تنش در آبراه راهبردی تنگه هرمز بار دیگر به صدر اخبار بازگشته است؛ جایی که توانمندیهای جدید موشکی ایران، محاسبات نظامی آمریکا در خلیج فارس را با چالش جدی روبهرو کرده است. گزارشهای اخیر از هدف قرار گرفتن شناورهای آمریکایی و تحلیل رسانههای غربی درباره موشکهای مانورپذیر ایران، تصویری تازه از توازن قدرت در یکی از حساسترین گذرگاههای انرژی جهان ارائه میدهد.
حمله متقابل سپاه در تنگه هرمز
بر اساس گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی چندی پیش دو شناور آمریکایی را که حامل موشکهای کروز و مجهز به سامانه پدافندی «ایجیس» بودند، در محدوده تنگه هرمز با موشکهای بالستیک هدف قرار داد و به آنها آسیب وارد کرد.
این اقدام بنا بر اعلام منابع ایرانی، در پاسخ به حمله آمریکا به پنج نفتکش ایرانی صورت گرفته است. نفتکشهایی که در ماههای اخیر هدف فشار و تعرض در آبهای بینالمللی قرار گرفته بودند و تهران آن را نقض آشکار قوانین دریانوردی و امنیت انرژی دانسته بود.
مقامهای آمریکایی اما اصابت موشک به شناورهای خود را تکذیب کردهاند؛ رویکردی که پیشتر نیز در موارد مشابه از سوی پنتاگون مشاهده شده و معمولا با هدف مدیریت افکار عمومی و جلوگیری از آثار روانی چنین حملاتی بر اعتبار بازدارندگی نیروی دریایی آمریکا اتخاذ میشود.
روایت والاستریت ژورنال از موشکهای جهشیافته
بخش مهمتر ماجرا اما به تحلیل والاستریت ژورنال درباره تحول در فناوری موشکی ایران بازمیگردد. این روزنامه آمریکایی در گزارشی اشاره کرده است که ایران به نسل جدیدی از موشکهای بالستیک دست یافته که برخلاف نمونههای کلاسیک، قابلیت مانور در حین پرواز و تغییر مسیر را دارند و میتوانند اهداف متحرک دریایی را با دقت بالا هدف قرار دهند.
این ویژگی بهاصطلاح «جهشیافته»، نقطه عطفی در توان ضدشناور ایران محسوب میشود. موشکهای بالستیک سنتی معمولا برای اهداف ثابت طراحی میشوند و رهگیری اهداف متحرک مانند ناوها و ناوشکنها برای آنها دشوار است. اما افزودن قابلیت هدایت پایانی، جستوجوگرهای پیشرفته و امکان مانور در فاز نهایی پرواز، دقت اصابت را به شکل چشمگیری افزایش داده و سامانههای پدافندی مانند ایجیس را با چالش رهگیری مواجه میکند.
کارشناسان نظامی معتقدند همین قابلیت است که باعث شده حتی شناورهای مجهز به پیشرفتهترین سامانههای دفاع موشکی نیز دیگر مصونیت سابق را در نزدیکی سواحل ایران نداشته باشند.
چرا ناوهای آمریکا آسیبپذیرتر شدهاند؟
حضور گسترده ناوگان آمریکا در اطراف ایران و در آبهای خلیج فارس، دریای عمان و شمال اقیانوس هند، همواره به عنوان اهرم فشار و ابزار کنترل تردد دریایی در تنگه هرمز مطرح بوده است. ناوهای هواپیمابر، ناوشکنهای مجهز به ایجیس و شناورهای حامل موشکهای کروز، ستون فقرات این حضور را تشکیل میدهند.
با این حال، تحولات اخیر نشان میدهد که این حضور پررنگ، همزمان به نقطه ضعف نیز تبدیل شده است. هرچه تراکم شناورهای آمریکایی در یک آبراه باریک و محدود مانند هرمز بیشتر باشد، شناسایی، رهگیری و هدفگیری آنها برای سامانههای موشکی ساحلی و دریایی ایران آسانتر خواهد بود.
تنگه هرمز با عرض کم و عمق محدود، از نظر جغرافیایی به نفع قدرت مستقر در ساحل شمالی یعنی ایران است. برد کوتاهتر مورد نیاز برای اصابت، زمان واکنش کمتر برای سامانههای پدافندی مهاجم و امکان شلیک همزمان از چند نقطه ساحلی، همگی عواملی هستند که آسیبپذیری شناورهای بزرگ و کمتحرک را افزایش میدهند.
در چنین شرایطی، موشکهای بالستیک مانورپذیر که میتوانند در ارتفاع بالا پرواز کرده و در لحظه پایانی با مانورهای ناگهانی از سد پدافند عبور کنند، کابوس جدید فرماندهان نیروی دریایی آمریکا توصیف میشوند.
تنگه هرمز؛ شاهرگ انرژی و میدان بازدارندگی
تنگه هرمز به عنوان گذرگاه حدود یکسوم نفت صادراتی جهان از طریق دریا، همواره از منظر امنیت انرژی برای آمریکا و متحدانش حیاتی بوده است. کنترل تردد در این آبراه، سالهاست به بهانه تامین امنیت کشتیرانی به حضور نظامی آمریکا مشروعیت داده است.
اما ایران بارها تاکید کرده که امنیت خلیج فارس باید توسط کشورهای منطقه تامین شود و حضور نیروهای فرامنطقهای خود عامل بیثباتی است. نمایش توان موشکی دقیق و نقطهزن، در همین راستا به عنوان ابزار بازدارندگی و پیام هشدار به واشنگتن ارزیابی میشود؛ پیامی مبنی بر اینکه هرگونه ماجراجویی علیه منافع ایران، از جمله تعرض به نفتکشها، با پاسخ مستقیم و دردناک در همان جغرافیای حساس مواجه خواهد شد.
اکنون با ترکیب دو عامل «پاسخ عملی در میدان» و «جهش فناورانه در موشکها»، به نظر میرسد معادله هرمز وارد مرحله جدیدی شده است؛ مرحلهای که در آن برتری عددی و فناورانه ناوگان آمریکا دیگر تضمینی برای مصونیت آن در برابر قدرت موشکی ایران به شمار نمیرود و همین موضوع، نگرانی تازهای را در محافل نظامی و سیاسی واشنگتن ایجاد کرده است.
نظرات (0)