مسیرهای کلیدی انتقال انرژی در منطقه خاورمیانه با نشانه‌هایی از اختلال در تردد مواجه شده‌اند؛ اختلالی که از تنگه هرمز در خلیج فارس تا تنگه باب‌المندب در دهانه دریای سرخ را در بر می‌گیرد و به‌عنوان شریان‌های اصلی عبور نفت و گاز در جهان شناخته می‌شوند. هر گونه بی‌ثباتی در این گذرگاه‌ها به‌سرعت بازتاب خود را در بازارهای جهانی انرژی نشان می‌دهد.

تنگه هرمز و باب‌المندب؛ دو گلوگاه سرنوشت‌ساز

تنگه هرمز، باریک‌ترین نقطه اتصال خلیج فارس به دریای عمان و اقیانوس هند، یکی از مهم‌ترین آبراه‌های جهان برای صادرات نفت خام و میعانات گازی کشورهای حاشیه خلیج فارس به‌شمار می‌رود. برآوردها نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از نفت و ال‌ان‌جی جهان روزانه از این گذرگاه عبور می‌کند و هرگونه کندی یا ناامنی در تردد کشتی‌ها می‌تواند عرضه جهانی را با چالش جدی مواجه کند.

در سوی دیگر، تنگه باب‌المندب که دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند پیوند می‌دهد، مسیر اتصال نفت و کالاهای تجاری میان خاورمیانه، اروپا و آسیا از طریق کانال سوئز است. این آبراه برای نفتکش‌ها و کشتی‌های حامل گاز مایع اهمیت راهبردی دارد و امنیت آن مستقیما بر هزینه حمل‌ونقل دریایی و زمان تحویل محموله‌های انرژی اثر می‌گذارد.

وقوع اختلال همزمان یا متناوب در این دو مسیر، حلقه اتصال تولیدکنندگان بزرگ انرژی به مصرف‌کنندگان در شرق آسیا و غرب اروپا را تحت فشار قرار می‌دهد و ریسک ژئوپلیتیک بازار انرژی را به شکل محسوسی افزایش می‌دهد.

حساسیت بازار نفت به اختلال در عرضه

بازار جهانی نفت نسبت به هرگونه علامت اختلال در مسیرهای عرضه، واکنش سریع و حساسی نشان می‌دهد. حتی بدون کاهش واقعی تولید، صرف نگرانی از تاخیر در رسیدن محموله‌ها، افزایش حق بیمه کشتی‌ها و تغییر مسیر نفتکش‌ها می‌تواند انتظارات تورمی در بازار را تقویت کند و قیمت‌ها را در مسیر صعودی قرار دهد.

تجربه سال‌های اخیر نشان داده که ناامنی دریایی، تهدیدهای امنیتی و محدودیت‌های تردد در آبراه‌های حساس، پیش از آنکه به کاهش فیزیکی عرضه منجر شود، از مسیر انتظارات و هزینه‌های جانبی، بازار را ملتهب می‌کند. معامله‌گران، پالایشگاه‌ها و شرکت‌های حمل‌ونقل در چنین شرایطی با احتیاط بیشتری اقدام به خرید و رزرو محموله می‌کنند و همین احتیاط به نوسان قیمت‌ها دامن می‌زند.

موج دوم هزینه‌ها؛ از پالایشگاه تا سفره مصرف‌کننده

افزایش هزینه انرژی صرفا به بهای نفت در تابلوهای معاملاتی محدود نمی‌ماند. این افزایش به‌صورت دومینووار سراسر زنجیره اقتصادی را در بر می‌گیرد:

  • پالایشگاه‌ها: رشد قیمت خوراک و افزایش هزینه حمل نفت خام، حاشیه سود پالایش را کاهش داده و قیمت فرآورده‌هایی مانند بنزین، گازوئیل و سوخت هواپیما را بالا می‌برد.
  • حمل‌ونقل دریایی و زمینی: بالا رفتن نرخ کرایه نفتکش‌ها، حق بیمه جنگی و سوخت کشتی‌ها، هزینه لجستیک را افزایش می‌دهد و مسیرهای جایگزین طولانی‌تر، مصرف سوخت بیشتری را تحمیل می‌کنند.
  • قیمت کالاها و خدمات: انرژی نهاده اصلی تولید در صنایع مختلف است؛ از پتروشیمی و فولاد گرفته تا کشاورزی و صنایع غذایی. هر جهش در قیمت انرژی در نهایت به قیمت تمام‌شده کالاها و نرخ تورم منتقل می‌شود.

در چنین شرایطی، کشورهاي واردکننده انرژی بیشترین فشار را متحمل می‌شوند، در حالی که صادرکنندگان نیز از محل نااطمینانی در جریان درآمدهای ارزی و قراردادهای بلندمدت آسیب‌پذیر خواهند بود.

چشم‌انداز پیش رو

پایداری جریان انرژی از مسیرهای راهبردی تنگه هرمز و باب‌المندب، نه‌تنها برای امنیت انرژی منطقه بلکه برای ثبات اقتصاد جهانی حیاتی است. تداوم اختلال در تردد این آبراه‌ها می‌تواند بازارها را برای هفته‌ها در وضعیت انتظار و نوسان نگه دارد، مگر آنکه مسیرهای تردد به سرعت به شرایط عادی بازگردد و اطمینان به زنجیره عرضه احیا شود.

کارشناسان تاکید می‌کنند که تنوع‌بخشی به مسیرهای انتقال، تقویت ذخایر راهبردی و دیپلماسی فعال برای کاهش تنش‌های دریایی، از جمله راهکارهایی است که می‌تواند آسیب‌پذیری اقتصاد جهان در برابر اختلال در گلوگاه‌های انرژی را کاهش دهد.