شبکه ماهوارهای ایراناینترنشنال این روزها در موقعیتی متناقض گرفتار شده است؛ رسانهای که در جریان جنگ اخیر، حمله به زیرساختهای تولید دارو در ایران را نهتنها محکوم نکرد بلکه در قالب تحلیل و پوشش خبری خود آن را توجیه میکرد، امروز با لحنی کاملا متفاوت، بحران کمبود دارو و رنج بیماران را دستمایه گزارشهای انتقادی و احساسی قرار داده است.
ویدیویی که به تازگی در فضای مجازی فراگیر شده، این تناقض را بهصورت مستند به تصویر میکشد. در یک سوی این ویدیو، بخشهایی از پوشش جنگ توسط اینترنشنال دیده میشود که در آن حمله به شرکتهای دارویی و به آتش کشیده شدن خطوط تولید، به عنوان بخشی از تحولات جنگ عادیسازی و حتی توجیه میشود و در سوی دیگر، همین شبکه با ادبیاتی دلسوزانه از کمبود دارو، سرگردانی بیماران و فشار بر نظام سلامت سخن میگوید؛ گویی میان آن حمله و این کمبود هیچ رابطه علت و معلولی وجود ندارد.
از توجیه حمله تا نمایش نگرانی برای بیماران
در روزهای جنگ، زمانی که چند واحد تولید دارو هدف حمله قرار گرفتند و تصاویر آتشسوزی گسترده در انبارها و خطوط تولید منتشر شد، انتظار میرفت رسانهها نسبت به پیامدهای انسانی چنین اقدامی هشدار دهند. حمله به صنایع دارویی بر اساس حقوق بینالملل و اصول انسانی، به دلیل ارتباط مستقیم با سلامت غیرنظامیان، اقدامی خطرناک و غیرقابل دفاع محسوب میشود. با این حال، پوشش اینترنشنال در آن مقطع، نهتنها فاقد چنین هشداری بود، بلکه با دعوت از کارشناسان و تحلیلگران همسو، تلاش کرد این حملات را در چارچوب اهداف نظامی و فشار بر ساختار حاکمیتی توجیه کند.
حالا و با گذشت چند ماه از آن روزها، همین شبکه در گزارشها و گفتوگوهای خود، کمبود برخی اقلام دارویی، افزایش قیمت و دشواری دسترسی بیماران خاص به دارو را برجسته میکند و آن را به عنوان نشانهای از ناکارآمدی و بحران مدیریتی به تصویر میکشد. مجریان و کارشناسان این شبکه با لحنی متاثر از رنج بیماران میگویند و از مسئولان میپرسند که چرا فکری به حال زنجیره تامین دارو نشده است؛ پرسشی که به اعتقاد بسیاری از مخاطبان، پیش از هرکس باید از خود این رسانه و رویکرد دوگانهاش پرسیده شود.
اهمیت راهبردی صنایع دارویی؛ وقتی دارو سلاح میشود
شرکتهای دارویی بخشی از زیرساخت حیاتی هر کشور محسوب میشوند. این مجموعهها تنها یک بنگاه اقتصادی نیستند، بلکه حلقه اصلی تامین امنیت سلامت جامعه هستند. هرگونه اختلال در فعالیت آنها، از توقف یک خط تولید گرفته تا تخریب انبار مواد اولیه، به طور مستقیم بر دسترسی بیماران به داروهای ضروری، از آنتیبیوتیکها و داروهای قلبی گرفته تا داروهای بیماران سرطانی، دیابتی و بیماران خاص اثر میگذارد.
کارشناسان حوزه سلامت بارها تاکید کردهاند که بازسازی یک واحد دارویی آسیبدیده، به دلیل نیاز به استانداردهای سختگیرانه تولید (GMP)، تامین مواد اولیه تحریمشده و بازسازی تجهیزات تخصصی، ماهها و حتی بیش از یک سال زمان میبرد. در این مدت، کمبود ایجاد شده باید از طریق واردات پرهزینه، آن هم در شرایط تحریم و محدودیتهای بانکی جبران شود؛ مسیری که هم هزینه نظام سلامت را افزایش میدهد و هم بیماران را در معرض عوارض ناشی از تاخیر در درمان قرار میدهد.
از همین رو، توجیه حمله به چنین مراکزی و سپس ابراز نگرانی برای پیامد طبیعی همان حمله، از نگاه افکار عمومی نوعی فرافکنی و پاک کردن صورت مسئله تلقی میشود.
تناقض روایی و هزینه اعتبار رسانهای
آنچه بیش از خود خبر کمبود دارو، مورد توجه کاربران و ناظران رسانهای قرار گرفته، مسئله اعتبار و انسجام حرفهای است. یک رسانه نمیتواند همزمان دو روایت متضاد را پیش ببرد؛ نمیتوان در زمان جنگ، تخریب کارخانه دارو را «تحولی در میدان نبرد» نامید و چند ماه بعد، از همان تریبون برای کمبود همان دارو اشک ریخت و انتظار داشت مخاطب این تناقض را نبیند.
منتقدان میگویند این دوگانگی نشان میدهد که برای چنین رسانهای، موضوع دارو و سلامت مردم نه یک دغدغه انسانی و پایدار، بلکه ابزاری مقطعی برای فشار روانی و سیاسی است. زمانی که حمله به نفع روایت سیاسیاش باشد، پیامد انسانی آن نادیده گرفته میشود و زمانی که کمبود دارو قابلیت تبدیل شدن به موج انتقادی دارد، همان پیامد انسانی با بزرگنمایی بازنمایی میشود.
- در زمان حمله: تمرکز بر توجیه نظامی، عادیسازی تخریب زیرساخت غیرنظامی و سکوت در برابر آثار انسانی آن
- در زمان کمبود: تمرکز بر رنج بیماران، برجستهسازی نارضایتی عمومی و نسبت دادن کامل مسئولیت به داخل، بدون اشاره به نقش تخریب زیرساختها
این چرخش روایت، از نظر اصول روزنامهنگاری حرفهای، نقض آشکار اصل سازگاری و صداقت با مخاطب است. رسانهای که حافظه مخاطب را دستکم میگیرد، دیر یا زود مرجعیت خود را نزد افکار عمومی از دست میدهد.
واکنش افکار عمومی؛ سوال بیپاسخ از اینترنشنال
در شبکههای اجتماعی، کاربران زیادی با بازنشر ویدیوی مقایسهای پوشش اینترنشنال، این پرسش را مطرح کردهاند: «چگونه میتوان حمله به شرکت دارویی را توجیه کرد و همزمان برای پیامد همان حمله ابراز نگرانی کرد؟» بسیاری معتقدند پاسخ این تناقض نه در حوزه سلامت و اقتصاد، بلکه در سیاست رسانهای این شبکه نهفته است؛ سیاستی که بر اساس نیاز روز، روایت خود را تغییر میدهد.
برخی از فعالان حوزه رسانه نیز تاکید کردهاند که اگر اینترنشنال واقعا نگران دسترسی بیماران به دارو است، باید در وهله اول هرگونه حمله به زنجیره تولید و توزیع دارو را بدون قید و شرط محکوم میکرد، نه اینکه آن را در قاب تحلیلهای جانبدارانه بزک کند. به گفته آنها، محکوم نکردن حمله به بیمارستان، کارخانه دارو و انبار تجهیزات پزشکی، خط قرمزی اخلاقی است که هیچ رسانه مدعی حقوق بشر نباید از آن عبور کند.
در نهایت، ماجرای «از توجیه حمله تا اشک برای کمبود دارو» به نمونهای گویا از استاندارد دوگانه در پوشش خبری تبدیل شده است؛ نمونهای که نشان میدهد حافظه جمعی افکار عمومی، حتی اگر رسانهها آن را فراموش کنند، تناقضها را به دقت ثبت و در بزنگاه یادآوری میکند.
نظرات (0)