وقتی نام خودروهای شوتی به میان می‌آید، بیشتر افراد خودرویی را تصور می‌کنند که با سرعت سرسام‌آور و بار قاچاق از جاده‌ای فرعی عبور می‌کند. اما گفت‌وگوی خبرگزاری مهر با یکی از رانندگان این خودروها نشان می‌دهد ماجرا بسیار پیچیده‌تر از یک رانندگی پرخطر است؛ زنجیره‌ای سازمان‌یافته که از سفارش‌دهنده کالا تا واسطه، جاساز و تعمیرکار را در بر می‌گیرد و راننده تنها آخرین حلقه آن است.

بار شوتی‌ها فقط پوشاک و سیگار نیست

تصور عمومی این است که شوتی‌ها عمدتا پوشاک، سیگار، آدامس، لوازم برقی، عطر یا نوشیدنی قاچاق جابه‌جا می‌کنند. این راننده اما می‌گوید فهرست کالاها به مراتب متنوع‌تر و گاه غافلگیرکننده است. به گفته او، گاهی پیشنهاد حمل قطعات موتورسیکلت‌های سنگین را دریافت می‌کند؛ قطعاتی که برای قابل حمل شدن با سواری، کاملا باز و تفکیک می‌شوند، در نقاط مختلف خودرو جاسازی می‌شوند و پس از عبور از مسیر، دوباره مونتاژ می‌شوند.

او تأکید می‌کند محموله شوتی الزاما چند کارتن ساده نیست. بسته به سفارش، ممکن است از کالاهای مصرفی روزمره تا قطعات گران‌قیمت خودرو و اقلام تخصصی با ارزش بسیار بالا را شامل شود. همین تفکیک و جاسازی حرفه‌ای باعث می‌شود در صورت توقیف ظاهری، کشف کل محموله دشوار باشد و ارزش واقعی بار پنهان بماند.

وقتی راننده هم نمی‌داند چه حمل می‌کند

تکان‌دهنده‌ترین بخش روایت این راننده به محموله‌هایی مربوط می‌شود که خود او نیز از ماهیت دقیق آن‌ها بی‌خبر بوده است. او نمونه‌ای را بازگو می‌کند که در میان بار به ظاهر عادی نوشابه انرژی‌زای قاچاق، تعداد زیادی آمپول پزشکی غیرمجاز و بسیار گران‌قیمت جاسازی شده بود؛ اقلامی که ارزش هر واحد آن‌ها می‌تواند به مبالغ هنگفتی برسد.

به گفته این راننده، در چنین مواردی او تصور می‌کرده بار معمولی حمل می‌کند، در حالی که بخش دیگری از محموله بدون اطلاع او بسته‌بندی و در خودرو پنهان شده بود. هرچند این بی‌اطلاعی مسئولیت قانونی راننده را از بین نمی‌برد، اما نشان می‌دهد همه اعضای زنجیره قاچاق به یک اندازه از نوع و ارزش کالا آگاه نیستند و راننده گاه قربانی اعتماد به سفارش‌دهنده و واسطه‌هاست. او می‌گوید بار را خودش بسته‌بندی نکرده و حتی تصوری از تبعات حمل آن نداشته است.

خودروهایی که برای جنگ در جاده آماده می‌شوند

برخلاف تصور، خودروی شوتی معمولا یک خودروی عادی نیست. به گفته این راننده، بخش مهمی از ماجرا پیش از حرکت و در تعمیرگاه‌ها رقم می‌خورد. برخی خودروها با هدف افزایش شتاب و قدرت فرار به طور اساسی تقویت می‌شوند؛ از ارتقای موتور و سیستم تعلیق گرفته تا تغییرات فنی برای تحمل سرعت‌های بالا در مسافت طولانی.

فراتر از تقویت موتور، برخی خودروها به تجهیزاتی مجهز می‌شوند که صراحتا برای فرار از تعقیب پلیس طراحی شده‌اند. این راننده به سه مورد اشاره می‌کند:

  • سامانه روغن‌ریزی: با فعال شدن آن، سطح آسفالت پشت خودرو لغزنده می‌شود و خودروی تعقیب‌کننده تعادل خود را از دست می‌دهد.
  • سامانه میخ‌پاشی و مانع‌ریزی: برای پنچر کردن و متوقف کردن خودروهای پلیس در تعقیب.
  • سامانه دودزا: با پخش دود غلیظ، میدان دید مأموران را به شدت کاهش می‌دهد.

البته او تأکید می‌کند همه شوتی‌ها چنین تجهیزاتی ندارند، اما همین که چنین فناوری‌هایی در حاشیه این پدیده شکل گرفته، از وجود یک شبکه فنی سازمان‌یافته حکایت دارد.

حلقه پنهان؛ پای تعمیرکاران در میان است

اگر خودرویی قرار است با سرعت ۱۸۰ کیلومتر بر ساعت از دست پلیس فرار کند و در عین حال روغن یا میخ در جاده بریزد، بدون دانش فنی یک مکانیک ماهر ممکن نیست. به همین دلیل، کارشناسان معتقدند برای مقابله ریشه‌ای با پدیده شوتی، نباید فقط سراغ راننده رفت.

فردی که آگاهانه خودرو را به سامانه روغن‌ریزی یا دودزا مجهز می‌کند، عملا ظرفیت یک رفتار پرخطر و مجرمانه را ایجاد کرده است. این حلقه فنی گرچه در جاده دیده نمی‌شود، اما بدون آن بخش بزرگی از توان فرار شوتی‌ها شکل نمی‌گیرد. برخورد با این شبکه پشتیبان، به اندازه توقیف خودرو در جاده اهمیت دارد.

تعقیب و گریز؛ از قاچاق تا تهدید جان مردم

به گفته این راننده، تعقیب و گریز بخش جدایی‌ناپذیر کار شوتی‌هاست. معمولا پس از مشاهده مأموران، راننده ناچار به فرار با سرعت بالا می‌شود و در مواردی کار به تیراندازی نیز می‌کشد. در این لحظه، پرونده از یک قاچاق کالا به تهدیدی مستقیم علیه امنیت جاده تبدیل می‌شود.

خودرویی که برای فرار تقویت شده، با سرعت غیرمجاز در جاده عمومی حرکت می‌کند؛ جاده‌ای که خانواده‌ها و خودروهای عادی نیز در آن حضور دارند. در چنین شرایطی یک لغزش کوچک یا یک تصمیم آنی می‌تواند به تصادفی مرگبار با چندین کشته منجر شود. به همین دلیل، هزینه شوتی‌گری فقط متوجه راننده و صاحب بار نیست؛ بلکه جان شهروندان، امنیت روانی جاده‌ها و حتی تولید داخلی و اقتصاد کشور را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد، در حالی که سود آن تنها به جیب گروهی محدود می‌رود.

چرا توقیف خودرو کافی نیست؟

این راننده و تحلیل ارائه شده در گزارش مهر بر یک نکته کلیدی تأکید دارند: راننده آخرین حلقه زنجیره است. زنجیره از سفارش‌دهنده اصلی کالا و تأمین‌کننده آغاز می‌شود، از واسطه‌ها و افرادی که بار را جاسازی می‌کنند عبور می‌کند و به تعمیرگاهی می‌رسد که خودرو را برای فرار آماده کرده است.

اگر برخوردها تنها به دستگیری راننده و توقیف خودرو محدود شود و صاحبان اصلی بار، سازمان‌دهندگان انتقال و تجهیزکنندگان فنی بدون پیگرد بمانند، این چرخه به سرعت بازتولید می‌شود. مقابله مؤثر نیازمند عبور از «راننده‌محوری» و هدف قرار دادن کل شبکه است؛ در کنار آن، ایجاد اشتغال پایدار به‌ویژه در مناطق مرزی و توسعه سامانه‌های کنترل هوشمند مسیر و پایش خودروها نیز به عنوان راهکارهای پیشگیرانه ضروری عنوان می‌شود.

زندگی دوگانه پشت فرمان

روایت این راننده وجه انسانی کمتر دیده‌شده‌ای هم دارد. او از نگرانی خانواده‌اش می‌گوید؛ از برادر دانشجویی که خانواده نمی‌خواهد وارد این مسیر شود، از فشار پنهان کردن شغل واقعی از اطرافیان و از دغدغه آبرو و آینده. او می‌گوید بسیاری از شوتی‌ها شغل ثابت ندارند و زندگی دوگانه‌ای را تجربه می‌کنند.

به گفته او، برخی رانندگان برای فرار از شناسایی از پلاک جعلی روی پلاک اصلی استفاده می‌کنند، اما در فاصله بین دو بار و برای کارهای روزمره مانند فعالیت در تاکسی‌های اینترنتی، دوباره پلاک واقعی را نصب می‌کنند. این رفت و آمد میان زندگی عادی و درآمد پرخطر اما وسوسه‌انگیز، نشان می‌دهد شوتی‌گری برای عده‌ای نه یک هویت دائمی، بلکه راهی پرخطر برای کسب درآمد بیشتر است؛ راهی که اگرچه تخلف و جرم آن قابل چشم‌پوشی نیست، اما شناخت انگیزه‌ها و حلقه‌های مختلف آن برای سیاست‌گذاری دقیق‌تر ضروری است.

در نهایت، پدیده شوتی صرفا ماجرای چند خودروی تندرو نیست؛ بازتابی از یک شبکه قاچاق سازمان‌یافته است که جاده تنها ویترین آن محسوب می‌شود و برای مهار آن باید فراتر از جاده و فراتر از راننده نگریست.