کارشناس مسائل غرب آسیا تأکید کرد که جمهوری اسلامی ایران با وجود فشارهای چندلایه سیاسی، رسانه‌ای و اقتصادی، هنوز بخش قابل توجهی از ظرفیت‌های راهبردی، نظامی و دیپلماتیک خود را به صورت کامل وارد میدان نکرده و همین مسئله محاسبات طرف مقابل را پیچیده کرده است.

سید افقهی در گفت‌وگویی با اشاره به آخرین تحولات منطقه، از جنگ ترکیبی و عملیات روانی گسترده علیه محور مقاومت به عنوان یکی از اصلی‌ترین ابزارهای دشمن نام برد و گفت: آنچه امروز در رسانه‌های غربی و عربی همسو با آنها دنبال می‌شود، القای روایت «تضعیف و عقب‌نشینی» محور مقاومت است؛ روایتی که با واقعیت‌های میدانی به‌ویژه در یمن و پیرامون تنگه‌های راهبردی منطقه همخوانی ندارد.

جنگ ترکیبی و روایت‌سازی برای تضعیف محور مقاومت

به گفته این کارشناس، دشمن در ماه‌های اخیر تمرکز خود را بر جنگ شناختی و عملیات روانی قرار داده است. در این الگو، به موازات فشارهای اقتصادی و تهدیدهای نظامی، از ابزار رسانه، شبکه‌های اجتماعی و تولید روایت‌های جهت‌دار برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی داخل کشورهای محور مقاومت استفاده می‌شود.

افقهی توضیح داد که محور این عملیات روانی، بزرگ‌نمایی برخی مشکلات داخلی، القای بن‌بست راهبردی برای گروه‌های مقاومت و همچنین نمایش اغراق‌آمیز توان بازدارندگی طرف مقابل است. هدف نهایی، به باور او، ایجاد تردید در بدنه حامیان مقاومت و تحمیل محاسبه غلط به تصمیم‌گیران منطقه است.

وی افزود: «دشمن تلاش دارد چنین وانمود کند که محور مقاومت در موقعیت انفعال قرار گرفته، در حالی که تحرکات میدانی، سطح هماهنگی میان اجزای این محور و ابتکار عمل در چند پرونده کلیدی، خلاف این ادعا را نشان می‌دهد.»

یمن؛ نقطه عطفی که معادلات را تغییر داد

این کارشناس مسائل غرب آسیا، تحولات یمن را مهم‌ترین شاهد برای نادرست بودن روایت تضعیف مقاومت دانست. به گفته او، آنچه انصارالله و نیروهای مسلح یمن در ماه‌های گذشته در دریای سرخ و تنگه باب‌المندب به نمایش گذاشتند، تنها یک اقدام تاکتیکی محدود نبود، بلکه تغییر کیفی در موازنه بازدارندگی منطقه به شمار می‌رود.

افقهی تأکید کرد که ایستادگی یمن در برابر فشارهای سنگین نظامی و محاصره اقتصادی، و در عین حال توانایی این کشور برای اثرگذاری بر آبراه‌های بین‌المللی، نشان داد که محور مقاومت از ظرفیت کنشگری در سطوح راهبردی برخوردار است. به اعتقاد وی، همین تحولات باعث شده تا بسیاری از معادلات پیشین درباره امنیت انرژی، خطوط کشتیرانی و توازن قوا در غرب آسیا بازتعریف شود.

او یادآور شد که یمن امروز نه یک پرونده حاشیه‌ای، بلکه یکی از محورهای اصلی نظم امنیتی جدید منطقه است و هرگونه تحلیل درباره آینده خلیج فارس و دریای سرخ بدون در نظر گرفتن نقش صنعا، ناقص خواهد بود.

هرمز و باب‌المندب؛ دو گلوگاه راهبردی و به‌هم‌پیوسته

بخش دیگری از سخنان سید افقهی به اهمیت ژئوپلیتیک دو تنگه هرمز و باب‌المندب اختصاص داشت. وی این دو آبراه را «دو ستون امنیت انرژی و تجارت جهانی» توصیف کرد که سرنوشت آنها به یکدیگر گره خورده است.

به گفته او، تنگه هرمز به عنوان دروازه خلیج فارس، روزانه میزبان عبور بخش بزرگی از نفت و گاز صادراتی منطقه است و هرگونه ناامنی در آن، مستقیماً بازارهای جهانی را متأثر می‌کند. در سوی دیگر، باب‌المندب در دهانه جنوبی دریای سرخ، حلقه اتصال اقیانوس هند به دریای مدیترانه از مسیر کانال سوئز محسوب می‌شود و امنیت آن برای تجارت اروپا-آسیا حیاتی است.

این کارشناس با مرتبط دانستن این دو نقطه راهبردی تصریح کرد: تحولات هرمز و باب‌المندب را نمی‌توان به صورت جزیره‌ای تحلیل کرد. ناامنی، ثبات یا هرگونه تغییر در قواعد بازی در یکی از این دو گلوگاه، به سرعت در دیگری بازتاب پیدا می‌کند. به همین دلیل، قدرت‌هایی که به دنبال کنترل جریان انرژی و تجارت هستند، همزمان هر دو منطقه را در محاسبات خود لحاظ می‌کنند.

وی افزود که جمهوری اسلامی ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی، عمق راهبردی و پیوندهای منطقه‌ای خود، نسبت به امنیت هر دو آبراه حساسیت ویژه دارد و هرگونه ماجراجویی برای ناامن‌سازی آنها را رصد می‌کند، هرچند به گفته او تهران تاکنون بخش اعظم توان خود برای اثرگذاری را به کار نگرفته و رویکردی مبتنی بر خویشتنداری راهبردی را دنبال کرده است.

تکذیب ادعای دستور تهران به انصارالله

سید افقهی در ادامه به یکی از روایت‌های پرتکرار در رسانه‌های غربی واکنش نشان داد؛ روایتی که مدعی است ایران به انصارالله یمن دستور داده در واکنش به تحولات تنگه هرمز، دست به اقدام در باب‌المندب بزند.

وی این ادعا را کذب و فاقد مبنای واقعی دانست و گفت: تصمیم‌سازی در یمن مبتنی بر منافع ملی، ملاحظات میدانی و مصالح مردم این کشور است. انصارالله به عنوان یک بازیگر اصیل و ریشه‌دار، بر اساس ارزیابی خود از تهدیدها و فرصت‌ها عمل می‌کند و تحمیل چنین دستورپذیری خطی به آن، نادیده گرفتن استقلال رأی و تجربه انباشته یمنی‌ها در سال‌های مقاومت است.

به گفته این کارشناس، مطرح کردن این ادعا بیش از آنکه توصیف واقعیت باشد، بخشی از عملیات روانی برای نسبت دادن هر تحرک ضدصهیونیستی یا ضد مداخله خارجی در منطقه به تهران و در نتیجه مشروع جلوه دادن فشار علیه ایران است.

افقهی خاطرنشان کرد: تجربه نشان داده است که گروه‌های مقاومت در عراق، لبنان، فلسطین و یمن، در عین همسویی راهبردی با تهران، در سطح تاکتیکی و عملیاتی از استقلال عمل برخوردارند و بر اساس اقتضائات میدانی خود تصمیم می‌گیرند. نسبت دادن همه اقدامات آنها به یک اتاق فرمان واحد در تهران، تحلیلی ساده‌سازی‌شده و سیاسی است.

پیام خویشتنداری راهبردی ایران

این تحلیلگر در جمع‌بندی سخنان خود گفت که پیام اصلی شرایط کنونی آن است که ایران با وجود توانمندی‌های گسترده در حوزه‌های موشکی، پهپادی، دریایی و دیپلماسی منطقه‌ای، تاکنون از به کارگیری تمام ظرفیت خود خودداری کرده است. به باور او، این خویشتنداری نه از سر محدودیت، بلکه مبتنی بر محاسبه راهبردی برای جلوگیری از گسترش تنش و حفظ ابتکار عمل در زمان و مکان مناسب است.

وی تأکید کرد که درک این واقعیت برای طرف مقابل ضروری است؛ چرا که هرگونه خطای محاسباتی مبتنی بر این تصور که تهران در موضع ضعف قرار دارد، می‌تواند به تشدید بی‌ثباتی در منطقه‌ای منجر شود که امنیت آن مستقیماً با امنیت انرژی و اقتصاد جهانی پیوند خورده است.