اوایل آذر سال گذشته، بوی تعفن مشکوکی از یک خانه ویلایی در جنوب تهران، همسایه‌ها را به وحشت انداخت. مرد جوانی که از بوی تعفن شدید به ستوه آمده بود، موضوع را به پلیس گزارش داد و گفت چند ماهی است زن و مرد جوانی در طبقه دوم ساختمان سکونت دارند اما حدود یک ماه است که اثری از آنها نیست و بوی تعفن غیرقابل تحملی منطقه را فرا گرفته است.

کشف جسد متلاشی شده در خانه

با حضور مأموران پلیس در محل و ورود به خانه، جسد متلاشی‌شده‌ای پیدا شد که هویت و جنسیت آن در ابتدا قابل تشخیص نبود. با انتقال جسد به پزشکی قانونی مشخص شد که این جسد متعلق به زن جوانی است که ابتدا با ضربات چاقو مجروح و سپس خفه شده است.

شناسایی مقتول

تیم جنایی با بررسی پرونده افراد گمشده موفق به شناسایی هویت مقتول شد. خانواده زن مقتول به پلیس گفتند دخترشان سال‌ها دچار مشکلات روحی و روانی بوده و چندین بار در بیمارستان‌های روانی بستری شده بود. آخرین بار زمانی که در بیمارستان بستری بود با مرد جوانی آشنا شد و قرار بود با او ازدواج کند، اما ناگهان ناپدید شد.

دستگیری متهم پس از ۷ ماه فرار

کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت پس از هفت ماه تحقیقات فشرده، سرانجام متهم را که با هویتی جعلی در یک کارگاه کرکره‌سازی در منطقه فشافویه مشغول به کار بود، شناسایی و دستگیر کردند. متهم که مهران نام دارد، برای بازجویی به شعبه اول بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران منتقل شد و جزئیات این جنایت هولناک را فاش کرد.

اعترافات قاتل: از تهدید تا جنایت

مهران در بازجویی‌ها گفت: «فرنگیس به خاطر درمان در بیمارستان روانی بستری بود. من در یک کمپ ترک اعتیاد کار می‌کردم و گاهی مددجویان را به مرکز روانی می‌بردم. در همین رفت و آمدها با فرنگیس آشنا شدم. او از من خواست برایش خوراکی بخرم و شماره مرا گرفت تا بعداً پولم را بدهد.»

وی ادامه داد: «اوایل از او خوشم آمده بود اما هر چه ارتباطمان بیشتر شد، رفتارهای عجیب و غریبش را بیشتر دیدم. راستش را بخواهید نمی‌خواستم با او ازدواج کنم چون رفتارش عادی نبود. وقتی فهمید پشیمان شده‌ام، شروع به تهدید کرد و گفت نشانی خانواده‌ام را بلد است و اگر با او ازدواج نکنم، روی مادر و خواهرم اسید می‌ریزد.»

متهم افزود: «او مرا مجبور کرد خانه‌ای اجاره کنم و با هم زندگی کنیم. اما هر چه بیشتر با او زندگی کردم، بیشتر از اخلاق و رفتار غیرعادی‌اش به ستوه آمدم. تحمل او برایم بسیار سخت بود، چه برسد به این که با او ازدواج کنم. روز حادثه او مانند همیشه اصرار به ازدواج داشت. خسته شده بودم. با هم درگیر شدیم. ابتدا او را هل دادم و بعد با چاقوی میوه‌خوری که روی میز بود چند ضربه به او زدم.»

لحظات پایانی

قاتل در ادامه گفت: «فرنگیس خونین روی زمین افتاده بود، اما هنوز نفس می‌کشید. روسری‌اش را برداشتم و دور گردنش پیچیدم. بعد از آن از خانه فرار کردم. مدتی در شهریار و اشتهارد و خوابگاه‌های خصوصی زندگی می‌کردم و هر کاری از دستم برمی‌آمد انجام می‌دادم تا زندگی‌ام را بگذرانم. بعد به تهران برگشتم و با هویت جعلی مشغول به کار شدم.»

مهران گفت در یک کارگاه کرکره‌سازی کار می‌کرده و درآمد خوبی داشته اما به دلیل دوستان ناباب معتاد شده و ورشکسته شده است. او در نهایت در همان کارگاه‌های دیگران مشغول به کار شد و همزمان در کمپ ترک اعتیاد نیز فعالیت می‌کرد که با فرنگیس آشنا شد.