نوشهر این روزها تنها یک شهر ساحلی در کنار دریای خزر نیست؛ شهری است که نام و تصویر جوانی از جنس دریا را هر روز مرور میکند. بر دیوارها، تابلوهای شهری و گوشهوکنار خیابانها، چهره آرام افسر جوانی دیده میشود که هنوز پیکرش به خانه بازنگشته است؛ شهید عماد هرمزی، افسر عملیات ناوشکن نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران.
خبر شهادت او به شهر رسیده، تصویرش در قابها نشسته و فرماندهان و همرزمانش از ویژگیهایش گفتهاند، اما برای خانواده هرمزی، میان تصویری که بازگشته و پیکری که هنوز چشمانتظار است، فاصلهای سنگین و دردناک وجود دارد.
۱۰ ماه پای مأموریت؛ بیمرخصی کنار وطن
به گفته پدر شهید، عماد جوانی مسئولیتپذیر بود که انجام وظیفه را بر آسایش شخصی ترجیح میداد. او درباره فرزندش میگوید: «عماد پای کار و وطنش ماند و برای انجام مسئولیتی که بر عهده داشت تا آخر ایستاد.»
این پایبندی در روایت فرمانده نیروی دریایی راهبردی ارتش نیز بازتاب دارد. امیر دریادار شهرام ایرانی با اشاره به دوری طولانی این افسر جوان از خانه گفت: شهید هرمزی حدود ۱۰ ماه به مرخصی نیامده بود و در تمام این مدت درگیر مأموریت و مسئولیت خود در ناوشکن بود.
برای خانواده، این ۱۰ ماه مجموعهای از روزهای انتظار بود؛ روزهایی که هر تماس و هر خبر، امید بازگشت را زنده میکرد، اما عماد ماندن در محل مأموریت را انتخاب کرده بود. دریادار ایرانی در دیدار با خانواده شهید هرمزی تأکید کرد: «زمانی که در کنار شهید هرمزی قرار گرفتم، احساس کردم همان چیزی را که از او انتظار داشتهاند انجام داده است؛ حتی اگر قرار باشد برای انجام مأموریت خود بازنگردد.»
به گفته فرمانده نیروی دریایی، اگرچه امروز حضور فیزیکی شهدا در کنار همرزمانشان نیست، اما روحیه، عزم و مسیر آنان در میان کارکنان نیروی دریایی ادامه دارد و مسئولیت همرزمان شهدا اکنون سنگینتر شده است تا با همان اراده، مأموریتها را پی بگیرند.
عکسی که خودش برای اعلامیه انتخاب کرد
در میان خاطرات بهجامانده از شهید هرمزی، یک عکس جایگاه ویژهای دارد؛ عکسی که خود او پیش از آخرین مأموریت برای خانواده فرستاد. پدر شهید روایت میکند که وقتی از عماد پرسیده چرا این عکس را فرستاده است، پاسخ شنیده: «وقتی شهید شدم، همین عکس را روی اعلامیه من بزنید.»
آن روز شاید این جمله تنها یک سفارش به نظر میرسید، اما امروز همان تصویر به نماد یادبود او در نوشهر تبدیل شده است. چهرهای آرام که خود انتخابش کرده بود، اکنون بر اعلامیه و تابلوهای شهری نقش بسته و مردم شهر او را با همان قاب به یاد میآورند. پدر با اندوه میگوید: «هنوز پیکری از عماد برنگشته است و شاید خود او اینگونه دوست داشت.»
جمله دیگری از شهید نیز در خانه هرمزی ماندگار شده است؛ جملهای که نگاه او به زندگی و سختیهای مسیر را نشان میدهد: «با خدا رو راست باشید؛ خدا هر کسی را بیشتر دوست داشته باشد، لپش را بیشتر فشار میدهد.» پدر میگوید این جمله باید سردر خانه قاب شود؛ جملهای که امروز برای خانوادهای چشمانتظار، معنایی دیگر یافته است.
از دانشگاه علوم دریایی نوشهر تا عرشه ناوشکن
برای شناخت بهتر شخصیت شهید هرمزی باید به سالهای تحصیل او در دانشگاه علوم دریایی امام خمینی (ره) نوشهر بازگشت؛ جایی که شخصیت علمی، نظامی و اخلاقی او شکل گرفت.
دریادار ابوطالب مطلبی، فرمانده دانشگاه علوم دریایی امام خمینی (ره) نوشهر، در گفتوگو با خبرگزاری مهر، شهید هرمزی را یکی از دانشجویان ویژه و خاص دانشگاه توصیف کرد و گفت: این شهید در زمینههای علمی، نظامی، اخلاقی و شخصیتی جایگاه برجستهای داشت.
به گفته دریادار مطلبی، خدمت در ناوشکنها از حساسترین و تخصصیترین بخشهای نیروی دریایی است و برای آن بهترین افسران و کارکنان انتخاب میشوند. شهید هرمزی نیز در شمار همین نیروهای برگزیده قرار داشت و پس از دانشآموختگی به عنوان افسر عملیات ناوشکن به خدمت مشغول شد؛ جایگاهی که او را در قلب مأموریتهای تخصصی و رزمی یک شناور سطحی قرار میداد.
دریادار مطلبی تأکید کرد: «شهید هرمزی افسر عملیات ناوشکن بود و از بهترین نیروهای نیروی دریایی ارتش به شمار میرفت.» او از محیط آموزش دانشگاه به عرشه ناوشکن رسید و آنچه در سالهای تحصیل آموخته بود را در میدان واقعی به کار گرفت. به گفته فرمانده دانشگاه، انتخاب او برای چنین مسئولیتی نتیجه توانمندیهای حرفهای و تخصصیاش بود.
این روایت در کنار گفتههای خانواده، تصویری کاملتر از عماد ارائه میدهد؛ جوانی که هم در خانه، پای عهد خود با وطن ایستاد و هم در محیط نظامی، شایستگیاش را برای پذیرش یکی از مسئولیتهای کلیدی نیروی دریایی اثبات کرد.
نوشهر در انتظار بازگشت پیکر فرزند دریا
در شهری که دریا بخشی از هویت آن است، نام عماد هرمزی نیز با دریا گره خورده است. او زندگی حرفهای خود را در نیروی دریایی ادامه داد و سرانجام در همین مسیر به شهادت رسید. امروز تصویر او بخشی از سیمای شهر شده، اما خبر شهادت در کنار قاب عکس، جای خالی پیکر را پر نمیکند.
مردم نوشهر هر بار که از مقابل تصویر او عبور میکنند، قصه جوانی را به یاد میآورند که فرصت بازگشت به خانه را نیافت، اما انتخابش برای ماندن پای مسئولیت، پیش از بازگشت پیکرش، در ذهن شهر ماندگار شد.
مجمعه عروسی برای شهیدی که داماد نشد
در پایان این انتظار، مردم نوشهر کوشیدند یاد شهید هرمزی را نه فقط با نصب تصویر، بلکه با آیینی از جنس زندگی گرامی بدارند. در مراسم یادبود او، مادران و دختران شهر برایش «مجمعه عروسی» گرفتند؛ رسمی دیرین در مازندران که برای جوانان برپا میشود و در آن آرزوی تشکیل زندگی و رسیدن به روزهای خوش آینده گرامی داشته میشود.
مجمعهای که این بار برای عماد آماده شد، معنایی متفاوت داشت. جوانی که فرصت رسیدن به روز دامادی را پیدا نکرد و پیش از آنکه در کنار خانواده جشن ازدواج بگیرد، راهی مأموریتی شد که بازگشتی از آن نداشت. این رسم محلی در یادبود او به تصویری از آرزویی ناتمام بدل شد؛ گویی مادران و دختران نوشهر، در غیاب او، سهم خود را در بدرقه جوانی ادا کردند که قرار بود روزی داماد شود اما سرنوشت برایش قاب شهادت را رقم زد.
عماد هرمزی هنوز به خانه بازنگشته است، اما قابش در نوشهر مانده، نامش در میان مردم جاری است و روایت زندگیاش از همان نقطهای ادامه مییابد که خود انتخاب کرده بود؛ پای کار، پای وطن و پای عهدی که برای دفاع از ایران بسته بود.
نظرات (0)