در روزهایی که بخش بزرگی از جامعه ایران با تنگناهای معیشتی، کمبود امکانات و فشار اقتصادی دستوپنجه نرم میکرد، روایتهای بهجامانده از درون دربار پهلوی تصویری متفاوت از نحوه هزینهکرد درآمدهای نفتی کشور به دست میدهد. خاطرات اسدالله علم، وزیر دربار و نزدیکترین چهره به محمدرضا پهلوی، بخشی از این هزینهکردهای شخصی و خارج از ضوابط بودجهای را مستند کرده است؛ پرداختهایی که به پادشاهان مخلوع خارجی و برخی مداخلات پرهزینه منطقهای اختصاص مییافت.
روایت ۱۵ مهر ۱۳۵۲؛ از پیشنهاد مشارکت تا دستور پرداخت مستقیم
به نوشته باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از یادداشتهای علم، ماجرا از گزارشی آغاز میشود که سفیر ایران در رم درباره وضعیت محمد ظاهرشاه، پادشاه مخلوع افغانستان ارسال کرده بود. علم در یادداشت روز پنجشنبه ۱۵ مهر ۱۳۵۲ مینویسد که این گزارش را برای مطالعه به محمدرضا پهلوی داده و شاه دستور داده است «فوری سفیر عربستان و کویت را بخواهم و با آنها مطلب را در میان بگذار».
علم در ادامه آورده است که به شاه پیشنهاد کرده این هزینه لزوما از سوی ایران بهتنهایی تأمین نشود، اما پاسخ شاه صریح بوده است: «پس بنویس که ما این ده هزار دلار را برای مخارج ماهیانه شما... میدهیم». به این ترتیب، مقرری ماهانه ۱۰ هزار دلار برای پادشاه افغانستان از همان زمان برقرار میشود.
دستور ۱۸ اسفند ۱۳۵۲؛ افزایش مقرری، حقوق برای پادشاه یونان و خانهای در رم
این پرداخت نقطه پایان ماجرا نبود. بر اساس یادداشت شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۵۲، محمدرضا پهلوی دستور جدیدی صادر میکند: «هزار دلار به ماهیانه ۱۰ هزار دلاری پادشاه افغانستان برای مخارج تحصیل بچههای او اضافه کن؛ همچنین ماهیانه ده هزار دلار به پادشاه یونان بده. بعد هم یک منزل برای پادشاه افغانستان در رم بخرید. همه این پول را از بودجه سرّی دولت بگیرید.»
اشاره به «پادشاه یونان» به کنستانتین دوم، آخرین پادشاه یونان که پس از کودتا و همهپرسی ۱۳۵۲ از قدرت کنار رفته و در تبعید به سر میبرد، مربوط میشود. بر اساس این روایت، هر دو پادشاه تبعیدی به فهرست دریافتکنندگان مقرری ماهانه از بودجه سرّی دولت ایران اضافه شدند و علاوه بر آن، هزینه خرید یک منزل مسکونی در رم برای ظاهرشاه نیز از همین محل تأمین شد.
از اداره «این بیچاره» تا پرداخت پول خودرو در رم
یادداشتهای علم نشان میدهد این حمایت مالی در سالهای بعد نیز ادامه یافته و حتی با نوعی نگاه از بالا به آن نگریسته میشد. در یادداشت پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۵۴ آمده است که محمدرضا پهلوی با لحنی کنایهآمیز گفته است: «خوب، این بیچاره را هم که اداره میکنیم.»
در فروردین سال بعد، نمونه دیگری از این دستودلبازی ثبت شده است. علم در ۲۴ فروردین ۱۳۵۵ مینویسد: «عرض کردم پادشاه افغانستان باز یک اتومبیل در رم خریده به ده هزار دلار و پولش را از شاهنشاه میخواهد. فرمودند: البته بده. چه باید کرد؟ خدا به ما میرساند که ما به دیگران بدهیم.» بر این اساس، حتی هزینه خرید خودروی شخصی پادشاه تبعیدی نیز بدون بررسی و از محل منابع عمومی پرداخت شده است.
ابعاد بزرگتر؛ بیش از یک میلیارد دلار کمک به پاکستان
اسناد مورد اشاره تنها به کمکهای فردی به خاندانهای سلطنتی محدود نمیماند. در حوزه سیاست منطقهای نیز رقمهای قابل توجهی هزینه شده است. به روایت خاطرات علم، مجموع کمکهای ایران به پاکستان تا سال ۱۳۵۴ از مرز یک میلیارد دلار عبور کرده بود. علم نقل میکند که وقتی موضوع درخواست جدید پاکستان برای دریافت وام ۵۰۰ میلیون دلاری با تضمین ایران مطرح میشود، شاه آن را تأیید میکند و علم در پاسخ میگوید: «میدانم میخواهند پانصد میلیون وام بگیرند و ما تضمین کنیم. فرمودند، بلی همین طور است.»
روایت «جعبه سیاه» از نگاه شاه به بودجه سرّی
محمدحسین راجی در کتاب «جعبه سیاه» با اشاره به همین الگوی رفتاری مینویسد: «محمدرضا پهلوی بدون توجه به وضعیت کسور سعی میکرد خود را فردی بخشنده نشان دهد و امکانات کشور را صرف پذیرایی از مهمانان خارجی و اهدای هدیه به آنان کند. او بودجه سری دولت و ثروت ملی ایران را حیاطخلوت خود و رفاه پادشاهان برکنارشده خارجی میدانست.»
این روایتها در کنار هم، تصویری از یک نظام تصمیمگیری شخصی در هزینهکرد منابع عمومی ارائه میدهد؛ جایی که به جای اولویتبندی نیازهای داخلی و تخصیص شفاف بودجه، «رفاقتهای شخصی» و نمایش بخشندگی، معیار اصلی پرداختها بوده است. خاطرات علم به عنوان یک منبع دست اول از درون دربار، از همین منظر اهمیت تاریخی پیدا میکند؛ چرا که نشان میدهد چگونه دلارهای نفتی در پشت درهای بسته و تحت عنوان «بودجه سرّی» بدون نظارت مؤثر، صرف هزینههای اعیانی و تعهدات غیرضروری میشده است.
نظرات (0)