عضویت ایران در گروه بریکس میتواند فراتر از یک عنوان دیپلماتیک، مسیرهای تازهای برای تسهیل تجارت خارجی و تأمین مالی پروژهها باز کند؛ مسیری که به گفته فعالان بخش خصوصی، در صورت تحقق سازوکارهای عملیاتی، وابستگی به دلار و شبکههای مالی غربی را کاهش خواهد داد.
پیمان سنندجی، رئیس کمیسیون حملونقل اتاق بازرگانی تهران در گفتوگو با باشگاه خبرنگاران جوان با اشاره به ظرفیتهای اقتصادی این گروه تأکید کرده است که اهمیت بریکس را نباید صرفاً در تعداد کشورهای عضو خلاصه کرد، بلکه سهم قابل توجه اعضای آن از اقتصاد جهانی، جمعیت و حجم تجارت بینالمللی، این مجموعه را به یکی از ظرفیتهای اثرگذار در نظم نوین اقتصادی تبدیل کرده و فرصتهای قابل توجهی را پیش روی ایران قرار داده است.
بریکس فراتر از یک ائتلاف سیاسی
به گفته سنندجی، بریکس امروز تنها یک گروه سیاسی نیست؛ ترکیبی از اقتصادهای بزرگ نوظهور و در حال توسعه است که بخش مهمی از تولید ناخالص جهانی، منابع انرژی، بازار مصرف و تجارت کالا را در اختیار دارند. همین ویژگی باعث شده همکاری در قالب بریکس بتواند در حوزههای تجارت، لجستیک، مالی و سرمایهگذاری، جایگزینهایی برای سازوکارهای سنتی تحت سلطه دلار و نهادهای مالی غربی ایجاد کند.
او معتقد است برای ایران که به دلیل تحریمها با محدودیت در نقلوانتقالات مالی و هزینههای بالای تجارت روبهروست، استفاده هوشمندانه از این ظرفیت میتواند هزینه مبادلات را کاهش دهد و دسترسی به بازارهای جدید را تسهیل کند؛ البته به شرط آنکه توافقات در سطح بریکس از مرحله بیانیه به سازوکارهای اجرایی و قابل اتکا برسد.
سه مسیر اثرگذاری بریکس بر تجارت ایران
رئیس کمیسیون حملونقل اتاق بازرگانی تهران، فرصتهای بریکس برای ایران در حوزه تجارت خارجی را در سه محور اصلی تشریح کرده است:
- ۱. تسهیل پرداختهای تجاری با ارزهای ملی: اگر بخشی از مبادلات میان اعضای بریکس به جای ارزهای واسط مانند دلار، با ارزهای ملی تسویه شود، میتوان وابستگی به دلار را به شکل ملموسی کاهش داد. این موضوع بهویژه در تجارت دوجانبه با کشورهایی که حجم مبادلات بالایی با ایران دارند، میتواند هزینه تبدیل ارز و ریسک نوسانات را پایین بیاورد.
- ۲. ایجاد و توسعه سازوکارهای پرداخت و مالی مستقل: مسیر دوم، شکلگیری زیرساختهای پرداخت و مالی میان اعضای گروه است؛ سازوکارهایی که بتواند بخشی از وابستگی تجارت به شبکههای مالی تحت سلطه آمریکا و اروپا را کم کند و کانالهای امنتری برای تسویه تجاری فراهم آورد.
- ۳. سرمایهگذاری و تأمین مالی پروژهها از طریق نهادهای بریکس: سنندجی مسیر سوم را بهرهگیری از ظرفیت نهادهایی مانند بانک توسعه جدید (NDB) عنوان کرده است. این بانک که با هدف تأمین مالی پروژههای زیربنایی و توسعهای در کشورهای عضو تأسیس شده، میتواند در تأمین منابع مالی، کاهش ریسک سرمایهگذاری و جذب سرمایه برای پروژههای مشترک نقشآفرینی کند.
به گفته او، اجرایی شدن این سه مسیر بهصورت همزمان میتواند اثر تجمیعی داشته باشد؛ هم هزینه تجارت را پایین بیاورد، هم امکان برنامهریزی بلندمدت برای بنگاههای صادراتی و وارداتی را فراهم کند و هم جذابیت ایران را برای سرمایهگذاری مشترک افزایش دهد.
آیا بریکس تحریمها را خنثی میکند؟
در پاسخ به این پرسش که آیا عضویت در بریکس میتواند تحریمهای ایران را به طور کامل خنثی کند، سنندجی بر ضرورت تفکیک دو مفهوم تأکید کرده است: «خنثی کردن تحریم» و «کاهش آثار و هزینههای تحریم».
به گفته وی، بریکس لزوماً قادر به رفع کامل تحریمها نیست و نباید انتظار داشت که عضویت در این گروه به تنهایی همه محدودیتها را از میان بردارد، اما میتواند بخشی از فشارها را تعدیل کند. استفاده از ارزهای ملی، تنوعبخشی به مقاصد صادراتی و توسعه سازوکارهای پرداخت جدید، میتواند وابستگی بخشی از تجارت کشور به شبکههای مالی تحت سلطه غرب را کاهش دهد و از این منظر، هزینههای ناشی از تحریم را پایین بیاورد.
این فعال بخش خصوصی خاطرنشان کرده است که تحقق این مزیتها نیازمند دیپلماسی اقتصادی فعال، هماهنگی میان دستگاههای داخلی و آمادگی بنگاههای ایرانی برای تطبیق با استانداردها و سازوکارهای جدید مالی و لجستیکی است. بدون اصلاحات داخلی و ایجاد شفافیت در نظام پرداخت و تجارت، فرصت بریکس به تنهایی به نتیجه ملموس نخواهد رسید.
فرصت مشروط به اجرا
کارشناسان اقتصادی نیز پیش از این تأکید کردهاند که بریکس در سالهای اخیر به دنبال گسترش همکاریهای مالی، افزایش سهم ارزهای ملی در تجارت درونگروهی و تقویت نهادهای مالی جایگزین بوده است. برای ایران، که به دنبال متنوعسازی شرکای تجاری و کاهش آسیبپذیری در برابر نوسانات ارزی است، همسویی با این روند میتواند یک فرصت راهبردی تلقی شود.
با این حال، نکته کلیدی که سنندجی نیز بر آن تأکید دارد، تفاوت میان ظرفیت بالقوه و دستاورد بالفعل است. بریکس میتواند ابزارهایی برای کاهش هزینههای تجارت و تأمین مالی در اختیار ایران قرار دهد، اما تبدیل این ظرفیت به نتایج اقتصادی پایدار، مستلزم توافقهای عملیاتی، ایجاد اعتماد متقابل میان اعضا و اجرای دقیق سازوکارهای پرداخت و سرمایهگذاری است.
نظرات (0)