اراده همان نیروی درونی و نامرئی است که تصمیم را به اقدام تبدیل میکند؛ اهرمی که بدون آن حتی سادهترین قصدها نیز به نتیجه نمیرسد. بسیاری از دستاوردهای بزرگ بشری، از اکتشافات علمی و سازههای عظیم گرفته تا قهرمانیهای ورزشی، تنها با تکیه بر همت و عزم راسخ افرادی محقق شده که تمام دانش و توان خود را به کار گرفتهاند. اما پرسش اساسی اینجاست که چرا این نیرو در برخی افراد پررنگ و در برخی دیگر کمفروغ است؟
محمدعلی صفرپور، نویسنده کتاب «تقلای اراده در عصر لذتگرایی»، در گفتوگو با باشگاه خبرنگاران جوان به بازتعریف مفهوم اراده و مهارتهای پرورش آن پرداخته و معتقد است اراده بیش از آنکه یک استعداد خدادادی باشد، محصول تربیت، تمرین و سبک زندگی است.
سه ستون اصلی اراده
به گفته این پژوهشگر، وقتی از اراده سخن میگوییم در واقع در حال سنجش سه مؤلفه بههمپیوسته هستیم که فقدان هر یک، تمام ساختار را سست میکند:
- ۱. تلاشگری خودجوش: انسان بااراده، ذاتاً تلاشگر است و نه از روی اجبار بیرونی. او در دلِ سختی و مسیر دشوار رسیدن به هدف، نوعی لذت درونی را تجربه میکند. این ویژگی اکتسابی است؛ فرد یاد گرفته که پس از تحمل رنج، به پاداش شیرینی برسد. نمونه روشن آن را میتوان در آیینهای دینی مانند روزهداری دید که سختیِ گرسنگی به لذت افطار میانجامد، یا در کوهنوردی که رنج صعود، با شعف ایستادن بر قله جبران میشود.
- ۲. تابآوری: دومین رکن، توانایی برخاستن پس از زمین خوردن است. افراد تابآور در مواجهه با ناکامی، شکست یا فشارهای سنگین زندگی، خم میشوند اما نمیشکنند. آنها میتوانند دوباره قامت راست کنند، مسیر را اصلاح و ادامه دهند. تابآوری به معنای انکار سختی نیست، بلکه مهارت مدیریت آن است.
- ۳. خویشتنداری: سومین مؤلفه، قدرت «نه گفتن» به لذتهای آنی و زودگذر است. خویشتنداری یا خودکنترلی به فرد اجازه میدهد با نگاه به آینده و عاقبتاندیشی، از یک خوشی لحظهای بگذرد تا به منفعتی بزرگتر و پایدارتر دست یابد. این همان نقطهای است که اراده، آیندهنگری را به رفتار امروز پیوند میزند.
پیوند ناگسستنی اراده و روتینهای روزانه
یکی از نکات کلیدی که در این گفتوگو مطرح شد، رابطه مستقیم میان اراده قوی و داشتن برنامههای منظم و عادتهای پایدار است. به باور صفرپور، امکان ندارد فردی ادعای اراده آهنین داشته باشد اما فاقد روتینهای مشخص در زندگی روزمره باشد.
او توضیح میدهد که اگر قرار باشد برای هر کار کوچک روزانه از مخزن محدود اراده خرج کنیم، به سرعت دچار فرسودگی روانی میشویم. به همین دلیل است که بخش بزرگی از رفتارهای انسانهای موفق و حتی افراد بسیار خلاق، به صورت عادت و خودکار انجام میشود. همین عادتهای به ظاهر ساده — مانند نوشیدن دو لیوان آب پس از بیدار شدن و سپس نوشیدن چای یا قهوه، یا داشتن ساعت مشخص برای مطالعه و ورزش — زیربنایی برای شکلگیری عادتهای بزرگتر و تقویت عضله اراده هستند. روتینها در واقع اراده را ذخیره و آن را برای تصمیمهای مهمتر آزاد میکنند.
ژنتیک یا تربیت؛ کدام تعیینکنندهتر است؟
آیا اراده امری موروثی است؟ پاسخ این پرسش هم «بله» و هم «خیر» است. از نظر روانشناسی تردیدی وجود ندارد که برخی افراد از بدو تولد از نظر زیستی، ظرفیت بیشتری برای تابآوری یا خویشتنداری دارند؛ فرمولهای ذاتی و ژنتیکی در این زمینه بیتأثیر نیستند.
اما نکته مهمتر که نویسنده کتاب بر آن تأکید میکند، برتری قاطع نقش تعلیم و تربیت است. به گفته او، کودکی که به صورت طبیعی تابآور به دنیا آمده، اگر در محیطی سرشار از امکانات بیحد و بدون مسئولیتپذیری رشد کند، به راحتی میتوان اراده او را تضعیف کرد و او را به فردی بیانگیزه تبدیل نمود. در مقابل، کودکی که از نظر ژنتیکی از سطح تابآوری پایینتری برخوردار است، میتواند با تربیت صحیح، تمرین مداوم و مواجهه هدفمند با چالشها، به فردی بااراده و مقاوم تبدیل شود. به بیان دیگر، ژنتیک نقطه شروع است اما تربیت، مسیر و مقصد را تعیین میکند.
آیا نسل جدید واقعاً بیارادهتر است؟
این تصور رایج که نسل امروز نسبت به نسل گذشته کمطاقتتر و بیارادهتر شده، از نظر صفرپور نیازمند بازنگری است. او با اشاره به تجربه زیسته نسل خود میگوید: در گذشته، انجام کارهایی مانند خرید نان، خود یک تمرین ناخواسته برای خویشتنداری و تابآوری بود. ایستادن نیمساعته یا یکساعته در صف نانوایی، پیاده رفتن تا مغازهای که لزوماً نزدیک نبود، نوعی مواجهه طبیعی با «ملال» و سختی بود که به طور خودکار این مهارتها را تقویت میکرد.
امروز با تسهیل فراوان زندگی و در دسترس بودن همه چیز، نسل جدید بسیاری از آن فرصتهای طبیعی تمرین را از دست داده است. این به معنای ضعف ذاتی آنها نیست، بلکه به معنای تغییر شکل تمرینها است. اگر این خلأ با تمرینهای جایگزین و آگاهانه جبران نشود، ممکن است مشکلاتی ایجاد شود، اما نباید فراموش کرد که نسل جدید از جهات دیگر، به دلیل آگاهی تربیتی بیشتر والدین، از سلامت روان و توان سازگاری بالاتری نسبت به نسلهای پیشین برخوردار است.
برچسب زدن «تنبلی» به نسل جدید، به اعتقاد این نویسنده، ناشی از عدم درک درست از تغییر ابزارها و اقتضائات زمانه است. آنچه در گذشته به نسل قبل قوام میداد، امروز جای خود را به مهارتهای دیگری داده و نسل جدید در حال تجهیز شدن به لوازم متناسب با دنیای خود است. آنها نه ضعیفتر، بلکه متفاوتتر و در بسیاری از ابعاد، توانمندتر عمل میکنند.
از کارگاه تا کتاب؛ اراده در بستر فرهنگ ایرانی
کتاب «تقلای اراده در عصر لذتگرایی» حاصل سالها کار میدانی و برگزاری کارگاههای آموزشی پیش از تولید محتوای مکتوب است. به گفته نویسنده، مفاهیمی چون شرم، عادتسازی و هوش هیجانی نخست در کارگاهها با مشارکت مستقیم مراجعان به بوته آزمایش گذاشته شده و سپس با تطبیق بر نظریات معتبر جهانی — از جمله نظریه هوش هیجانی دانیل گلمن و با بهرهگیری از ترجمههای دقیق متون روانشناسی — به زبانی ساده و کاربردی درآورده شده است.
هرچند در متن کتاب ارجاعات آکادمیک به صورت مستقیم پررنگ نیست، اما تجربه زیسته با مخاطب ایرانی و تطبیق نظریهها با بافت فرهنگی جامعه، باعث شده نگاه کتاب کاملاً بومی و ملموس باشد؛ تلاشی برای اینکه مباحث پیچیده روانشناسی اراده، از سطح تئوری به سطح تمرینهای قابل اجرا در زندگی روزمره فرود آید.
نظرات (0)