آیت‌الله شیخ محمدباقر زند کرمانی از جمله عالمانی بود که رسالت خود را تنها به تدریس و منبر محدود نکرد. او در روزگاری که بسیاری از نهادهای دینی و فرهنگی اصفهان در آستانه فراموشی قرار داشتند، با هزینه کردن از دارایی شخصی و تلاشی پیوسته، کوشید هویت دینی و اجتماعی این شهر را دوباره احیا کند. روایت زندگی او، داستان پیوند علم، عمل و دغدغه‌های مردمی است.

تولد در کرمان، رشد در اصفهان و قم

محمدباقر زند کرمانی در سال ۱۳۱۲ هجری قمری در کرمان چشم به جهان گشود. پس از طی مراحل مقدماتی تحصیل، برای فراگیری علوم حوزوی راهی اصفهان شد و سپس برای تکمیل مدارج علمی به قم رفت. در قم از محضر آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی، بنیان‌گذار حوزه علمیه قم، بهره برد و توانست از جمعی از علمای برجسته اجازه اجتهاد دریافت کند.

با وجود امکان ماندن در قم، او اصفهان را برای اقامت و فعالیت علمی و اجتماعی برگزید؛ شهری که بعدها عرصه اصلی خدمات فرهنگی، مذهبی و اجتماعی او شد. نگاهی که زند کرمانی به اصلاح جامعه داشت، نگاهی ریشه‌ای بود؛ او معتقد بود اصلاح باید از بازسازی فرهنگ، آموزش و هویت دینی آغاز شود و سپس به دیگر عرصه‌های زندگی مردم گسترش یابد.

فروش خانه برای احیای مدرسه ذوالفقار

یکی از شاخص‌ترین اقدامات آیت‌الله زند کرمانی، احیای مدرسه ذوالفقار در اصفهان بود. این مدرسه که روزگاری محل رفت‌وآمد طلاب و استادان بود، در گذر زمان رونق خود را از دست داده و در آستانه تعطیلی قرار گرفته بود. محمود فروزبخش، کارشناس تاریخ معاصر و فعال فرهنگی اصفهان در گفت‌وگو با فارس با اشاره به این دوره می‌گوید: زند کرمانی تلاش داشت با میراث و هویت اسلامی جامعه پیوند برقرار کند و برای همین روش «احیا» را در پیش گرفت.

به گفته او، آیت‌الله زند برای نجات مدرسه ذوالفقار حتی خانه شخصی خود را فروخت تا هزینه بازسازی و راه‌اندازی دوباره آن را تأمین کند. این مدرسه پس از احیا، به یکی از پایگاه‌های اصلی تدریس و فعالیت علمی او تبدیل شد و سال‌ها محل تربیت شاگردان و برگزاری جلسات علمی بود. این اقدام تنها یک تصمیم عمرانی نبود؛ نشانه‌ای از باور عمیق او به نقش آموزش و مدرسه در حفظ هویت جامعه بود.

بازگشت نماز به مسجد جامع و احیای مساجد فراموش‌شده

دامنه احیاگری زند کرمانی تنها به مدرسه خلاصه نمی‌شد. در سال‌های حکومت پهلوی، مسجد جامع اصفهان که یکی از مهم‌ترین بناهای تاریخی و مذهبی کشور است، با عنوان حفاظت از اثر تاریخی، عملاً از کارکرد عبادی خود فاصله گرفته بود و نماز جماعت در آن کم‌رنگ شده بود.

آیت‌الله زند کرمانی با پیگیری‌های مستمر برای بازگشایی مسجد و برقراری دوباره نماز جماعت تلاش کرد و خود نیز مدتی امامت جماعت را در این مسجد بر عهده گرفت. او همچنین از حاج‌آقا رحیم ارباب، از علمای برجسته اصفهان، دعوت کرد تا نماز جمعه را در مسجد جامع عتیق اقامه کند؛ اقدامی که باعث شد جمعیت انبوهی در روزهای جمعه بار دیگر در این مسجد گرد هم آیند و فضای مذهبی شهر جان تازه‌ای بگیرد.

علاوه بر مسجد جامع، مساجد باغ قوشخانه، پیرپالان‌دوز و جویباره نیز با همت او احیا شدند. این مساجد که هر یک بخشی از حافظه تاریخی محله‌های اصفهان بودند، با تلاش‌های این عالم دوباره به مراکز فعال عبادی و اجتماعی تبدیل شدند و نقش خود را در پیوند مردم با دین و محله بازیافتند.

دغدغه‌های اجتماعی؛ از درمانگاه خیریه تا مصلای تخت فولاد

نگاه آیت‌الله زند کرمانی به دین، نگاهی محدود به مسجد و مدرسه نبود. او اصلاح جامعه را بدون توجه به نیازهای روزمره مردم ناقص می‌دانست. یکی از اقدامات عام‌المنفعه او، نقش‌آفرینی در شکل‌گیری بیمارستان عسکریه اصفهان بود. هسته اولیه این مجموعه، درمانگاه خیریه عسکریه بود که با حمایت و پیگیری او تأسیس شد و بعدها توسعه یافت و به بیمارستانی برای خدمت به عموم مردم تبدیل شد.

همچنین احیای مصلای تخت فولاد و تبدیل نماز عید فطر به یک اجتماع بزرگ مردمی از دیگر یادگارهای اوست. در آن سال‌ها، جمعیت نمازگزار از مسجد جامع به سمت تخت فولاد حرکت می‌کردند و نماز عید را به امامت آیت‌الله زند کرمانی در مصلا برپا می‌داشتند. این آیین، علاوه بر جنبه عبادی، به نمادی از همبستگی اجتماعی مردم اصفهان تبدیل شده بود.

حمایت از تولید داخلی؛ روایتی پیش از زمان خود

در اندیشه آیت‌الله زند کرمانی، استقلال فرهنگی بدون استقلال اقتصادی کامل نمی‌شد. نقل شده است روزی تاجری از کسادی بازار خود گلایه کرد. آیت‌الله با دیدن کت‌وشلوار او که پارچه آن از منچستر انگلستان تهیه شده بود، از او پرسید چگونه در حالی که خود تولیدکننده نخ و پارچه است، از محصول خارجی استفاده می‌کند؟

او برای تبیین اهمیت حمایت از کالای داخلی، داستان مهندسی آلمانی را نقل می‌کرد که حتی هنگام خرید یک چاقوی ساده در ایران اصرار داشت محصول آلمانی بخرد تا پولی که هزینه می‌کند به چرخه صنعت کشور خودش بازگردد. زند کرمانی معتقد بود اگر مردم کالای ایرانی بخرند، صنعت داخلی فرصت رشد و خودکفایی پیدا می‌کند؛ دیدگاهی که دهه‌ها پیش از طرح گسترده مفاهیم حمایت از تولید ملی در ادبیات اقتصادی کشور مطرح می‌شد.

این دغدغه در سال‌های بیماری او نیز پررنگ بود. زمانی که برای درمان به داروهای خارجی نیاز داشت، در جمعی از وابستگی کشور به داروهای بیگانه سخن گفت و بیماری خود را نمونه‌ای از این وابستگی دانست. او تأکید کرد که بدون تقویت علم، صنعت و توان داخلی، اقتصاد کشور نمی‌تواند روی پای خود بایستد و حتی درمان یک بیمار نیز به واردات وابسته خواهد ماند.

بدرود در غربت و آرامگاهی ساده در تخت فولاد

آیت‌الله زند کرمانی در سال‌های پایانی عمر به بیماری مبتلا شد و برای مداوا به آلمان سفر کرد، اما درمان‌ها نتیجه‌بخش نبود. او سرانجام در ۱۹ شهریور ۱۳۴۸ در سن ۷۷ سالگی درگذشت. پیکرش پس از انتقال به اصفهان، در تخت فولاد به خاک سپرده شد.

بر اساس وصیت خودش، بر مزارش بقعه و بنایی ساخته نشد و قبر او همچنان ساده و بی‌پیرایه در میانه تکیه باقی مانده است. همین سادگی، گویای منش اوست؛ عالمی که میراثش را نه در سنگ و بنا، بلکه در نهادهایی به یادگار گذاشت که دوباره احیا شدند: مدرسه‌ای که با فروش خانه جان گرفت، مسجدی که صدای اذان و نماز دوباره در آن طنین‌انداز شد، درمانگاهی که مرهمی برای مردم شد و اندیشه‌ای که بر اعتماد به توان داخلی و احیای فرهنگ تأکید داشت.

امروز اگرچه نام آیت‌الله زند کرمانی در کوچه‌پس‌کوچه‌های اصفهان کمتر بر تابلوها دیده می‌شود، اما ردپای او در حیات فرهنگی این شهر همچنان زنده است؛ یادآور این نکته که اصلاح جامعه گاهی نه با شعار، بلکه با گذشتن از داشته‌های شخصی و احیای آنچه فراموش شده، آغاز می‌شود.