۸۲ بازمیگردد؛ زمانی که رایانههای شخصی تازه از راه رسیده بودند. «کریس دان» و «پم جنسن» در یکی از نخستین اتاقهای چت اینترنتی با یکدیگر آشنا شدند و همین گفتوگوی ساده در نهایت به ازدواج انجامید. در آن سالها، اینکه دو نفر بدون دیدن یکدیگر دل ببازند، آنقدر غیرعادی بود که حتی خانوادهها هم آن را جدی نمیگرفتند و کسی تصور نمیکرد همین تجربه فانتزی، روزی به رایجترین شیوه آشنایی جوانان تبدیل شود.
دلیل این شگفتی روشن بود؛ تا همین چند دهه پیش، دایره آشنایی هر فرد به چهارچوبهای محدودی خلاصه میشد: خانه، محله، اقوام، دانشگاه و محیط کار. حتی اگر فرد جدیدی وارد این دایره میشد، معمولا یک واسطه آشنا و معتمد برای معرفی وجود داشت. اینترنت تمام این مرزهای سنتی را در هم شکست و این امکان را فراهم کرد که بدون هیچ نقطه اشتراک قبلی، با فردی در سوی دیگر جهان همکلام شوید.
آمارها چه میگویند؟
گستره این تغییر را میتوان در آمارهای پژوهشی بهویژه در ایالات متحده بهوضوح دید. بر اساس نظرسنجی مرکز پژوهشی «پیو»، از هر ۱۰ بزرگسال آمریکایی، سه نفر حداقل یک بار از اپلیکیشنها و وبسایتهای دوستیابی استفاده کردهاند. این رقم در میان جوانان ۱۸ تا ۲۹ سال به ۵۳ درصد میرسد؛ یعنی بیش از نیمی از نسل جوان تجربه حضور در این فضا را داشتهاند.
پژوهشی که «توماس» و «روزنفیلد» در سال ۲۰۱۲ انجام دادند، روند صعودی این پدیده را نشان میدهد. در میان زوجهای مورد بررسی که بین سالهای ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۸ ازدواج کرده بودند، تنها ۳.۹ درصد آشنایی خود را مدیون اینترنت بودند. این سهم برای ازدواجهای بین سالهای ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۳ به ۱۱ درصد و برای سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۶ به ۲۰ درصد افزایش یافت. پژوهش دیگری که در بازه ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۵ انجام شد، همبستگی معناداری میان افزایش پهنای باند اینترنت و افزایش ازدواجهای آنلاین در گروه سنی ۲۱ تا ۳۰ سال نشان داد؛ بهطوری که سهم آشناییهای اینترنتی در این گروه از ۱۳ درصد به ۳۰ درصد رسید.
مطالعه دانشگاه استنفورد نیز تأیید میکند که امروزه میلیونها نفر در قاره آمریکا برای یافتن شریک عاطفی یا تجربه یک رابطه رمانتیک به اینترنت مراجعه میکنند؛ در حالی که بخش بزرگی از این افراد پیش از آشنایی مجازی، هیچ شناختی از یکدیگر نداشتهاند.
تفاوت نگاه ایرانی و غربی به آشنایی
با این حال، پذیرش این الگو برای جامعه ایرانی پیچیدگیهای خاص خود را دارد. در فرهنگ غربی، آشنایی و قرار ملاقات لزوما به معنای تصمیم قطعی برای ازدواج نیست؛ دو نفر ممکن است ماهها برای شناخت یکدیگر وقت بگذارند و سپس تصمیم بگیرند مسیر مشترک را ادامه دهند یا جدا شوند. اما در ایران، واژه «آشنایی» از همان ابتدا بار معنایی سنگین «همسریابی» و تشکیل خانواده را به دوش میکشد.
به همین دلیل، پلتفرمهای رسمی داخلی همواره تلاش کردهاند با عنوان «تسهیل ازدواج» فعالیت خود را توجیه و مشروعیت کسب کنند. نکته قابل توجه این است که بخش عمده آشناییهای آنلاین امروز در ایران اصلا از مسیر این پلتفرمهای رسمی نمیگذرد. اینستاگرام و تلگرام، بدون آنکه تابلوی «همسریابی» داشته باشند، عملا به بزرگترین بسترهای غیررسمی آشنایی تبدیل شدهاند و به همین دلیل نیز آسیبهای بیشتری را به همراه آوردهاند.
پارادوکس انتخاب؛ وقتی گزینهها بیش از حد میشوند
یکی از مهمترین پیامدهای فضای مجازی، انفجار تعداد گزینههای پیش رو است. در گذشته، انتخابها به دایره کوچک و قابل پیشبینی محله و اطرافیان محدود بود، اما امروز کاربر در برابر سیل هزاران پروفایل قرار میگیرد. در نگاه اول، این تعدد فرصت بیشتری برای یافتن فرد مناسب فراهم میکند، اما در عمل میتواند به سردرگمی و بنبست ذهنی منجر شود.
دادههای مرکز پیو نشان میدهد ۳۷ درصد از کاربران اپلیکیشنهای دوستیابی اعتراف کردهاند که فراوانی گزینهها، تصمیمگیری را برایشان به تجربهای طاقتفرسا تبدیل کرده است. این وضعیت به پدیدهای منجر میشود که کارشناسان از آن بهعنوان «کالایی شدن انسان» یاد میکنند؛ جایی که هر فرد در چند عکس ویرایششده و چند خط توضیح خلاصه میشود و انتخاب شریک عاطفی شباهتی نگرانکننده به ورق زدن لیست خرید سوپرمارکت پیدا میکند. فراموش میکنیم که انسانها برخلاف کالاهای قفسه فروشگاه، موجوداتی پیچیده با احساسات و داستانهای منحصر به فرد هستند و نمیتوان آنها را با معیارهای سطحی سنجید.
الگوریتمها عاشق نمیشوند
اپلیکیشنهای دوستیابی تلاش میکنند با کمک هوش مصنوعی و الگوریتمهای پیچیده، نقش واسطه سنتی را ایفا کنند. آنها اطلاعاتی مانند سن، محل زندگی، علایق و سبک زندگی را ترکیب میکنند تا به کاربر بگویند چه کسی با او سازگارتر است. اما واقعیت این است که عشق را نمیتوان در جدول اکسل خلاصه کرد؛ نمیتوان قد، سن و سلیقه موسیقی را وارد فرمول کرد و انتظار داشت در پایان، معجزهای رخ دهد.
الگوریتمها شاید بتوانند شباهتهای ظاهری را شناسایی کنند، اما تضمینی برای شکلگیری صمیمیت واقعی نیست. چه بسیار دو نفری که روی کاغذ از هر نظر هماهنگ به نظر میرسند، اما در نخستین دیدار حضوری حرفی برای گفتن ندارند؛ و برعکس، دو نفری که هیچ الگوریتمی آنها را کنار هم قرار نمیدهد، در دنیای واقعی بهترین تکیهگاه یکدیگر میشوند.
فرصت یا تهدید؛ چگونه هوشیار بمانیم؟
آشنایی اینترنتی را نه باید یک تهدید مطلق دانست و نه یک راه حل جادویی. این فضا میتواند فرصتی ارزشمند برای افرادی باشد که دایره اجتماعی محدودی دارند تا با کسانی آشنا شوند که در زندگی روزمره هرگز با آنها برخورد نمیکردند. اما همزمان باید به خاطر داشت که پروفایل، تمام واقعیت یک انسان نیست. عکسها ممکن است قدیمی یا ویرایششده باشند، اطلاعات ناقص باشد و افراد معمولا بهترین نسخه از خود را به نمایش بگذارند.
حتی در جامعهای مانند آمریکا که فرهنگ «سوایپ» یا انتخاب سریع بر اساس ظاهر سالهاست جا افتاده، تنها ۵۳ درصد از کاربران تجربه خود از این پلتفرمها را مثبت ارزیابی کردهاند و ۴۶ درصد از تجربه منفی گفتهاند. در ایران که هنوز این شیوه به هنجار غالب تبدیل نشده و بخش مهمی از آشناییها همچنان از مسیر خانواده، دانشگاه و محیط کار میگذرد، احتیاط اهمیتی دوچندان دارد؛ بهویژه زمانی که با آمار بالای طلاق مواجه هستیم و افزودن یک مسیر جدید بدون آگاهی میتواند دردسرهای تازهای ایجاد کند.
کارشناسان توصیه میکنند اگر قصد ورود به این مسیر را دارید، چند اصل را جدی بگیرید: اطلاعات شخصی و مالی خود را به سرعت در اختیار طرف مقابل قرار ندهید، برای دیدار نخست حتما مکان عمومی و امن را انتخاب کنید، در راستیآزمایی هویت و گفتههای فرد مقابل عجله نکنید و مهمتر از همه، رابطه را در صفحه گوشی متوقف نکنید. خانواده را در جریان بگذارید؛ زیرا هر رابطهای که قرار باشد به پیوندی واقعی بینجامد، دیر یا زود باید از دنیای مجازی خارج شود و در دنیای واقعی معنا پیدا کند.
نظرات (0)