اکبر عبدی، آن چهره آشنا و دوستداشتنی سینمای ایران، در روزگاری پا به عرصه هنر گذاشت که کشور تازه از انقلاب عبور کرده بود و جنگ تحمیلی مردم را درگیر روزهای سختی کرده بود. او با استعداد کمنظیرش در کمدی، شادی را به دل مردم برگرداند و به یکی از محبوبترین چهرههای سینمای ایران تبدیل شد.
ستارهای در دل مردم
عبدی چه در فیلمهای کودک و نوجوان و چه در آثار کمدی و طنز، توانست دل مردم را در هر قشر و طبقهای به دست آورد. بازیهای بهیادماندنی او در آثاری مانند «مادر»، «آدمبرفی»، «ای ایران»، «هنرپیشه»، «قندون جهیزیه» و «قاعده بازی» نشاندهنده طیف وسیع تواناییهای این بازیگر است. او با خلاقیت و شوخطبعی ذاتیاش، شخصیتهایی خلق کرد که هنوز پس از سالها در حافظه سینمایی ایرانیان زنده است.
جشنوارهها و بیمهری به ستارگان مردمی
اما نکته تأملبرانگیز در کارنامه اکبر عبدی، فاصله عمیق میان محبوبیت مردمی و توجه رسمی جشنوارهها به اوست. عبدی در طول نزدیک به پنج دهه فعالیت، تنها دو بار موفق به دریافت سیمرغ بلورین از جشنواره فیلم فجر شده است؛ آن هم برای نقشهای مکمل در فیلمهای «مادر» و «خوابم میاد» با فاصله ۲۲ سال. این در حالی است که بسیاری از منتقدان معتقدند او استحقاق دریافت جوایز بیشتری را برای نقشآفرینیهای درخشانش داشته است.
مقایسه با دیگر ستارگان آن دوران
اکبر عبدی در این زمینه تنها نیست. جمشید هاشمپور، یکی از سوپراستارهای دهه ۶۰ و ۷۰ ایران، ۳۶ سال برای دریافت نخستین سیمرغ کارنامهاش صبر کرد؛ با وجود بازی در نقشهای متنوعی چون «ممد ساکت» در مزرعه پدری، «حاج صفدر» در واکنش پنجم، «کمال» در یک بوس کوچولو و «اسمال چارلی» در کیفر. ابوالفضل پورعرب نیز تنها یک بار سیمرغ گرفت و تا جشنواره چهلودوم فجر که سیمرغ افتخاری به او اهدا شد، عملاً از سوی محافل رسمی نادیده گرفته شد.
چرا کمدینهای بزرگ نادیده گرفته میشوند؟
این پدیده تنها به ایران محدود نمیشود. در سینمای جهان نیز کمدینهای بزرگی مانند چارلی چاپلین، برادران مارکس، جری لوئیس و باستر کیتون گاه با بیمهری منتقدان و جوایز رسمی روبهرو شدهاند. با این حال، تفاوت مهم در این است که سینمای تجاری ایران به دلیل مهندسی اکران و نبود رقابت واقعی، در فضایی انحصاری گرفتار شده و لزومی برای تغییر و توسعه خود نمیبیند. این وضعیت باعث میشود استعدادهایی مانند اکبر عبدی در میان مناسبات موجود حل شوند و نتوانند در دوران متأخر کارنامهشان تأثیرگذاری گذشته را داشته باشند.
نگاهی به آینده
با وجود تمام بیمهریها، اکبر عبدی همچنان در قلب مردم ایران جای دارد. او نمادی از نسلی از بازیگران است که با وجود استعداد ذاتی و محبوبیت مردمی، هرگز آنطور که باید از سوی نهادهای رسمی سینمایی دیده نشدند. شاید بازنگری در رویکرد جشنوارهها و مراسم سینمایی نسبت به ستارههای مردمی، بتواند بخشی از این ناعدالتی تاریخی را جبران کند و راه را برای نسلهای آینده هنرمندان کمدی ایران هموارتر سازد.
نظرات (0)