انتشار ویدیوهایی از یک مسابقه تنیس در باشگاه انقلاب تهران در روزهای اخیر، بحثهای تازهای درباره نسبت ورزش، فضای مجازی و چارچوبهای فرهنگی جامعه به راه انداخته است. آنچه در نگاه نخست باید گزارشی از یک رقابت ورزشی باشد، در روایتهای دستبهدستشده در شبکههای اجتماعی، بیشتر به نمایش پوشش و رفتار تماشاگران اختصاص یافته و خود ورزش به حاشیه رانده شده است.
از زمین مسابقه تا قاب اینستاگرام؛ چه چیزی پررنگ شد؟
بر اساس تصاویر منتشرشده، دوربین در بسیاری از ویدیوها به جای تمرکز بر زمین بازی، مهارت بازیکنان و روند رقابت، بر نوع پوشش برخی حاضران و نحوه حضور تماشاگران مکث میکند. ترکیب این قابها با کپشنهایی نظیر «شبهایی که تهران دیدنیتره» یا «تهران اینجوری دوستداشتنیتره»، پایتخت را نه از دریچه تاریخ، فرهنگ، زندگی روزمره یا حتی خود رویداد ورزشی، بلکه از زاویه حواشی و پوششهای فاصلهدار از عرف معرفی میکند.
منتقدان این روایتسازی میگویند وقتی در پوشش یک رویداد ورزشی، بدننمایی و بیحجابی به محور اصلی تصویر تبدیل میشود، دیگر با یک گزارش ساده ورزشی مواجه نیستیم؛ بلکه با بازنمایی هدفمند از تفریح و سبک زندگی روبهرو هستیم که در آن عبور از مرزهای اخلاقی، بهعنوان نشانهای از جذابیت و مدرن بودن القا میشود.
ادعای «ویمبلدون در تهران» و تناقضی آشکار
برخی از این ویدیوها با عنوان «ویمبلدون در تهران» بازنشر شدهاند؛ عنوانی که به یکی از معتبرترین گرنداسلمهای تنیس جهان اشاره دارد. این در حالی است که به گفته ناظران، حتی در خود رقابتهای ویمبلدون نیز چنین فضایی میان تماشاگران دیده نمیشود و حاضران معمولاً با پوششی رسمی و متناسب با شأن یک رویداد ورزشی ـ از جمله کتوشلوار ـ در جایگاهها حضور پیدا میکنند.
این مقایسه، به باور تحلیلگران، تناقض اصلی ماجرا را آشکار میکند: اگر الگوبرداری از نمونههای جهانی مدنظر است، چرا تصویری اغراقشده و متفاوتتر از اصل آن، به نام پیشرفت و زندگی مدرن به نمایش گذاشته میشود؟ پاسخ از نگاه آنان، به تهی شدن معیارها بازمیگردد؛ جایی که تقلید ظاهری از غرب، بدون توجه به منطق و چارچوب همان الگو، به معیاری برای جذابیت تبدیل میشود.
تکرار یک الگو؛ از تنیس تا سوارکاری
نکتهای که حساسیت موضوع را دوچندان کرده، تکرارپذیری این الگوست. به گفته منتقدان، امروز یک روز مسابقه تنیس و روز دیگر مسابقه سوارکاری، بستر انتشار ویدیوهایی با روایت مشابه میشود؛ ویدیوهایی که در آن لنز دوربین بیش از ورزش، بر پوششهای نامتعارف متمرکز است. تکرار این تصاویر در بازههای کوتاه، ابتدا برای مخاطب نامتعارف به نظر میرسد اما بهتدریج آشنا و عادی جلوه میکند.
این همان نقطهای است که بهزعم جامعهشناسان فرهنگ، فرآیند عادیسازی شکل میگیرد؛ فرآیندی که در آن فاصله گرفتن از فرهنگ ایرانی، نه با یک جهش ناگهانی، بلکه با مواجهه مکرر با تصاویر مشابه و تغییر تدریجی ذائقه بصری رخ میدهد.
یادآوری یک پرسش تاریخی؛ از عباسمیرزا تا امروز
در تحلیلهای منتشرشده درباره این رویداد، به پرسش تاریخی دویستسالهای نیز اشاره شده است؛ پرسشی که از زمان عباسمیرزا و پس از مواجهه با فاصله ایران و غرب در جریان جنگهای ایران و روس مطرح شد: چرا ایران از غرب عقب مانده است؟ در دو قرن گذشته پاسخهای متفاوتی به این پرسش داده شد که برخی از آنها، راه پیشرفت را در تقلید کامل از غرب و کنار گذاشتن نشانههای فرهنگ شرقی و ایرانی میدیدند.
از این منظر، نمایش برهنگی در قاب رویدادهای ورزشی و پرمخاطب بهعنوان تصویری از پیشرفت، ادامه همان نسخه قدیمی است؛ نسخهای که بهجای تکیه بر داشتههای بومی، جذابیت را در شبیه شدن ظاهری به فرهنگ دیگر جستوجو میکند.
از خودبیگانگی فرهنگی؛ هشداری به روایت علی شریعتی
در همین زمینه، به مفهوم ازخودبیگانگی فرهنگی در اندیشه علی شریعتی استناد شده است؛ وضعیتی که در آن فرد و جامعه از درون تهی میشود، داشتههای معنوی و فرهنگی خود را کمارزش میبیند و نسبت به آن احساس بیگانگی میکند. در چنین شرایطی، به تعبیر شریعتی، انسان همچون مومی در دست جریان مسلط فرهنگی شکل میگیرد و بهتدریج معیارهای بیگانه را میپذیرد.
به باور صاحبنظران، وقتی جذابیت و آزادی نه بر اساس تجربه زیسته و فرهنگ خودی، بلکه با معیاری وارداتی و مغایر با بافت فرهنگی جامعه تعریف شود، فرد بدون آنکه احساس فقدان کند، بخشی از هویت خود را کنار میگذارد؛ چرا که دیگر آن را جذاب نمیبیند. نتیجه، فاصله گرفتن از معیارهای درونی و پذیرش الگویی است که مطلوب فرهنگ مسلط بیرونی است.
مسئولیتها فراتر از قاب موبایل
بخش دیگری از انتقادها متوجه مسئولیت برگزارکنندگان و نهادهای متولی است. وقتی رویدادی در یک مجموعه ورزشی شناختهشده برگزار میشود و تصاویر آن به سرعت در فضای عمومی منتشر میگردد، نمیتوان نقش نظارتی باشگاه و برگزارکننده را نادیده گرفت. این سطح از مسئولیت ایجاب میکند که چارچوبهای فرهنگی و انطباق فضای رویداد با قوانین و عرف جامعه بهصورت شفاف اعمال شود.
در عین حال، وقتی این تصاویر در شبکههای اجتماعی به الگویی برای مخاطبان بدل میشود، مسئولیت از برگزارکننده فراتر رفته و متوجه نهادهای متولی ورزش و دستگاههای نظارتی نیز میشود. تأکید منتقدان این است که چنین نظارتی به معنای مخالفت با ورزش یا محدودسازی نشاط اجتماعی نیست؛ بلکه به معنای صیانت از ماهیت ورزش در برابر حواشیای است که آن را به حاشیه میبرد.
- حفظ شأن رویداد ورزشی و تمرکز بر رقابت و مهارت بازیکنان
- نظارت مؤثر بر پوشش و رفتار در اماکن ورزشی عمومی
- مسئولیتپذیری در بازنمایی رسانهای رویدادها در فضای مجازی
- جلوگیری از تبدیل تکرار حواشی به الگوی عادی برای نسل جدید
ورزش، نشاط و مرز باریک تحریف مفهوم پیشرفت
ورزش در ذات خود میتواند بستری برای نشاط، همبستگی اجتماعی و ارتقای سلامت باشد؛ به شرط آنکه از حواشیای که ماهیت آن را تحتالشعاع قرار میدهد فاصله بگیرد. از نگاه تحلیلگران، مسئله اصلی این چند ویدیو نیست؛ مسئله تصویری است که از پیشرفت و زندگی مدرن ساخته و به نسل جدید عرضه میشود.
در شرایطی که به گفته آنان، جریانهای بیرونی همزمان از مسیر فشار و تهدید و از مسیر جنگ نرم و اثرگذاری فرهنگی تلاش میکنند مرزهای فکری و فرهنگی جامعه را تغییر دهند، بازنمایی بدننمایی بهعنوان نماد آزادی و جذابیت، نه راهی برای پر کردن خلأها، بلکه مسیری برای فاصله گرفتن از هویت فرهنگی توصیف میشود؛ مسیری که میتواند زمین فرهنگ عمومی را برای پیشروی همان جریانی هموار کند که در عرصههای دیگر در برابر منافع کشور ایستاده است.
به همین دلیل، صاحبنظران بر این باورند که مواجهه با چنین پدیدههایی نیازمند نگاهی چندلایه است: از بازتعریف جذابیت و پیشرفت بر اساس ظرفیتهای بومی تا تقویت نظارت هوشمند و اقناعی در برگزاری رویدادها و بازنمایی مسئولانه آنها در رسانهها و شبکههای اجتماعی.
نظرات (0)