ساعت پنج بامداد دوازدهم مهر سال گذشته، کادر درمان یکی از بیمارستان‌های نعمت‌آباد تهران مرگ مشکوک مرد جوانی را به پلیس گزارش کردند. مردی که دقایقی پیش با جراحت عمیق ناشی از اصابت چاقو به بیمارستان منتقل شده بود، روی تخت بیمارستان جان باخت. مقتول که محمود نام داشت، پیش از این نیز نامش در پرونده‌های قضایی ثبت شده بود؛ او ۹ سال از عمر خود را به اتهام قتل در زندان سپری کرده و چند ماه قبل با رضایت اولیای دم از قصاص نجات یافته و آزاد شده بود.

شروع ماجرا از یک درددوستی

پیمان، متهم ۳۸ ساله این پرونده که پس از ۱۰ ماه فرار سرانجام دستگیر شده، در اعترافات خود گفت: «من محمود را نمی‌شناختم و هیچ اختلافی با او نداشتم. من در کار خرید و فروش ضایعات ساختمانی هستم و در این مسیر با برادر محمود آشنا و دوست شدم. او بارها از دست برادرش گله‌مند بود و می‌گفت محمود از وقتی از زندان برگشته، مادر و خانواده را اذیت می‌کند حتی آنها را از خانه بیرون کرده و کتک می‌زند.»

به گفته پیمان، دوستش از او خواسته بود با محمود صحبت کند و او را نصیحت کند. شب حادثه پیمان به خانه آن‌ها رفت اما محمود با عصبانیت به او گفت که در امور خانواده دخالت نکند. پیمان می‌گوید: «وقتی دیدم حرف زدن فایده ندارد، خانه را ترک کردم. اما ناگهان صدای دوستم را شنیدم که فریاد زد مراقب باش محمود با چاقو آمد.»

دفاع از خود یا قتل عمد؟

متهم مدعی است که برای دفاع از خود چاقوی جیبی‌اش را بیرون آورد و درگیری میان آن‌ها شکل گرفت. او می‌گوید: «محمود دو ضربه به سمت من زد. من هم برای محافظت از جان خودم چند ضربه زدم که یکی از آن‌ها به شکمش اصابت کرد. من قصد کشتن او را نداشتم.»

پس از حادثه، پیمان تهران را ترک کرد و به یکی از شهرستان‌ها گریخت. او که کار و زندگی خود را از دست داده بود، برای تأمین هزینه‌های زندگی به خرید و فروش مواد مخدر روی آورد اما در این مسیر دستگیر و روانه زندان شد. مأموران پس از تطبیق مشخصات او با پرونده قتل در تهران، متوجه شدند که پیمان همان متهم فراری پرونده قتل در نعمت‌آباد است.

تحقیقات پلیس ادامه دارد

تیم جنایی اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ با هدایت بازپرس محمدجواد شفیعی، تحقیقات خود را درباره این پرونده ادامه می‌دهد. بررسی اظهارات متهم، تطبیق با گفته‌های شاهدان، گزارش پزشکی قانونی و سایر شواهد در دستور کار کارآگاهان قرار دارد. آن‌ها در تلاش برای روشن شدن زوایای پنهان این پرونده و انگیزه دقیق وقوع جنایت هستند.

پیمان در پایان گفت: «بی‌جهت و از روی دلسوزی پایم به یک پرونده قتل باز شد. من نمی‌خواستم او را بکشم. فقط رفته بودم تا شاید بتوانم به دوستم کمک کنم و خانواده‌اش در آرامش باشند اما این دیدار به فاجعه ختم شد.»