وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با تأکید بر جایگاه تمدنی و فرهنگی ایران، گفت این سرزمین ظرفیت نامتناهی برای روایتگری و حضور مؤثر در سپهر عمومی جهان دارد و جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی می‌تواند بستری برای شناسایی و حمایت از روایتگران توانمند ایران در عرصه بین‌الملل باشد.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دولت، سید عباس صالحی در مراسم نخستین دوره «جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی» که با هدف شناسایی، معرفی و حمایت از روایتگران مؤثر ایران در خارج از کشور برگزار شد، به تبیین ابعاد مختلف ظرفیت‌های روایی ایران پرداخت.

ایران در زمره کانون‌های بزرگ تمدن جهانی

صالحی با بیان اینکه ایران سرزمین تمدن و یکی از کهن‌ترین تمدن‌های تاریخ بشری است، اظهار کرد: کشور ما از نظر میراث جهانی در جمع ۱۰ کشور نخست دنیا قرار دارد و در حوزه میراث فرهنگی ناملموس نیز رتبه چهارم جهان را در اختیار دارد. این جایگاه نشان می‌دهد که عمق تاریخی و فرهنگی ایران تا چه اندازه گسترده و قابل اتکاست.

وی با اشاره به تنوع اقلیمی کم‌نظیر ایران افزود: سرزمین ایران از زیبایی‌های طبیعی چشم‌نوازی برخوردار است و تنوع آب‌وهوایی آن، از کوهستان‌های برف‌گیر تا کویرهای گرم و سواحل نیلگون، فرصت ارزشمندی برای معرفی جاذبه‌های طبیعی و توسعه روایت‌های گردشگری فراهم کرده است.

پیوند هزاران‌ساله علم، فناوری و تمدن

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود به پیشینه علمی ایران اشاره کرد و گفت: در طول هزاران سال، تمدن ایرانی بر پایه دانش و فناوری شکل گرفته است. نمونه‌هایی چون شهر سوخته، شیوه‌های کهن استحصال آب، قنات جهانی گناباد، دانشگاه جندی‌شاپور و مجموعه ربع رشیدی، همگی گواه پیوند عمیق میان علم و تمدن در این سرزمین هستند.

صالحی ادامه داد: اگرچه ایران پیش از انقلاب اسلامی در رتبه‌های پایین تولید علم جهان قرار داشت، اما امروز به جمع کشورهای برتر علمی جهان پیوسته و در برخی حوزه‌های پیشرفته مانند نانوفناوری، جایگاهی تک‌رقمی در اختیار دارد. این جهش علمی خود بخشی از روایت پیشرفت ایران معاصر است که باید به درستی بازنمایی شود.

فلسفه، عرفان و شعر؛ سه ستون هویت روایی ایران

وی ایران را سرزمین فلسفه و حکمت توصیف کرد و گفت: از حکمت خسروانی در دوران باستان تا مکاتب فلسفی بزرگانی چون ابن‌سینا، شیخ اشراق و ملاصدرا، ایران همواره کانون اندیشه‌ورزی بوده است. همچنین پیش و پس از اسلام، ایران یکی از مهم‌ترین خاستگاه‌های عرفان و معنویت در جهان به شمار رفته است.

وزیر فرهنگ با اشاره به جایگاه شعر در فرهنگ ایرانی خاطرنشان کرد: شعر در ایران پیشینه‌ای بسیار طولانی دارد و پس از ورود اسلام به یک رسانه فراگیر و در عین حال تخصصی در جامعه ایرانی تبدیل شد. اگر بخواهیم فهرستی از ده شاعر برجسته جهان تهیه کنیم، بی‌تردید نام فردوسی، خیام، سعدی، حافظ و مولوی در صدر آن خواهد بود. همین سرمایه ادبی، ظرفیتی بی‌بدیل برای گفت‌وگو با جهان فراهم می‌کند.

تنوع هنری و قومی؛ سرمایه‌ای برای روایت ایران امروز

صالحی تنوع هنری ایران را نتیجه تداوم تاریخی، گوناگونی اقلیمی و تکثر قومی دانست و اظهار کرد: ردیف موسیقی ایرانی، تعزیه، موسیقی بخشی خراسان، نقالی، نگارگری و خوشنویسی تنها بخشی از این میراث گسترده هنری هستند که هر یک می‌توانند دریچه‌ای برای معرفی فرهنگ ایرانی به جهانیان باشند.

وی همچنین با اشاره به نقش ممتاز ایرانیان در خدمت به تمدن اسلامی گفت: ایرانیان پس از پذیرش اسلام با تمام وجود به آن دل بستند و در گسترش دانش، فرهنگ و معارف اسلامی نقشی بی‌بدیل ایفا کردند.

وزیر فرهنگ تأکید کرد: تنوع قومی، دینی و مذهبی در ایران در طول تاریخ کم‌نظیر بوده و همین تکثر، خود می‌تواند بخشی مهم از روایت ایران معاصر باشد؛ روایتی که از همزیستی و پیوند فرهنگی حکایت دارد.

روحیه مقاومت و ظرفیت نامتناهی روایتگری

صالحی با بیان اینکه ایران در طول تاریخ در برابر بیگانگان تسلیم نشده است، این ویژگی را یکی از عناصر هویتی جامعه ایرانی دانست و افزود: این روحیه مقاومت در سال‌های اخیر نیز به‌روشنی به نمایش گذاشته شده و بخشی از تصویر واقعی ایران امروز را شکل می‌دهد.

وی تصریح کرد: ایران ظرفیت گسترده‌ای برای روایتگری و تصویرسازی در ابعاد مختلف فرهنگی، علمی، هنری و اجتماعی دارد و آنچه تاکنون انجام شده تنها گوشه‌ای از این توان عظیم است. دشمنان ایران می‌کوشند کشور را منزوی کنند و صدای ایران را در عرصه جهانی محو سازند، اما این ظرفیت نامتناهی، امکان خنثی‌سازی این تلاش‌ها را فراهم می‌کند.

وزیر فرهنگ در پایان با قدردانی از سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و فعالان فرهنگی داخل و خارج از کشور گفت: با وجود تلاش‌های استکبار جهانی و صهیونیسم برای خاموش کردن صدای ایران، فعالان فرهنگی و رسانه‌ای توانسته‌اند این صدا را رساتر به گوش جهانیان برسانند و نخستین دوره جایزه دیپلماسی فرهنگی و عمومی می‌تواند زمینه‌ساز تصویرسازی‌های بهتر، جذاب‌تر و مؤثرتر از ایران باشد.

سیمایی صراف: دیپلماسی فرهنگی باید به دیپلماسی اجتماعی تبدیل شود

در ادامه این مراسم، حسین سیمایی صراف وزیر علوم، تحقیقات و فناوری با تأکید بر ضرورت تحول در رویکردهای فرهنگی گفت: در شرایط دشوار کنونی، دیپلماسی فرهنگی باید به دیپلماسی اجتماعی ارتقا یابد. در گذشته دیپلماسی فرهنگی عمدتاً بر نمایش داشته‌ها متمرکز بود؛ اینکه چه شاعران، نویسندگان، میراث و کتاب‌هایی داریم، اما تجربه نهادهای پیشرو نشان می‌دهد اثر پایدار نه در نمایش میراث، بلکه در ایجاد رابطه، اعتماد و تعامل متقابل شکل می‌گیرد.

وی افزود: اگر یک استاد ایرانی و یک استاد خارجی چند سال با یکدیگر همکاری کنند، دانشجو تربیت کنند، مقاله مشترک بنویسند و پروژه علمی اجرا کنند، اعتمادی عمیق شکل می‌گیرد که مهم‌ترین زیرساخت دیپلماسی در روزهای سخت است. باید ارزیابی کنیم که در یک سال چند رابطه پایدار خلق کرده‌ایم و چند استاد، هنرمند، روزنامه‌نگار، دانشجو و کارآفرین در جامعه میزبان به درستی با ایران آشنا شده‌اند.

وزیر علوم با اشاره به اهمیت ارتباط با ایرانیان خارج از کشور اظهار کرد: پیش از برقراری ارتباط مؤثر با جهان، باید بتوانیم با جامعه ایرانی خودمان، به‌ویژه «ایرانیان خاکستری» پیوند برقرار کنیم؛ کسانی که ممکن است منتقد باشند، از سیاست رسمی ناراضی باشند یا تجربه تلخ مهاجرت داشته باشند، اما دشمن ایران نشده‌اند. همه این افراد، ایرانی هستند و باید مورد احترام و تکریم قرار گیرند.

سیمایی صراف تفکیک تعلق ملی از تعلقات سیاسی را ضروری دانست و گفت: اگر هر منتقد را دشمن و هر فرد فاصله‌گرفته را بیگانه تلقی کنیم، بخش بزرگی از سرمایه انسانی و عاطفی ایران را از دایره «ما ایرانیان» خارج کرده‌ایم. بسیاری از ایرانیان می‌توانند نقش پل ارتباطی را ایفا کنند، به شرط آنکه فضای امن و محترمانه برای نقش‌آفرینی آنان فراهم باشد.

سه سرمایه رایزنان فرهنگی؛ شناخت، اعتماد و رابطه

وزیر علوم دیپلماسی اجتماعی را گامی فراتر از دیپلماسی سنتی و دیپلماسی عمومی دانست و توضیح داد: دیپلماسی سنتی رابطه دولت با دولت است، دیپلماسی عمومی رابطه دولت با جامعه است، اما دیپلماسی اجتماعی بر ارتباط جامعه با جامعه تأکید دارد؛ دانشگاه ایرانی با دانشگاه خارجی، هنرمند ایرانی با هنرمند خارجی و جوان ایرانی با جوان خارجی. در این الگو دولت نباید مالک تمام ارتباطات باشد، بلکه باید زیرساخت این پیوندها را فراهم کند.

وی سه سرمایه اصلی مورد نیاز رایزنان فرهنگی را «شناخت، اعتماد و رابطه» عنوان کرد و گفت: شناخت یعنی دیگران تصویر درست‌تری از ایران داشته باشند و ما روایتگر دقیقی باشیم؛ اعتماد یعنی هنگام اختلاف، رابطه را قطع نکنیم؛ و رابطه یعنی زمانی که سیاست رسمی با دشواری مواجه است، همچنان پل‌هایی برای عبور باقی بماند.

سیمایی صراف خاطرنشان کرد: هنر دیپلماسی فرهنگی در این است که وقتی دو طرف اختلاف دارند، پل ارتباطی همچنان پابرجا بماند. مأموریت نسل جدید رایزنان فرهنگی این است که نه‌تنها ایران را به جهان معرفی کنند، بلکه ایرانیان را دوباره به یکدیگر و ایران را دوباره به جهان پیوند دهند.

وی همچنین بر ضرورت همکاری نزدیک میان سفرا، رایزنان علمی و رایزنان فرهنگی تأکید کرد و افزود: در مناطقی که رایزن علمی حضور ندارد، رایزن فرهنگی می‌تواند بخشی از این نقش را بر عهده گیرد و در موارد متعددی رایزنان فرهنگی توانسته‌اند با صمیمیت و دلسوزی، به عنوان پل ارتباطی میان جوانان و دانشجویان خارجی با دانشگاهیان ایرانی عمل کنند.